جهان پیرامون ما

سخن مدير

 با عرض سلام خدمت تمامي دوستان گرامي

وبلاگ من محيطي دوستانه در خصوص عجايب خلقت در زمينه زمين شناسي و كلي مطالب جالب و خواندي ديگر است

دوستاني كه مايلند در اين مسير من را ياري كنند به ايمل خصوصي من پيام بفرستند

ضمنا خاطر نشان ميگردد اين پيام به صورت دائم در ابتداي صفحه قرار ميگيرد و معمولا هر دو روز يك بار مطالب جديد به وبلاگ افزوده ميگردد پس كمي پايين تر هم سري بزنيد



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 16:14  توسط علی  | 

کشف ابرآتشفشاني عظيم در هنگ‌کنگ

ابرآتشفشان‌ها می‌توانند در هر فوران حداقل 1000 کیلومترمکعب ماده مذاب آتشفشانی و خاکستر را در فضای اطراف پراکنده کنند. یکی از این آتشفشان‌های عظیم به تازگی در آب‌های اطراف هنگ‌کنگ و جزایر سنگی آن کشف شده است. يلوستون در ميان ابرآتشفشان‌ها هم كم‌نظير است. اين آتشفشان طي فوراني كه 2 ميليون سال پيش رخ داده، بيش از 2000 كيلومترمكعب گدازه و خاكستر را در فضا پراكنده كرده است. اين آتشفشان عظيم يكي از بزرگترين و خطرناك‌ترين آتشفشان‌هاي روي زمين است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 9:35  توسط علی  | 

ظرفيتهاي معادن استان همدان براي توسعه اقتصادي

در استان همدان 271 معدن فعال وجود دارد که معادن سیلیس ، فلدسپات ، معادن غنی لاشه آهکی ، سنگ آهن ، پگماتیت ، میکا ، آندالوزیت ، گارنت، انواع گرانیت‌ها ، پوزولان، سیلیس، پوکه معدنی ، دولومیت ، تراورتن و تالک ، شن و ماسه و لاشه ساختمانی سبب شده تا همدان را یک استان معدن خیز بدانیم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 9:34  توسط علی  | 

ونزوئلا بیشترین ذخایر نفت جهان را دارد

یت کوهلˈ تحلیلگر بازار انرژی معتقد است که عربستان سعودی به داشتن 268 میلیارد بشکه ذخیره نفت بر روی کاغذ به خود می بالد و بیشتر مردم نمی دانند که ونزوئلا بیشترین ذخایر نفت جهان را دارد. به گزارش روز چهارشنبه گروه اقتصادی ایرنا و به نقل از پایگاه اینترنتی انرژی & کپیتال ،وی افزود: اکثر سرمایه گذاران بر این باورند که عربستان سعودی بزرگترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد،اما این اشتباه عامی است که به آسانی می توان مرتکب شد. به عقیده ی وی، ونزوئلا با دارا بودن حدود 296 میلیارد بشکه نفت، غنی ترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 10:42  توسط علی  | 

كشف يك جهان جديد قابل سكونت !

یك سياره داراي قابليت سكونت بالقوه دراطراف سياره گليزه 163 در فاصله 501 سال نوري كشف شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 10:41  توسط علی  | 

نهاوند با 33 معدن فعال زیرساخت صنایع بزرگ است

مسئول نمایندگی صنعت و معدن در شهرستان نهاوند گفت: شهرستان نهاوند با 33 معدن فعال زیرساخت صنایع بزرگ است. بیژن ترابیان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: نهاوند به لحاظ منابع و سنگ های معدنی مختلف در استان همدان موقعیتی بی نظیر دارد که با توجه به همبن ظرفیت ها زمینه شکوفایی صنعت در نهاوند فراهم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1391ساعت 10:39  توسط علی  | 

نشانه‌اى از فعاليت زودهنگام دماوند وجود ندارد

معاون زمين‌شناسى سازمان زمين‌شناسى و اکتشافات‌معدنى کشور، آثار هر گونه فوران آتشفشانى در دماوند را در حال حاضر رد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:12  توسط علی  | 

مساله خطر و ريسک زلزله در تهران

محدوده تهران بزرگ در استان تهران و در مجاورت استان البرز با دو کلان شهر بزرگ کشور، شامل تهران و کرج و با جمعیت 13 میلیونی از مهمترین مناطق تمرکز جمعیت در ایران است. این ناحیه از کشور از دیدگاه خطر زلزله همواره به عنوان منطقه ای خطرناک شناخته شده است . تاریخچه رخداد زلزله های تاریخی در پهنه تهران ( ری)، شمیرانات و همچنین اهمیت زلزله های اخیر رخداده در پیرامون تهران همگی نمایانگر ویژگی این ناحیه از نظر لرزه خیزی است. وجود گسل های بنیادی و قرارگیری روندهای پنهان لرزه زا در گسترده تهران و کرج و احتمال رخداد زلزله مخرب در هر یک از این روندهای گلسه نمایانگر اهمیت توجه ویژه به پهنه تهران به عنوان پهنه با خطر بالای زمینلرزه است



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 11:7  توسط علی  | 

چکیده اي از گزارش مقدماتي سازمان زمين شناسي کشور در ارتباط با زمين لرزه 21 مرداد اهر- ورزقان

نا به گزارش کارشناسان سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور دو زمين لرزه با بزرگای 6 تا 2/6 در مقیاس ریشتر، بعداز ظهر روز 21 مرداد ماه 1391- برابر با 11 اگوست 2012 - شهرستانهای اهر، ورزقان و هریس در استان آذربایجان شرقی و مناطق پیرامون آن را به شدت لرزاند. این زلزله در فاصله زمانی کمتر از 15 دقيقه سبب ویرانی و کشتار بيش از 300 تن از هموطنان آذربایجان شرقی در شمال باختری کشور شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 16:55  توسط علی  | 

انقراض ماموت ها ...............

تغییرات اقلیم عامل انقراض ماموت ها در روسیه



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 9:9  توسط علی  | 

زمین تنها نیست .....

سیاره های شبیه زمین بیشتر از چیزی است که تا کنون تصور می شد.......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 9:7  توسط علی  | 

ستخراج مواد خام از خرده سیاره های فضایی

 دانشمندان به زودی طرحهای استخراج مواد خام از خرده سیاره‌های فضایی را رونمایی خواهند کرد تا با حفاریها که انجام می‌شود منابع طبیعی رو به اتمام در زمین از فضا تأمین شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:52  توسط علی  | 

آتشفشان خفته پوپوكاتپتل در مكزیك بیدار می شود

افزایش فعالیت های درونی در آتشفشان 'پوپوكاتپتل' در مركز مكزیك سبب شده است، درباره احتمال بروز انفجار و رها شدن دود و خاكستر اعلام خطر شود. به گزارش ایرنا، مركز ملی‌ پیشگیری فاجعه مكزیك، اعلام كرد: از جمعه پیش میزان گدازه ها و سنگ های گداخته افزایش یافته كه می‌ تواند انفجارهای قوی و باران خاكستر را به همراه داشته باشد.

این مركز با اعلام افزایش سطح خطر، زمینه انجام اقدامات برای اعزام امدادگران، ارسال تجهیزات و امكانات برای انتقال مردم، برپایی اردوگاه ها، هشدارهای پروازی و محدود كردن رفت و آمد در منطقه نزدیك آتشفشان را فراهم كرده است.

مردم ساكن محدوده این آتشفشان نیز هشدارهای لازم برای انجام اقدامات ضروری از جمله پوشاندن سطح مخازن آب، استفاده از ماسك و فعالیت مكردن در هوای آزاد، تمرینات لازم و مانورهای خروج از منطقه را دریافت كرده اند.


+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:59  توسط علی  | 

شهادت حضرت فاطمه

شهادت بانوي دو عالم بر شما تسليت باد 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:47  توسط علی  | 

مطلبي جالب براي دختران



طالع بینی ازدواج برای دختران مجرد

فروردین : انتظار به پایان رسید و بعد از سالها انتطار و فراز و نشیب و غم و غصه و اشک و نا امیدی، به زودی ازدواج می کنی و به خانه بخت می روی، اما شب عروسی هنگام صرف شام برق می رود و داماد فرار می کند.



اردیبهشت: کسی در این دنیا هست که هر لحظه به تو فکر می کند و بی تو زنده نیست و نفس نمی کشد و قلبش نمی زند و اگر با او تماس نگیری، به کما می رود.او به زودی به خواستگاریت میاید و تو را با اسب سفید به قصر خوشبختی ها می برد.



خرداد : امروز دوست مامانت بعد از سالها زنگ می زنه خونه شما و با مامانت حرف می زنه و تورو واسه پسرش خواستگاری می کنه . البته تا سه سال دیگه نمی تونید ازدواج کنید چون پسره زندانه و سه سال از حبسش مونده.



تیر: تو با هر کسی که ازدواج کنی یکسال نشده پست می دن و باز برمی گردی خونه بابات.



مرداد : تا 43 روز دیگه ازدواج می کنی با پسر مورد علاقه ات و تا 342 روز دیگه بچه دار میشین پسره اسمشو می زارین بهرام بعد از 740 روز دیگه بچه دومت بدنیا میاد که اونم پسره اسمش می زارین شهرام و ….



شهریور : هر خواستگاری که واست میاد بعلت نامعلومی بعد از سه روز ناپدید میشه و دیگه خبری ازش نمیشه.



مهر : تا یکسال دیگه ازدواج می کنی اما شوهرت معتاد ازآب در میاد و طلاق میگیری بعد از یکسال باز ازدواج می کنی اما اون یکی هم معتاد در میاد و باز طلاق دوباره یکسال صبر می کنی و باز ازدواج می کنی در ازدواج سوم موفق میشی و پسر یک کارخونه دار میلیاردر و فوق العاده زیبا تو رو میگیره و کلی خوشبخت میشی.



آبان :پسری که همیشه در دانشگاه از تو جزوه می گیرد، هیچ فکری در کله اش ندارد و فقط عادت کرده از تو کمک بگیرد، نه قیافه داری، نه اخلاق. چرا این جوری فکر می کنی که باید در دوران دانشگاه ازدواج کنی؟ خلاصه بگم تا آخر عمر واست خواستگار نمیاد الکی منتظر نباش.



آذر:دوتا خواستگار سمج تا 2 ماه آینده میان خواستگاریت که هر دو دیوانه وار عاشقتن و وقتی می فهمن یک خواستگار دیگه داری با هم دعواشون میشه (دعوای عشقی) و هر دو با ضربات چاقو به قلب هم می زنن و هر دو می میرن. و تو تا آخر عمرت می مونی خونه بابات!



دی: به زودی با نویسنده محبوبت آشنا می شوی و از تو خواستگاری می کند. اما چند ماه بعد با بهانه های مختلف از ازدواج با تو منصرف می شود. تو دلیل این عمل او را نمی فهمی، اما به زودی متوجه می شوی رمانی از او منتشر شده که شخصیت های آن بسیار شبته تو و پدر و مادر و خواهر و برادر و فامیلهایت هستند و در مقدمه کتاب هم توضیح داده که برای دستیابی به این داستان واقعی، مجبور شده به دختری زشت پیشنهاد ازدواج بدهد.



بهمن : امروز همه از این که به زودی ازدواج می کنی خوشحال هستند، چون از دست غرغرهایت راحت می شوند و از این به بعد شوهر بیچاره ات است که باید تو را تحمل کند.



اسفند : عید نوروز بعدی عروسیته و با اونی که سالها منتظرش بودی ازدواج می کنی واسه ماه عسل، با کشتی شخصی داماد میرین به یک ویلا توی یک جزیره زیبا در اسپانیا! اما کشتی وسط راه میخوره به کوه یخ و غرق میشه! شوهرت تو رو سوار یه تخته میکنه و چون اون تخته تحمل وزن دوتاتون رو نداشته ، تخته رو ول میکنه و تو آب یخ میزنه و میمیره !تو هم برمیگردی خونه بابات و تا آخر عمر شوهر گیرت نمیاد!
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:17  توسط علی  | 

14 سال خدمت

به اين ميگن يك سرباز واقعي 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط علی  | 

20نكته جالب و واقعي جهان

21-به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می ترسند تا از مرگ.
2- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
3- اگر جمعیت چین در یک صف مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ وقت تمام نخواهد شد.
4- خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40 هزار دلار صرفه جویی کند.
5- مردم آمریکا بطور میانگین روزانه 73 هزار مترمربع پیتزا می خورند.
6- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
7- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
8- گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند. در حالیکه سگ ها کمتر از ده صدا.
9- تعداد چینی هایی که انگلیسی بلدند; از تعداد آمریکایی هایی که انگلیسی بلدند! بیشتر است.
10- فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند.
11- هربار که یک تمبر را زبان می زنید، 1/10 کالری انرژی مصرف می کنید.
12- تمام خرس های قطبی، چپ دست هستند.
13- اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می شود.
14- اگر بصورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.
15- کوتاهترین جنگ در تاریخ 1896 بین نازی ها و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
16- هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از 9 بار تا کرد.
17- چشم های ما از بدو تولد همین اندازه بوده اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ وقت نمی تواند متوقف شود.
18- در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است. به اندازه ای سنگ بکار رفته که می توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی متر دور دنیا ساخت.
19- .I am کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی است.
20- اگر تمام رگ های خونی را دریک خط بگذاریم، تقریبا 97 هزار کیلومتر می شود0
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:12  توسط علی  | 

مقاله ای کامل در مورد طوفان خورشیدی

فوران خورشیدی عظیمی که قدرتمندترین آنها طی هفت سال گذشته شناسایی شده است، با برخورد با اتمسفر زمین پیامدهای متعددی داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 10:28  توسط علی  | 

زمین تحت تاثیر تشعشعات حاصل از طوفان خورشیدی

محققان ناسا موفق به تهیه تصاویری از طوفان خورشیدی شدند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 10:25  توسط علی  | 

كشف الماس صورتي كمياب

كارگران معدني در استراليا يك الماس صورتي رنگ كمياب را كشف كردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 10:21  توسط علی  | 

كشف «كهكشان ماهواره‌يي» كم فروغ در اعماق فضا

كهكشان ماهواره‌يي كم نوري در فاصله 10 ميليارد سال نوري با زمين كشف شد كه كم جرم‌ترين نمونه در ميان اجرام آسماني محسوب مي شود. به گزارش (ايسنا)، كشف اين كهكشان ماهواره‌يي (satellite galaxy) به منجمان در يافتن اجرام مشابه و تأييد يا رد نظريه ها در خصوص ساختار كيهان كمك مي كند.
  
   منجمان پيش از اين نمونه هايي از كهكشان‌هاي ماهواره‌يي را در كهكشان راه شيري و كهكشان هاي نزديك كشف كرده بودند، اما تاكنون موفق به كشف كهكشان ماهواره‌يي در اين فاصله دور نشده بودند.
  
   به گفته كريس فاسناخت، استاد فيزيك دانشگاه كاليفرنيا در ديويس، كهكشان ها احتمالا توسط هاله‌هاي كوچك تر و كهكشان‌هاي ماهواره‌يي با جرم كمتر احاطه شده اند.
  
   بيشتر جرم كهكشان ها از ماده تاريكي تشكيل شده است كه نور را جذب يا ساطع نمي كند؛ به همين كهكشان ماهواره‌يي كشف شده در فاصله 10 ميليارد سال نوري با زمين بسيار كم نور ديده مي شود.
  
   محققان براي ديدن اين كهكشان از روش همگرايي گرانشي استفاده كردند. با استفاده از تلسكوپ كك 2 (Keck 2) در هاوايي، دو كهكشان همتراز كشف شدند. ميدان جاذبه جرم نزديك تر با منحرف كردن نور از جرم به فاصله بسيار دورتر باعث ايجاد يك تصوير تحريف شده در لنز تلسكوپ مي شد. محققان با تجزيه و تحليل تصاوير تحريف شده توانستند وجود خوشه كهكشان ماهواره‌يي را اثبات كنند.
  
   تنظيمات كوچك در آينه تلسكوپ براي كاهش اثرات جو زمين باعث شد كه تلسكوپ كك در مقايسه با تلسكوپ هابل وضوح تصويري بالاتري را براي محققان فراهم كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:54  توسط علی  | 

نعت نفت پيشرو در اجراي طرح پزشکي از راه دور در خاورميانه است

شیراز _ شانا_ گروه نفت: مدیرعامل سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت با بیان این که این سازمان رتبه نخست اجرای طرح پزشکی از راه دور (تله مدیسن) را در منطقه خاورمیانه کسب کرده است، گفت: کارت هوشمند سلامت در میان جمعیت طبی این سازمان توزیع شده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 18:51  توسط علی  | 

دانشمندان در جست‌و‌جوي راز كهكشان‌هاي سرخ

تلسكوپ فضايي «اسپيتزر» موفق به كشف يك گونه جديد و عجيب كهكشاني شده كه به رنگ قرمز هستند.
   به گزارش سرويس علمي خبرگزراي دانشجويان ايران(ايسنا)، اين چهار كهكشان كه در فاصله 13 ميليارد سال نوري از زمين قرار دارند، به دليل پوشيده بودن در غبار و تاري حاصل از فاصله زياد حتي براي تلسكوپ هابل نيز قابل شناسايي نبوده و محققان هنوز نتوانسته‌اند توجيهي براي رنگ قرمز آنها پيدا كنند.
   تلسكوپ اسپيتزر به نور مادون قرمز حساس بوده و از اين رو توانست اين كهكشان‌ها را كه از نوري 60 برابر درخشنده‌تر از نور قابل شناسايي توسط هابل برخوردارند، كشف كند.
   براساس اين پژوهش كه در Astrophysical Journal منتشر شده، كهكشان‌ها به دلايل مختلف مي‌توانند قرمز رنگ باشند. اين امر ممكن است به دليل غبار بيش از اندازه آنها، وجود ستارگان قديمي و قرمز يا دور بودن آنها باشد كه به دليل انبساط جهاني، نور آنها در طول موج طولاني‌تر كشيده شده و رنگ‌هاي قرمزتر توليد كرده است. هر سه دليل مي‌تواند براي اين كهكشانها قابل قبول باشد.
   به عقيده ستاره‌شناسان با توجه به فاصله زياد اين كهكشان‌ها با زمين آنها تنها يك ميليارد سال پس از مهبانگ بوجود آمده‌اند.
   محققان اميدوارند در گام بعدي بتوانند اندازي‌گيري دقيقي از ميزان تغيير به قرمز كهكشانها داشته باشند كه مستلزم ابزار قويتر مانند تلسكوپ بزرگ ميليمتري يا مجموعه عظيم ميليمتري آتاكاما است. اين دانشمندان همچنين به دنبال كشف نمونه‌هاي بيشتري از گونه‌هاي جديد كهكشان‌هاي شديدا قرمز هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 18:20  توسط علی  | 

آموزش استفاده از ياهو مسنجر

سلام امروز يك پست متفاوت با ديگر پست ها ميذارم اونم بخاطر درخواست يك دوست عزيز هست كه از من خواسته بود بهش روش استفاده ازياهو مسنجرو توضيح بدهم

اگر دوستان ديگر هم مايل به استفاده از اين آموزش هستند به ادامه مراجعه كنند ..........



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 17:17  توسط علی  | 

قابل سکونت ترين سياره ها و قمرها/ ارزيابي احتمال وجود حيات بيگانه

انشمندان با رتبه بندی سیاره ها و قمرهایی که در مناطق قابل سکونت جهان هستی کشف شده اند، گزینه هایی که احتمال شکل گیری یا وجود حیات فرازمینی در آنها بیشتر است را انتخاب کرده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 18:51  توسط علی  | 

پيام تسليت به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم

** ... إنی لَم اَخرُج اَشَراً وَ لا بَطَرَاً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطلَب الِاصلاح فی اُمَّهِ جَدّی وأبی صلّی اللّهُ علیه و الهِ اُریدُ اَن امُرَ بالمَعروُفِ وَ اَنهی عَن المُنکَر وَ اسیرُ بسیرَه جِدّی وَاَبی ... **

(مردم جهان بدانند که ) من به منظور شرارت و قدرت طلبی و ظلم و تعدی قیام نمی کنم من فقط با هدف اصلاح در میان امت جدم قیام نموده ام ، و اراده ام جز امر به معروف و نهی از منکر نیست و راهم نیز راه جدم پیامبر و پدرم علی بن ابی طالب است ...

نفسم یک سایه پر از غم دارد


آسمان دلم امروز کمی نم دارد


شاید از چشم کسی خون شده جاری, شاید


باز تقویم دلم بوی محرم دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 20:11  توسط علی  | 

سال 2012 فاجعه یا خرافات .................

با رد خرافات عنوان شده درباره سال 2012 دانشمند ناسا: وقوع توفان خورشيدي مرگبار از لحاظ فيزيك غيرممكن است

برای دریافت مطلب کامل به ادامه کرجعه کنید .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 8:48  توسط علی  | 

داغ ترین کوه جهان

pardisآیا می دانید گرم ترین نقطه زمین کجاست؟
جالب است بدانید که گرم ترین نقطه زمین در کشور خودمان ایران است.


بع ادامه مطلب سری بزنید..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:48  توسط علی  | 

عظیم ترین سازه بتنی جهان ( سد سه دره چین)

فکر میکنید 410 مایل برابر چند کلیومتر خواهد بود

درسته 660کیلوتر یعنی از همدان محل زندگی من تا نزدیکای سمنان خیلی زیاده درسته حالا تصور کنید این فاصله تماما زیر آب باشه .............

جالبه درسته پس به ادامه بروید تا بیشتر متعجب بشید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:30  توسط علی  | 

عجیب ترین ها

سلام مجدد چند مطلب در مورد عجایب جهان آماده کردم که دیدنشون خالی از لطف نسیت

نگاه کنید و لذت ببرید ولی نظر یادتون نره اولین مطلب هم در مورد دختر میمون نماست

به ادامه مطلب مراجعه کنید..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:6  توسط علی  | 

عید غدیر خم

روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي
گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي
گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـك نمودم روي قلبم يا علي
 *علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

**************عیدتون مبارک*************

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 9:14  توسط علی  | 

شگفتي اخترشناسان از كشفي دور از انتظار!

ستاره‌شناسان به تازگي موفق به كشف وجود تركيبات آلي با پيچيدگي دور از انتظار شدند كه نشان مي‌دهد تركيبات پيچيده آلي مي‌توانند در فضا و حتي در نبود گونه‌هاي حياتي، تركيب شده ‌باشند.

به ادامه سری بزنید..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 8:30  توسط علی  | 

اختلال ارتباطات راديويي در پي فوران يک شعله خورشيدي

ناسا شعله خورشیدی که به تازگی از خورشید فوران کرده و منجر به اختلال ارتباطات رادیویی در زمین شده را به عنوان یکی از قوی ترین شعله های خورشیدی که تا کنون از خورشید به وجود آمده دسته بندی کرد.
   متن کامل در ادامه مطلب ..................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 8:19  توسط علی  | 

دوره هخامنشي، مهم‌ترين دوره استخراج نمك در معدن چهرآباد زنجان بوده‌ است

سرپرست هيات كاوش مردان نمكي گفت: باپايان فصل دوم كاوش معدن چهرآباد 'مردان نمكي'و براساس لايه نگاري انجام شده مشخص شد مهم‌ترين دوره استخراج نمك از اين معدن مربوط به دوره هخامنشي است.


متن كامل در ادامه .....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 16:33  توسط علی  | 

مبهم‌تر شدن اسرار ماده تاريك با سنجش‌هاي كهكشاني جديد

سنجش‌هاي جديد از كهكشان‌هاي كوچك با بهترين مدل ماده تاريك تناقض داشته و به پيچيده‌تر شدن تصوير اسرارآميز اين ماده كه تصور مي‌شود 98 درصد كل مواد جهان را تشكيل داده، منجر شده است.


به ادامه مطلب مراجعه كنيد...................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 16:31  توسط علی  | 

ده زلزله مخرب تاريخ

سلام بعد از مدتها باز هم مطلب داغ و خواندي ديگري آماده كردم كه ميدونم حتما همه شما از خواندن آن شوكه ميشيد

به گزارش دادنا، در لیست مورد اشاره، زلزله دیروز سندای ژاپن در رده پنجم بزرگترین زلزله تاریخ ثبت شده است.

لیست بزرگترین زلزله های رخ داده در تاریخ جهان به ترتیب شدت آن عبارتند از:

ميتونيد مطلب كامل را در ادامه پيدا كنيد...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 14:4  توسط علی  | 

سلسه مطالب در مورد انرژي اتمي

 با سلام خدمت دوستان  

از امروز مبنا را بر اين گذاشتيم تا مطالبي در مورد انرژي اتمي و مزاياي اين انرژي به دوستان علاقه مند ارائه دهيم

با توجه به اينكه اين وبلاك شخصي بوده و اطلاعات اينجانب محدود ميباشد خوشحال ميشوم كه دوستان، من را در اين باره كمك و ياري نميايند

مطالب مفيد خود را ميتوانيد به ادرس 

fireman.mt@gmail.com

ارسال كنيد

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 18:58  توسط علی  | 

كليات

تصور امكان ادامه زندگي امروزه بشر بدون وجود برق غيرقابل باور به نظر مي رسد.


در جهان كنوني قطع كوتاه مدت جريان برق مي تواند لطمات جبران ناپذيري به روند زندگي وارد نمايد.


از اين روي نياز انسان به جريان الكتريسيته با نياز به اكسيژن مقايسه شده است.


افزايش جمعيت ، توسعه صنايع و كارخانجات و توليد روزافزون محصولاتي كه براي استفاده متكي به جريان الكتريسيته هستند.


متن كامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 18:13  توسط علی  | 

كاربرد هاي انرژي هسته اي



انرژی هسته ای کاربرداری زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته ای به تمامی انرژی های دیگر قابل تبدیل است ولی هیچ انرژی به انرژی هسته ای تبدیل نمی شود.

متن كامل در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 18:30  توسط علی  | 

فجايع ناشي از بمب اتم

60;از اينكه اين تصاوير را براي دوستان ميگذارم خيلي شرمنده هستم اين تصاوير مربوط به انفجار اتمي هيروشيما است همان دولتي كه دم از ازادي وبرابري حقوق مردم ميزند با بمب اتم و امسال ان بر مردم بي دفاع هجوم اورده است كشور عزيز ما ايران حال كه ميخواهد از اين انرژي سودمند و پر بهره در جهت ارتقا زندگي مردم و صلح استفاده نمايد همان دولت حقير وكثيف امريكا با سگ حار خود اسراعيل در صدد بر هم زدن جو ايران اسلامي و افكار مردم دارد

ميتوانيد اين تصاوير تاسف بار را در ادامه مطلب ببينيد...

از تمامي دوستان استدعا دارم حتما بعد از ديدن اين تصاوير نظر خود را در بخش نظرات بگذاريد تا تمام دوستان از ان استفاده كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 19:47  توسط علی  | 

اورانیوم چیست..........

در این قسمت برای آشنایی هر چه بیشتر دوستان نسبت به عنصر اورانیوم اطلاعات جامعی جمع آوری شده است که میتوانید در ادامه مطلب مشاهده نمایید............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 9:3  توسط علی  | 

بمب هیدروژنی

بمب هیدروژنی

دید کلی

همجوشی هسته‌ای بنیاد اصلی بمب هیدروژنی را تشکیل می‌دهد. همانطور که از شکافته شدن هسته‌های سنگین (شکافت هسته‌ای) ، مقدار عظیمی انرژی حاصل می‌شود. از پیوند هسته‌های سبک نیز انرژی بیشتری بدست می‌آید. در هر یک از دو حالت هسته‌هایی با جرم متوسط تشکیل می‌گردد، که جرم آنها کمتر از جرم اولیه‌ای است که برای تشکیل آنها بکار رفته است. در حالی که در روش شکافتن ، ماده اولیه منحصر به اورانیوم و توریم است. در روش پیوند هسته‌ای از هر اتم سبکی مثلا اتم هیدروژن می‌توان استفاده نمود.


متن كامل در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 9:43  توسط علی  | 

بمب اتمی

 بمب اتمی

نگاه اجمالی

آنچه خداوند در طبیعت به ودیعه نهاده است، اگر بصورت صحیح و در جهت درست مورد استفاده قرار گیرد، وسایل رفاه و آسایش بیشتر را تأمین خواهد کرد. اما اگر این امکانات خدادادی در جهت نادرست و نامشروع مورد بهره برداری قرار گیرند، نه تنها وسیله‌ای برای آرامش و آسایش او نخواهد بود، بلکه بلای جان او شده و وسیله‌ای برای تهدید هستی او تبدیل خواهد شد. یکی از این منابع طبیعی سنگ معدن اورانیوم است که اگر بصورت درست مورد استفاده قرار گیرد، بسیار مفید بوده و به تعداد فوق‌العاده‌ای می‌تواند انرژی برق مورد استفاده بشر را تأمین کند، اما متأسفانه استفاده‌های نادرست سبب شده است که این عنصر خدادادی ماده اولیه سلاحهای مرگبار باشد که بمب اتمی یکی از این نمونه‌ها می‌باشد. 

متن كامل در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 9:42  توسط علی  | 

منابع کارشناسی ارشد رشته زمین شناسی

**زبان عمومي :

۱-physical geology

2-Understanding Earth ( از دانشگاه آریزونای شمالی )

3-زبان تخصصي زمين شناسي-مرتضي پيروز

4- Essential geology

5- sedimentary (Taker)

6- زبان تخصصي زمين شناسي – انتشارات پيام نور


**زمين شناسي اقتصادي :

۱-زمين شناسي اقتصادي- جمشيد شهاب پور

۲-زمين شناسي اقتصادي كاربردي- محمد حسن كريم پور- دانشگاه فردوسي مشهد

۳-مقدمه اي بر زمين شناسي كانسنگها- فريد مر و جواد مقدسي

۴-مباني زمين شناسي اقتصادي- عبدالمجيد يعقوب پور – مركز نشر دانشگاهي

5-زمين شناسي اقتصادي- دكتر فريد مُر – دانشگاه شيراز


**ژئوشيمي:

۱ -اصول ژئوشيمي-فريد مر(برايان ميسون)-انتشارات دانشگاه شيراز


**سنگ شناسي:

۱-سنگ شناسي آذرين- معين وزيري- دانشگاه تربيت معلم

 ۲ـ سنگ شناسی اذرین دکتر سید مسعود همام

۳-سنگ شناسي دگرگوني- درويش زاده-انتشارات پیام نور

۴-سنگ شناسي رسوبي- موريس.اي.تاكر

5- سنگ شناسي رسوبي – دكتر سحابي- دانشگاه تهران


**چينه شناسي :

۱-چينه نگاري- خسرو خسرو تهراني-دانشگاه تهران

۲ـاصول چینه نگاری دانشگاه اصفهان وزیری طاهری جعفریان

۳-اصول چینه شناسی دانشگاه لرستان ایرج مغفوری

۴-چينه شناسي و رخدادهاي زمين شناسي- خسرو خسرو تهراني

5-جزوء چينه شناسي – دكتر شميراني-دانشگاه شهيد بهشتي




**زمين شناسي ساختماني

1-زمين شناسي ساختماني (جزوء درسي)- دكتر الياسي- دانشگاه تهران

2- زمين شناسي ساختماني = دكتر پور كرماني- انتشارات علوي

3- زمين شناسي ساختماني- دكتر مهدي علوي- سازمان زمين شناسي

 

**زمين شناسي ايران :

۱-زمين شناسي ايران- دكتر درويش زاده – نشر دانش امروز

2- زمين شناسي ايران- دكتر درويش زاده- دانشگاه تربيت معلم

3-ديباچه اي بر ماگماتيسم در ايران- حسين معين وزيري

4-زمين شناسي ايران- آقا نباتی


**رسوب شناسي:

۱-رسوب شناسي-رضا موسوي حرمي-انتشارات آستان قدس

۲-سنگ شناسي رسوبي-موريس.اي.تاكر،ترجمه:موسوي حرمي و اسدا... محبوبي

۳-جزوه درسي رسوب شناسي دانشگاه علوم پايه دامغان-مهندس اهري پور

۴-مباني زمين شناسي-ادوارد.جي.تاربوك و فردريك.ك.لوتگن،ترجمه:رسول اخروي

 

**زمين شناسي مهندسي

1-زمين شناسي مهندسي –دكتر معماريان-دانشگاه تهران

2-زمين شناسي مهندسي-دكتر بهنيا و طباطبايي- دانشگاه تهران

3-مكانيك خاك – براجا ام داس- مترجم صالح زاده- دانشگاه علم و صنعت ایران

 

** زمين شناسي نفت

1-زمين شناسي نفت – دكتر سحابي – دانشگاه تهران

 

** ديرينه شناسي

1-ديرينه شناسي – دكتر خسروتهراني-دانشگاه تهران

2- جزوء ديرينه شناسي – دكتر عزيز الله طاهري- دانشگاه صنعتي شاهرود

 

** آبهاي زير زميني

1-      آبهاي زير زميني-دكتر صداقت – انتشارات پيام نور

 

**سوالات ادوار کنکور کارشناسی ارشد زمین شناسی

1-کتاب پردازش در دو جلد حاوی سوالات کنکور کارشناسی ارشد زمین شناسی

2-كتاب تست هاي كارشناسي ارشد ناپيوسته دانشگاه آزاد اسلامي

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 13:1  توسط علی  | 

برج العرب

برج العرب هتلی مجلل در دوبی، امارات متحده عربی است. ساختمان آن ۳۲۱ متر ارتفاع دارد و در جزیره‌ای مصنوعی ۲۸۰ متر از خشکی بنا شده‌است. کوچک‌ترین اتاق هتل ۱۶۹ و بزرگ‌ترین اتاق آن ۷۸۰ متر مربع مساحت دارند.

رقم دقیق هزینه شده برای ساختمان بنا مشخص نیست، اما گمان می‌رود بیش از ۱ میلیارد دلار آمریکا باشد. برای جبران هزینه‌ها تمامی اتاق‌های هتل بایستی برای ۴۰۰ سال اجاره شوند.

صاحبان هتل آن را ۷ ستاره می‌خوانند، اما در واقعیت بیشتر سازمان‌های رتبه‌دهنده تنها تا ۵ ستاره رتبه می‌دهند.

هفت طبقه از این هتل به صورت آکواریوم در زیر دریا وجود دارد. اجاره کوچک‌ترین اتاق این هتل شبی ۶ هزار درهم است. سرو هر غذا در این هتل کمتر از ۱۰۰۰ درهم نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:33  توسط علی  | 

user and pasword eset 26 09 2009

UserName:EAV-25700992
Password:x3h8t27d8a

Username:EAV-25548729
Password:vaep4nd6k8

Username:EAV-25548723
Password:sj2meerc4p

Username:EAV-25548736
Password:tfmjj2bfe7

Username:EAV-25548651
Password:p3tdasdpes

Username:EAV-25548659
Password:ckhjpnbdpm

Username:EAV-25548715
Password:h7jkxbtujb

Username:EAV-25548712
Password:xcbj6phxs3

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 5:9  توسط علی  | 

كشف دايناسور عظيم گوشتخوار

در ادامه ميتونيد اين مطلب را كامل بخونيد..............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:27  توسط علی  | 

cng

ادامه را بخوانيد.......................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:9  توسط علی  | 

قبل وبعد ودر حین زلزله چه باید کرد.............

آیا شما میدانید در هنگام زلزله چه باید کرد..............

 

 

ادامه را بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:6  توسط علی  | 

انرژی زمین گرمایی و کاربرد آن

این انرژی که از مرکز زمین منشاء میگیرد...................

 

 

ادامه دارد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:0  توسط علی  | 

دایناسور ها

ادامه رو بخونید.................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:55  توسط علی  | 

پدیده ال نینو

این پیدیده جالب در اثر فعالیتهای اقیانوس ارام شکل میگیرد.............

ادامه مطلب را بخوانید.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:30  توسط علی  | 

پلوتونیوم

این عنصر مانند اورانیوم دارای خواص رادیو اکتیو بوده و.................

 

در ادامه منتظریم...............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 9:22  توسط علی  | 

شکل آتشفشان ها

بطور عمومي آتشفشانها سه شكل هندسي عمده دارند:

مخروطها ( Cones ) , سپر ها ( Shields ) و ورق ها ( Sheets ) .

ورق ها( Sheets )

سپر ها ( Shields )

مخروطها ( Cones )

مخروط ميتواند متقارن باشد, مانند آنچه در مورد برخي ازآتشفشانهاي آندزيتي ملاحظه مي گردد. 

مخروط ميتواند بواسطه يك كالدراي مركزي قطع شده باشد.مخروط ميتواند كنده مانند كوتاه با دهانه مركزي وسيع باشد ( مانند مخروطهاي توفي حلقوي ) غلظت , ميزان فوران , دوره فازهاي فوراني , نوع ميكانيسم انفجاري از جمله فاكتور هاي عمده در نحوه شكل يافتن مخروط ها و ديگر اشكال آتشفشان مي باشند.

نمایی از یک مخروط

گدازه هاي بسيار غليظ ( يا جريانهاي پيروكلاستيك غليظ ) در اطراف دامنه آتشفشان و يا در پاي آن تجمع مي يابند ( حتي اگر ميزان فوران بالا باشد ) در حالي كه گدازه هاي بسيار رقيق و همچنين جريانهاي پيروكلاستيك جيم و روان , بسرعت از دهانه مركزي آتشفشان دور شده و تشكيل دامنه هاي كم شيب و بالنتيجه سپرهاي آتشفشاني كم ارتفاع مي دهند.

 آتشفشانهاي سپري مي توانند بعنوان حد واسط مخروط ها و ولكانيسم ورقي محسوب شوند.

نمایی از یک آتشفشان سپری

آتشفشانهاي اخير تشكيل بازالتهاي سيلابي و يا جلگه اي مي دهند. اين بازالتها تجمع عظيمي از مواد خروجي بصورت ورقي يا صفحه اي داده كه برخي از جريانها گدازه اي مساحتي متجاوز از يكصد هزار (000/100) كيلومتر مربع را مي پوشانند, بدون اينكه تغييرات مهمي در ضخامت جريانها ملاحظه گردد .

همچنين برخي از گدازه هاي تحول يافته و رقيق شده تشكيل ورق هاي گسترده داده اند. وسيع ترين نوع ته نشستهاي آتشفشاني ورقي مواد آذر آواري و يا در واقع تفراهاي ريزشي  ( Fallout tephra ) مي باشند كه تشكيل پوشش هاي گسترده از لاپيلي هاي پاميسي و يا خاكستر هاي آتشفشاني مي دهند .

تفراي ريزشي  ( Fallout tephra )

شكل عمومي اينگونه  صفحات تفرائي بيضوي مي باشد زيرا بعلت تاثير جريان باد در يك جهت خاص كه منطبق با جهت وزش باد است بيشتر پراكنده ميشوند ‏بطوريكه طول آن ممكن است به صدها و حتي هزاران كيلومتر برسد . البته اكثر اين ورق ها كم ضخامت مي باشند و حجم بازالتهاي جلگه اي يا سيلابي و جريانهاي پيرو كلاستيك عمده را ندارند . چنين ورق هاي تفرائي منفرد نتيجه انفجارهاي پر قدرت مي باشند كه رد آنها را مي توان تا مبداء  كه معمولاً يك كا لدرا مي باشند دنبال نمود . اين ته نشستهاي تفرائي بخصوص لايه هاي خاكستر دار آتشفشاني را كه خوب حفظ شده اند مي توان ما بين ته نشستهاي عميق دريائي ملاحظه كرد. در روي خشكي , بخش عمده اي از آنها فرسوده مي گرددو يا ممكن است آثار آنها را در توپوگرافيهاي پست, در بين ته نشستهاي درياچه اي در زير جريانهاي آذر آواري و غيره مشاهده نمود.

 ماگما را در اينجا به دو گروه تقسيم ميكنند:

الف: ماگماي اوليه و يا مادر ( Parental magma ) كه بواسطه ذوب بخشي گوشته فوقاني ( Upper mantle ) و يا پوسته تشكيل مي شوند.

ماگماي مادر ( Parental magma )

ب : ماگماي اشتقاقي  ( Derivative magma ) كه بواسطه پديده تفريق از ماگما ي اوليه و يا در اثر اختلاط ماگماها ( Magma mixing ) حاصل شده اند.

سنگ حاصل از ماگمای اشتقاقی

 دو دسته از شرايط در تحول ماگمائي مي توانند مد نظر قرار گيرند:

 -دسته اول آنهايي مي باشند كه در محل تشكيل ماگما آنرا متاثر ميسازند.

 -  دسته دوم آنهايي هستند كه ضمن صعود ماگما و تا زمان فوران ماگما, آنرا تحت تاثير قرار مي دهند.

ماگما هاي بازالتي عموماً بعنوان ماگماهاي اوليه نگريسته شده اند . البته در هر صورت هر ماگمائي مي تواند بعنوان ماگماي مادر ديگر ماگماي بيشتر تفريق شده محسوب گردَد.

عواملي كه باعث كنترل تركيب ماگماهاي بازالتي مي شوند پيچيده بوده و از جمله عبارتند از :

 الف – تركيب : كه شامل تركيب شيميائي  و كاني شناسي سنگ مادر   ( منشاء ) و همچنين تركيب مواد فرار ( Volatipes ) يعني نوع مواد فرار و فراواني نسبي آنها مي گردد.

  ب  – فرايند ذوب:   كه ارتباط با درجه ذوب بخشي  ( كه خود در ارتباط با      فشار , حرارت و   ميزان مواد فرار  مي باشد) و    عمقي كه ماگما در آنجا تشكيل مي شود دارد.

ماگماهاي بازالتي هنگامي اوليه اطلاق مي شوند كه مستقيماً از محل تشكيل به سطح زمين برسند ( از طريق شكستگيها ) و عملاً متحمل هيچگونه تغيير شيميائي ضمن انتقال نشده باشند.

 ماگماهائي كه بتوان آنها را اوليه ناميد كم و نادر ميباشند زيرا اغلب ماگماها ضمن سرد شدن ممكن است متحمل تبلور بخشي شده و يا با اختلاط و آلودگي در مسير خود به سطح زمين دچار تغيير تركيب شيميايي بشوند.درجه ذوب بخشي در هر عمقي در رابطه با فشار و ميزان مواد فرار سيستم مي باشد. كارهاي  انجام شده در دهه اخير نشان داده است كه نوع ميزان مواد فرار تاثير عمده اي بر درجه حرارت ذوب , درجه ذوب بخشي پريدوتيت گوشته و تركيب شيميائي ماگماي حاصله بر اثر ذوب بخشي دارد. مواد چفرار اصلي مطالعه شده همانا آب H2O و گاز كربنيك CO2 مي باشند.

فوران هاي انفجاري از ويژگيهاي ماگماهاي مافيك خيلي تحت اشباع از سيليس بوده بنظر ميرسد بواسطه فراواني مواد فرار موجود در ماگماهاي مزبور ميباشد.

نمایی از فوران ماگما از نوع استرامبولی

همچنين خروج غير انفجاري بازالتهاي توله ئيتي, محتملاً بواسطه پايين بودن ميزان مواد فرار موجود در آنها مي تواند باشد. ميزان پايين مواد فرار مي تواند بواسطه درجه ذوب بخشي بالا و يا پائين بودن آن در سنگ ها در گوشته باشد. در واقع درجه ذوب بخشي بالا سبب ترقيق مواد فرار ميشود.زيرا اين مواد فراركه درمواد ذوب شده اوليه ( براثر ناپايداري زودرس فازهاي هيدراته ) تمركز مي يابند , بر اثر ذوب بخشي زيادتر در ماده مذاب ترقيق مي گردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 9:12  توسط علی  | 

طبیعت و آتشفشانها

مطالبی خواندنی در مورد شگفتیهای آتشفشان...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 9:10  توسط علی  | 

سد سازي

سد

سد دیواری محکم که به منظور مهار کردن یا تغییر مسیر آب در عرض دره یا میان دو کوه و در مسیر رود ایجاد می‌کنند. افزودن ارتفاع آب به‌وسیله ایجاد سد، می تواند فقط به منظور مهار یا تغییر مسیر آب رودخانه باشد و یا ذخیره کردن آب در پشت سد برای کشاورزی، آبیاری وآبرسانی و یا حتی تولید انرژی برقابی منظور اصلی در ایجاد سد بوده باشد.

از آنجا که آب جمع شده در پشت یک سد، میتواند نیروی بسیار عظیمی به سد وارد کند، لذا در طراحی سدها، اصلی ترین مسئله استاتیکی(ایستایی)، غلبه بر این نیرو و رسیدن به شرایط پایداری است که با تخلیه و یا آبگیری سد، پیوسته برقرار باشد. سدها از نقطه نظر استاتیکی به دو گروه عمده سدهای وزنی و سدهای قوسی تقسیم می گردند. علاوه بر این انواع دیگری از سدها نیز وجود دارد مانند سدهای پایه دار، سدهای پشت بند دار و سدهای چوبی که به لحاظ اهمیت کمتر و استفاده ناچیز تر به آنها پرداخته نمی شود.

 

 در ادامه مطلب منتظرتون هستم.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:40  توسط علی  | 

مصاحبه اختصاصی با دکتر علی درویش زاده

 

نخبه ی واقعی كسی است كه مردم بتوانند از نتیجه علم و عملش بهره ببرند .

؟؟ : لطفاً شرح مختصری از زندگی و تحصیلات خود را برای مخاطبین سایت اینترنتی ما بفرمائید .

ادامه دارد(در ادامه مي توانيد مصاحبه كامل را بخوانيد)...............................؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:23  توسط علی  | 

چالوس

جاده چالوس راهي بي پايان............

 

در ادامه منظرتون هستم.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:10  توسط علی  | 

دریای نور وکوه نور

دریای نور، زوج الماس معروف کوه نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می باشند که توسط نادر شاه در جنگ با هند به دست آمده اند.

دریای نور پس از قتل نادر به نوه او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد. ناصرالدین شاه (با استدلالاتی که منطقی می نماید) معتقد بود که این جواهر یکی از گوهر های تاج کورش کبیر بوده است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.

این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه خواهان به سفارت روسیه برده شد که خوشبختانه به همت مشروطه خواهان بازپس داده شد و هم اکنون در موزه بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.تصویر:Darya-e Noor Diamond of Iran.png

کوه نور زوج الماس معروف دریای نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می باشند که توسط نادر شاه در جنگ با هند به دست آمده اند. کوه نور پس از مرگ نادرشاه توسط احمدشاه درانی به افغانستان منتقل و سپس به شاه شجاع رسید. پس از شکست شاه شجاع از سردار هندی ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور توسط سردار نامبرده به هند عودت شد و بعدها به دست کمپانی هند شرقی بریتانیا افتاد و از آن طریق به ملکه ویکتوریا هدیه شد و اکنون در تاج ملکه انگلستان نصب می باشد.تصویر:Koh-i-Noor old version copy.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 10:5  توسط علی  | 

سنگهای قیمتی

سنگها به چند دسته تقسیم می شوند كه گرانبهاترین و زیباترین آنها سنگهای قیمتی می باشند كه عبارتند از: الماس، فیروزه، یاقوت، زمرد، عقیق، در و ...

 

 

مطلب کامل در ادامه............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 11:4  توسط علی  | 

سنگهای شفا بخش

در این قسمت میتوانید مطالب جالبی در مورد اسرار سنگها بخوانید

به ادامه رجوع کنید............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 10:30  توسط علی  | 

به نظر شما ما در کجای جهان قرار داریم برای پی بردن به این موضوع میتوانید به ادامه مطلب رفته و ببینید که ما در کجا هستیم

خوشحال می شم نظر خودتونم در قسمت نظرات وارد کنید و ما را بیشتر یاری کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 16:58  توسط علی  | 

قابل توجه دوستان

از امروز میتوانید مطالب جالب ودیدنی خود را در وبلاگ ما به نمایش بگذارید بدین منظور شما می توانید مطالب خود را در سایت www.blogfa.com

در قسمت وبلاگ گروهی به مشخصات ذیا وارد نمایید با تشکر مدیریت وبلاگ (((غلی)

وبلاگ: zamin

نام کاربری نویسنده: aa

کلمه عبور:123

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:58  توسط علی  | 

کانی شناسی

کانی شناسی برخی از کانی ها

جمع آوری شده توسط علی

می توانید مطلب کامل را در ادامه ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:15  توسط علی  | 

عجایب 7 گانه جدید

   

دیوار چین

كاخ پوتالا در لهاسا

  تاج محل

تاج محل در هندوستان

هرم چيچن ايتزا در يوكاتان در مكزيك

جزيره مجسمه هاي عيد پاك در شيلي

 

برج پيزا در ايتاليا

  

آمفي تئاتر رم در ايتاليا 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:24  توسط علی  | 

شگفتیهای زمین در قران

دکترعليرضا منعام
 چكيده:در فرهنگ اسلامي, تحقيق در طبيعت و كشف قوانين حاكم بر آن, علاوه بر آن كه به عنوان آيات الهي و راهنماي انسان به سوي شناخت, نقشي اساسي دارند مي توانند به عنوان باور, راهنما و الگوي انسان در ساختن محيطي مناسب زيست و هماهنگ با نظم موجود در كائنات مورد بهره برداري قرار گيرند.
اين گفتار با گردآوري و تفحص در ديدگاههاي كلي اسلام به عناصر طبيعت و انديشه هاي اسلامي و تاثيرات آنها بر تمدن اسلامي كمك به شناخت طبيعت به عنوان نشانه هاي از حكمت خداوند مي كند . اين هدف اساسي در جايگاه خاص خود تمامي مجموعه گفتار را در بر مي گيرد ولي سعي اين تحقيق در رسيدن به هدفي خاص با عنوان نظر در طبيعت براي رسيدن به يك جز از كليات مي باشد كه در راستاي هدف كلي است
عناصر طبيعت به عنوان بارزترين نمونه ها و همچنين نشانه هاي كه پيش از اسلام در افكار جايگاه هاي مقدسي داشته اند و در دين اسلام با نگرشي خدا شناسانه به آن تفكر مي شود يكي از مسائل مورد بحث مي باشد . البته از متون ديني و سخنان ائمه و علما تا علوم طبيعي و احكام اسلامي ياري جسته مي شود .        
در تمدن اسلامي بخصوص هنر هاي تجسمي و معماري و شهرسازي انگيزه هاي طبيعت گرايانه اسلام كاوش شده تا جلوه هنر اسلامي و زيبا هاي طبيعت آن را عرضه كند .اين چرخه بصورت كامل باز بسوي شناخت و تحقيق در طبيعت و كشف قوانين حاكم بر آن بر ميگردد و سيري نامتناهي دارد . از يك سو شناخت و از سوي ديگر نظاره . حال شايد به فرازهاي كلام امام علي(ع) با كلماتي همچون فكر كن, تامل كن, نظر كن, بدان, تعجب كن, و عبرت بگير، آغاز مي شوند بيشتر توجه كرده و بيابيم كه آنها بيانگر اهميت "تفكر" در طبيعت و عناصر آن است.اين گفتار چون با ديدگاه تخصصي معماري منظر گردآوري و تدوين شده است سعي مي گردد جايگاه خود را در آن حيطه ديده و مسائل فقهي و برداشت هاي ديني را به ياري اين ديدگاه تخصصي بياورد.  در همين راستا است كه مبحث نظاره در طبيعت هم به مفهوم عام شناخت و هم به معناي تخصصي آن از ديدگاه فرهنگ اسلامي به عنوان نتيجه تخصصي انتخاب شده است . ينقلب اليك البصر حاسباً و هو خسير( چشمان تيزبين تو در نظاره به آن تماشا گه در حالي كه خود احساس لزوم بازگشت مي نمايد و خسته و درمانده مي شود, بسوي تو نظاره گر بر مي گردد.)
 طبيعت در فرهنگ اسلامي
مقدمه : در فرهنگ اسلامي، تحقيق در طبيعت و كشف قوانين حاكم بر آن، علاوه بر آن كه به عنوان آيات الهي و راهنماي انسان به سوي شناخت نقشي اساسي دارند مي توانند به عنوان باور راهنما و الگوي انسان در ساختن محيطي مناسب زيست و هماهنگ با نظم موجود در كائنات مورد بهره برداري قرار گيرند.
  • اين تحقيق با گردآوري و تفحص در ديدگاههاي كلي اسلام به عناصر طبيعت و انديشه هاي اسلامي و تاثيرات آنها بر تمدن اسلامي كمك به شناخت طبيعت به عنوان نشانه هاي از حكمت خداوند مي كند.
  •  اين هدف اساسي در جايگاه خاص خود تمامي مجموعه گفتار را در بر مي گيرد ولي سعي اين تحقيق در رسيدن به هدفي خاص با عنوان نظر در طبيعت براي رسيدن به يك جز از كليات مي باشد كه در راستاي هدف كلي است.
  • عناصر طبيعت به عنوان بارزترين نمونه ها و همچنين نشانه هاي كه پيش از اسلام در افكار جايگاه هاي مقدسي داشته اند و در دين اسلام با نگرشي خدا شناسانه به آن تفكر مي شود يكي از مسائل مورد بحث مي باشد. البته از متون ديني و سخنان ائمه و علما تا علوم طبيعي و احكام اسلامي ياري جسته مي شود.  تمدن اسلامي بخصوص هنر هاي تجسمي و معماري و شهرسازي انگيزه هاي طبيعت گرايانه اسلام كاوش شده تا جلوه هنر اسلامي و زيبا هاي طبيعت آن را عرضه كند.
  • اين چرخه بصورت كامل باز بسوي شناخت و تحقيق در طبيعت و كشف قوانين حاكم بر آن بر ميگردد و سيري نامتناهي دارد. از يك سو شناخت و از سوي ديگر نظاره.
  • حال شايد به فرازهاي كلام امام علي(ع) با كلماتي همچون فكر كن، تامل كن، نظر كن، بدان، تعجب كن و عبرت بگير آغاز مي شوند بيشتر توجه كرده و بيابيم كه آنها بيانگر اهميت "تفكر" در طبيعت و عناصر آن است.
  • اين تحقيق چون با ديدگاه تخصصي معماري منظر گردآوري و تدوين شده است سعي مي گردد جايگاه خود را در آن حيطه ديده و مسائل فقهي و برداشت هاي ديني را به ياري اين ديدگاه تخصصي بياورد. در همين راستا است كه مبحث نظاره در طبيعت هم به مفهوم عام شناخت و هم به معناي تخصصي آن از ديدگاه فرهنگ اسلامي به عنوان نتيجه تخصصي انتخاب شده است.
  • ينقلب اليك البصر حاسباً و هو خسير
  • ( چشمان تيزبين تو در نظاره به آن تماشا گه در حالي كه خود احساس لزوم بازگشت مي نمايد و خسته و درمانده مي شود, بسوي تو نظاره گر بر مي گردد.)
  • ديدگاه اسلام به طبيعت
  • جايگاه عناصر اصلي طبيعت در اسلام
  • عناصر چهارگانه از قديم الايام در نزد ايرانيان بطور خاص و ساير قومها ارزشي خاص داشته اند بصورتي كه حتي گاهي سمبول توحيد هر قوم مي شده اند. دين اسلام نگرشي كامل به تمامي مسائل فوق داشته و طبعت را نيز از نشانه هاي حكمت خداوند بشمار مي آورد. قرآن كريم مي گويد :
  • "مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پي يكديگر آمدن شب و روز، براي خردمندان نشانه هاي است." آل عمران (3) آيه 190
  • بطور مختصر ديدگاه فرهنگ اسلامي به عناصر اصلي طبيعت آب، گياه، باد، آتش و نور، خاك و زمين بيان مي شد.
  • آب و گياه
  • توجه مسلمين به طبيعت و عناصر آن ويژه آب وگياه نشات گرفته از تعاليم اسلام و سخنان و سنت نبي اكرم (ص) بوده است. پيامبر مي فرمود : هر كسي كه درختي بنشاند خداوند او را به اندازه ميوه هاي آن پاداش مي دهد. حضرت رسول (ص) حفاظت باغ ها و جنگل هاي اطراف مدينه را همواره سفارش مي فرمود و برخي از اين جنگل ها به مثابه پارك تابستاني مردم به شمار مي آمد. قطع درختان مذموم بود و هر شهري داراي مناطق حفاظت شده اي بود كه براي سالم سازي محيط زيست لازم شمرده مي شود.
  • از جمله آن كه گياهان به عنوان عنصري از بهشت (جنات تجري من تحتها الانهار) و همچنين يادآوري براي روز رستاخيز شناخته مي شوند علاوه بر آن خداوند تبارك و تعالي به گونه هايي از گياهان قسم ياد مي فرمايد, از جمله : والتين و الزيتون.
  • در فرهنگ اسلامي آب به عنوان نماد زندگي، بهشت، پاكي و نشانه زيبايي و آباداني مورد اشاره قرار گرفته است. 
  •  در تعاليم اسلام درباره آب بسيار گفته شده است كه به نمونه هايي از آن ها اشاره مي شود :
  • در آيه 50 سوره روم باران را رحمت خدا و كيفيت زنده كردن زمين بعد از مردنش را از آثار آن خوانده پس زنده شدن زمين پس از مردنش از آثار رحمت خداست و نباتات و اشجار و ميوه ها از آثار زنده شدن زمين است. و از ظاهر سياق ( و جعلنا من الماء كل شي حي) بر مي آيد كه مراد اين بباشد كه آب دخالت تامي در هستي موجودات زنده دارد. در زبان رمز عرفا نيز آب رمز نور هستي است كه در هر لحظه در سراسر جهان نفوذ و جريان دارد و بستر نهر مثال هايي است كه تعيين كننده جهت كلي جريان آب است.
  • باد
  • باد از جمله پديده هاي طبيعي است كه تفكر در آن و در نقشي كه براي ادامه حيات طبيعت و انسان ايفا مي نمايد مي توان انسان را به اصول و ارزش هايي متذكر گردد كه لازمه يك حيات معنوي و معنادار است. اهميت كوران و جابجايي هوا در فضاهاي زيستي در تعاليم اسلامي مورد توجه قرار گرفته است تا جايي كه از حبس هواي فضاي سكناي همسايه با احداث بنايي مرتفع به عنوان تضيع حقوق همسايه ياد شده است. به فرازي از كلام حضرت امام صادق (ع) در كتاب توحيد مفضل توجه فرماييد: تنبيه مي كنم تو را اي مفضل بر منافعي كه در باد هست. نمي بيني اگر چند گاه باد نوزد موجب حدوث امراض مي شود و نفس ها را مي گيرد و بيماران را مي گذارد و ميوه ها را فاسد مي كند و بقول و سبزي ها متعفن مي شود و احداث مواد وبا و طاعون در ابدان مي كند و آفت در غلات پديد آيد پس معلوم شد كه وزيدن باد از حسن تدبير خالق عباد است.
  • نور و آتش
  • در فرهنگ اسلامي نور معاني نمادين والايي دارد از جمله : در كلام الهي نور به عنوان نماد حضرت احديت، پيامبر گرامي اسلام، كتاب خدا، ايمان و رستگاري، هدايت و بينايي مورد اشاره قرار گرفته است.
  • مكتب خاصي از فلسفه اسلامي موسوم به مكتب اشراق كه بالاخص مبتني بر سمبوليسم نور است توسط سهروردي فيلسوف و عارف ايراني بنا نهاده شده و طي قرن ها بعد توسط حكماي ديگر چون شمس الدين شهرورزي، قطب الدين شيرازي، ابن تركه و ملاصدرا گسترش بيشتري يافت. ادبيات ايران و عرب حتي گويش روزمره مردم، آكنده از توصيفاتي است كه نور را با نشاط روح و عملكرد صحيح عقل همسان مي گردد و حتي حكايات كهني كه براي كودكان بازگو مي شود, معمولاً بر پايه سمبوليسم نورد در مقام حقيقت و نيكبختي استوار است. اين سمبوليسم در سنت اسلامي كاملاً تثبيت شده است.
  • عليرغم اين كه سايه و تاريكي فقدان نور ( از اين نعمت بزرگ الهي) را به نمايش مي گذارد خود نيز از آيات او شمرده مي شوند. به نحوي كه نعمت بودن آن ( سايه) و استفاده انسان و حيوان و نبات از آن كمتر از استفاده اش از نور نيست چه اگر سايه نبود يعني شب نبود سايه درختان و نبات ها نبوده و دائماً نور و روشني يك جاندار در روي زمين زنده نبود. به علاوه وجود سايه اجسام و موجودات نشانه اي از خضوع و خشوع آنان در مقابل خالق يكتا تلقي گرديده است كه به عنوان نمادي از تنزيه الهي توسط موجودات شمرده مي شود (امين زاده، 1379)
  • طبيعت در متون ديني
  • تفكر درباره طبيعت اجرا و عناصر آن قوانين و نظام حاكم بر جهان هستي و همچنين هماهنگي و تعادل موجود در كاينات به عنوان تجلي علم و قدرت الهي يكي از مقولات بسيار مهمي است كه متون اسلامي, به عنوان يكي از ابزارهاي شناخت است كه انسان را به آن توصيه مي نمايند.
  • در برخي از متون اسلامي طبيعت به عنوان حجاب ظلماتيه و شجره اي كه سبب هبوط آدم (ع) شده است اشاره مي شود. البته اين حجاب نيز مرحله اي از مراحل و يا عاملي در جهت كمال انسان قلمداد گرديده است. چرا كه بدون ورود از حجاب رهانيدن ندارد. علاوه بر آن تفكر اسلامي تمام گسترده طبيعت را به عنوان سجدگاه و محل عبادت انسان معرفي مي كند. (امين زاده، 1379)
  • بمنظور شناخت كلي از تعاريف طبيعت در متون ديني به تفكيك در هر يك آنها، عناصر و علوم تجربي و ديدگاههاي خاص، اطلاعات مختصر آورده شده تا ضمن جمع آوري نشانه هاي ابتدايي بمنظور تحقيقات كاملتر بتوان يك نگرش كلي به موضوع پيدا كرد.
  •  عناصر طبيعت در قرآن
  • جايگاه طبيعت در قرآن را مي توان در چندين بخش شمرد چه از لحاظ ظاهري، آماري و چه معنايي.
  • از لحاظ لغوي مي توان به موارد زير دقت كرد:
·     -         نام هاي سوره هاي همانند بقره، نمل و... كه توجه قرآن را به عناصر طبيعي نشان مي دهد.
·         -         لغات به معناي خاص و منفرد "بدون در نظر گرفتن مفاهيم آيه و سوره" كه از لحاظ آماري به صورت گسترده در قرآن به آنها ذكر شده است.
  • در اين تحقيق با يك دسته بندي خاص كه به صورت 1.عيني 2.علي- عيني  3.علوم طبيعي مي باشد و به ياري از "تفسير نمونه (مكارم شيرازي، تفسير نمونه، 27 جلدي ) " صورت كاربردي و متفاوت عناصر طبيعي در قرآن را جلوگر سازد. ( در تحقيقات مشابه يا نرم افزار هاي قرآني مي توان اطلاعات آماري و معاني لغوي را استخراج كرد و در اينجا از ذكر آنها خودداري شده است. )
  • در تفسير نمونه بصورت كلي به دسته بندي علوم طبيعي در فهرست موضوعي خود پرداخته و به صفحه مربوطه "تفسير بيان شده " ارجاع داده مي شود، ولي در اينجا با يك تقسيم بندي جزئي تر و خاص به آيات مربوطه ارجاع داده مي شود. ( پيوست 1)
  • عيني : عناصر طبيعي كه با مشاهده مي توان آنها را درك كرد.
·  1- آب: دريا رود. آب
·  2- باد
·  3- خورشيد و ستارگان : ماه. ستارگان , خورشيد, كهكشان, شهاب
·  4- خاك: فلزات , عناصر معمولي, كوهها, زمين, دره, خاك.
·  5- جانداران: الف. گياهان: جنگل, گياهان              ب: حيوانات
·  6- آسمان
·  7- آتش
·          علي و عيني : عواملي از عناصر طبيعي كه بر اساس عليت پديد آمده اند با اين كه از عناصر طبيعي به شمار مي آيند ولي در جايگاه دوم قرار دارند.
·                          1- آب: جزرو مد، سيل، باران، صاعقه، تگرگ، سراب و گرداب
·                          2- باد: نسيم، طوفان، گردباد
·                          3- خورشيد و ستارگان: خسوف، كسوف، نور، سايه
·                          4- خاك: زلزله، فسيل
·                          5- جانداران
·                          6- آسمان: رنگين كمان، جو، ابر، شفق و فلق
·                          7- آتش: آتشفشان, گرما, سرما
  • علوم طبيعي : علوم مربوطه با عناصر طبيعي كه به صورت كلي تقسيم شده است.
·                          1- آفرينش و رشد
·                          2- زوجيت
·                          3- تعادل
·                          4- جاذبه
·                          5- انعكاس
·                          6- سال و ماه
·                          7- شب و روز                                 
  • عناصر طبيعت در نهج البلاغه
  • نهج البلاغه اصلي ترين كتاب مسلمين پس از قرآن مي باشد كه در آن از آفرينش طبيعت و مسائل علوم طبيعي تا نظر در طبيعت اشاره شده است.
  • "از نشانه هاي آفرينش او، خلقت آسمانهاي پابرجا بدون ستون و تكيه گاه است "  خطبه 182
  • كليات آن به سه بخش عمده تقسيم شده است كه در فهرست و عناوين مطالب مي توان  به مواردي زير اشاره كرد.
  • 1- خطبه ها :
  • آفرينش زمين و آسمان (1)
  • بيان مصلحت عبور خود از آب فرات هنگام رفتن به جنگ صفين (48)
  • وصف بهشت (84)
  • چگونگي آفرينش زمين و گسترانيدن شدن آب روي زمين (90)
  • طلب باران (114)
  • طلب باران (143)
  • آفرينش طبيعت (163)
  • چگونگي بهشت ( 164)
  • شگفتي آفرينش طاووس (164)
  • نظر در طبيعت (183)
  • قدرت نهايي خداوند راجع به شگفتي آفرينش آسمانها و زمين و كوهها (202)
  • 2- نامه ها :
  • درباره اوقات نماز (52)
  • 3- حكمت ها:
  •                         در نگهداري تن از سرما (124)
  • به صورت موضوعي مي توان به طور خاص هريك از مفاهيم زير را از نهج البلاغه استنتاج كرد. ( پيوست 2)
  • 1.آب                    2.آباداني                       3.آبياري              4.آتش                5.آسمان               6.آفرينش
  • 7.آكوستيك          8.ابر                    9.انتومولژي         10.جو                11.جهان              12.خورشيد
  •  13.دريا                 14.روز               15.زئولوژي          16.زمين              17.ستاره شناسي    18.سحر        
  • 19.سرما                20.شب                       21.طبيعت           22.طوفان                        23.غار                24.كوهها          25.كيهان شناسي    26.متالوژي        27.مترولوژي         28.مورچه                        29.نجوم              30.نور     31.هوا
  • گرچه ممكن است در مطالب بالا مواردي ذكر نشده باشد ولي در يك نگاه مختصر مي توان پي برد كه نشانه هاي الهي به منظور شناخت انسان در مفهوم عام بكاربرده شده اند.
  • كلماتي همچون فكر كن، تامل كن، نظر كن، بدان، تعجب كن و عبرت بگير كه بيشتر خطبه ها با آن آغاز  مي شوند، بيانگر اهميت "تفكر" در طبيعت و عناصر آن است كه مفهومي خاص به آن مي دهد.
  • طبيعت در صحيفه سجاديه
  • امام سجاد در صحيفه سجاديه بصورت دعا نشانه هاي از عناصر طبيعت و عوامل طبيعي را مي فرمايند و با تفحص در ميان ادبيات آن مي توان معاني كه مورد خاص اين گفتار مي باشد برداشت كرد.
  • "بار خدايا به باران سيراب گردان و رحمتت را به باران، فراوان از ابري كه براي رويانيدن گياه است"           (دعا 19)
  • در پنج دعا به نشانه هاي اشاره شده است كه به تفضيل در (پيوست 2) به آن اشاره شده است.
  • 1- دعاي آن حضرت هنگام بامداد و شام (6)
·                     2- دعاي آن حضرت در درخواست باران (19)
·                     3- دعاي آن حضرت در نماز شب (32)
·                     4- دعاي آن حضرت هنگام شنيدن صداي آسمان (36)
·                     5- دعاي آنحضرت هنگامي كه به ماه نو نگاه مي كرد (43)
  • طبيعت در احاديث و روايات
  • زندگي پيامبران الهي به ويژه در دوران قبل از رسالتشان با طبيعت بكر نشاني بارز نقش طبيعت در افزايش آگاهي هاي انسان دارد.
  • احاديث و روايات بنا به اقتضا زمان و مكان خود نكاتي را از عوامل طبيعي ذكر كرده اند، از توجه به نشانه هاي خداوند در طبيعت تا توجه به حفظ محيط زيست.توصيف تمامي اين عناصر و پديد هاي طبيعي در جهت شناخت خداوند و توحيد و يگانكي خالق است.
  • در كتب و روايات امام جعفر صادق كه بخصوص در كتاب توحيد مفضل غالباً به بررسي و وصف مختصات عناصر و پديد هاي طبيعي از جمله: انسان، حيوانات، گياهان، آب، باد، خاك، آسمان ها، ستارگان، فصول و امثالهم مي پردازد و همه اين ها در جهت اثبات وجود و وحدانيت حضرت احديت مي باشد." (امين زاده، 1379)
  • طبيعت در احكام اسلامي
  • نگرش كاربري اسلام به طبيعت در احكام اسلامي ظهور ميكند به صورتي كه جزئي ترين مسائل حتي در زمينه طبيعت در عصر حاضر را مي توان براحتي از آن استخراج نمود. در يك تقسيم بندي كلي سه عنصر اصلي طبيعت 1.زمين    2.آب   3.گياه   را در احكام اسلامي مي توان بررسي كرد.
  • زمين (فضلان. ام. خالد-1378 -69)
  • فقه اسلامي، زمين را بر حسب استفاده به سه گروه اصلي تقسيم كرده است: زمين آباد(عمير)، زمين غير آباد(موات) و مناطق حفاظت شده(حريم). واژه عمير از ريشه اي عربي به معناي زنده، واژه موات از ريشه اي عربي به معناي مرده و واژه حريم از ريشه اي عربي به معناي ممنوع گرفته شده است. آب (فضلان. ام. خالد-1378 -77)
  • منابع آبي در فقه اسلامي به سه دسته تقسيم مي شوند : رودخانه، چاهها و چشمه ها
  • رودخانه ها: 1.جاري و طبيعي بزرگ     2. جاري و طبيعي كوچك     3. مجاري و كانالهاي آبياري مصنوعي
  • چاهها :     1. استفاده عموم                            2. استفاده موقتي            3. استفاده شخصي
  • چشمه ها :  1. جاري طبيعي                      2. بهره برداري بروي زمين عمومي    3. بهره برداري بروي زمين خود
  • گياهان(فضلان. ام. خالد-1378 -86)
  • احكام ويژه فقه اسلامي درباره كشت گياهان، اساسا مربوط به گياهاني است كه براي مصرف غذايي كشت مي شوند. فرق مهم موجود، ميان گياهان قابل ذخيره و گياهان فاسد شدني است. اهميت تفاوت در دادن ذكات در گياهان قابل ذخيره و فاسد نشدني است.    
  • با مطالعه اجمالي توضيح المسائل ها مي توان اركاني را كه با عوامل طبيعي در ارتباطند بصورت زير دسته بندي نمود.
  • 1- احكام طهارت
  •             آب مطلق و مضاعف
  •             آب كر
  •             آب قليل
  •             آب جاري
  •             آب باران
  •             آب چاه
  • 2- مطهرات
  •             1- آب
  •             2- زمين
  •             3- آفتاب
·                     3- سجده
·                     4- دفن
·                     5- نماز آيات
·                     6- خمس ( معدن, گنج)
·                     7- زكات (گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند)
·                     8- صيد ماهي
·                     9- مستحبات، مكروهات آب آشاميدن
·                     10- اعمال حج
  • علماي اسلامي و طبيعت
  • توجه دادن مردم به طبيعت و اسرار آفرينش كه زمينه ساز استحكام اعتقادي انسان ها و شالوده ساز توسعه و پيشرفت توسعه علوم و فنون جوامع بشري است همواره از سوي انبياء الهي به عنوان ابزاري كارآمد كه بيدار كننده فطرت انسانهاست بكارگيري شده است و همين توجه همواره چراغ راه علما و دانشمندان مسلمان نيز بوده است.
  • اشارات مكرر متون اسلامي به طبيعت و عناصر آن و نقش آن ها در زندگي انسان و بسياري از متفكران مسلمان و همچنين مكاتب فلسفي و فكري را به سوي توجهي ويژه بر شناخت طبيعت و معاني نمادين آن هدايت نموده است. (امين زاده، 1379)
  • در ميان نظرات متفكران اسلامي در مورد طبيعت انديشه هاي اخوان صفا، ابوريحان بيروني، ابن سينا و فارابي را بررسي مي شود.
  • اخوان صفا
  • در نظريه اخوان نفس كلي منشا تمام افعال در عالم هستي است. همانطور كه ماده در مراحل مختلف خود داراي استعداد و قابليت و انفعال محض است، يكي از قواي نفس كلي علت همه تغييرات و تبديلات و فعاليتهاي عالم تحت القمر است. اخوان اين قوه را كه مسئول حركت و تغيير است طبيعت مي نامد. (نصر،1342: 100)
  • ابوريحان بيروني
  • معني طبيعت به عنوان اصل فعاليت و سبب تغيير در عالم در لابلاي صفحات تاليفات بيروني نهفته است چنانچه خود او مي گوييد : "شكي نيست كه قوه طبيعت كه ملهم است اگر ماده را بيابد معطل نمي گذارد و چون اين ماده افراط كرد و زياد شد اين قوه فعل را دو مرتبه مي كند."
  • در علوم اسلامي، چنانچه در مورد بيروني بخوبي مي توان مشاهده كرد، يك روش منحصر به فرد براي ادراك و بررسي طبيعت وجود نداشته است، بلكه مشاهده و تجربه، استدلال و تفكر، ماخذ پيشينيان و كتب آسماني هر يك بنوبه خود طريقي بوده است راي كسب علم درباره بنيان جهان و چگونگي پيدايش آن. (نصر،1342: 194)
  • ابن سينا
  • طبيعيات در نظر ابن سينا شامل آن قسمت از حكمت است كه با اشيا متحرك و متغير سر و كار دارد. و آن يك تحقيق در عين حال كمي و كيفي از جوهر جسماني و نفساني و اعراض آن است و با رياضيات و الهيات حكمت نظري را تشكيل مي دهد. طبيعيات شامل تمام علومي است كه بت موجودات تحت القمر با جهان كون و فساد ارتباط دارد و ابن سينا آن را به اين ترتيب تقسيم مي كند : طب، نجوم، فراست، تعبير خواب، طلسمات، نير نجات، كيميا
  • ابن سينا كلمه طبيعت را به چند معنا بكار برده است كه اساسي ترين آن نيروئي است كه موجب حركت عناصر است. (نصر،1342: 329)
  • فارابي
  • فارابي از تجمل در زندگي بيزار بود و نسبت به طبيعت دست نخورده و سادگي خاص كه از زندگي در چنين طبيعتي نتيجه مي شود عشق و علاقه خاص داشت. حتي مجالس درس و بحث خود را در كنار مزارع و جويبارها و دور از شهر و محل اجتماع مردمان تشكيل مي داد.
  • طبيعت و تمدن اسلامي
  • شناخت مخلوقات از جمله عناصر طبيعي و تعاريفي كه آن ها مي شود طبيعتاً نمايشگر تفكر اسلامي خواهد بود زيرا نظر هر تمدني نسبت به طبيعت انعكاس و نتيجه نظر آن تمدن درباره حقايق آسماني و ملكوتي است.
  • در حيطه تمدن اسلامي از نمود هاي بدليل عام بودن صرف نظر شده است و فقط به هنر هاي تجسمي و بخصوص معماري و معماري منظر پرداخته شده است.
  • هنر هاي تجسمي
  • برخي از خاور شناسان به استناد احاديث و اخبار به اين نكته اشاره دارند كه در اسلام كشيدن صور جاندار و ساختن پيكره مكروه است. منظور از اين اخبار به احتمال زياد اشاره به صور و پيكره هايي است كه پيروان مذهب غير توحيدي پيش از اسلام آنها را در نقاط مختلف, از جمله در مكه مي ساختند و هدف آنان تقرب و استعانت از نيروهاي نامرئي بود. طبيعي است اين امر با اساس ديانت اسلام مغايرت دارد؛ به استناد اثار باقيمانده از سده نخستين دوران اسلامي ترسيم صور جاندار و بيجان براي خلق زيبايي و بيان انديشه هاي علي امري رايج و مقبول بوده است.
  • در زير به مثال هاي از اثر فرهنگ اسلامي در هنر اسلامي اشاره مي گردد :
  • استفاده از تصوير درخت نخل بارده و نمونه هاي تزييني آن در تمدنهاي آسياي جنوب غربي بويژه در ايران و بين النهرين, از سابقه اي طولاني برخوردار است. تصوير كامل اين درخت يا برگ آن همواره در تمدنهاي پيش از تاريخ و دوران تاريخي مورد توجه هنرمندان بوده است و نقش آن روي سفال، مهر، نقوش برجسته، اشياي فلزي و.... ديده مي شود. تصوير اين درخت نه تنها به دليل زيبايي آن مورد توجه بوده بلكه جنبه نمادي و آييني نيز داشته است. اين درخت نماد درخت زندگي، باروري، تجديد حيات و فراواني بوده است. نمونه هاي زيبايي از آن به عنوان درخت زندگي بر روي مفرغهاي لرستان ( سيتولاها) ديده مي شود.
  • در دوره ساساني و اسلامي استفاده از برگ كامل يا نيم برگ نخل، بسيار مورد توجه هنرمندان بوده است و روي آثار مختلف باقيمانده به صورت انتزاعي ديده مي شود. در گچبريهاي چال ترخان ري متعلق به دوره ساساني گچبريهاي نيشابور مربوط به سده هاي 3 و 4 ق و گچبريهاي دوره هاي سلجوقي و ايلخاني مي توان شاهد تداوم و تكامل برگهاي نخل بود.
  • نقش گل نيلوفر از نوع هندسي و چيني آن در تمدنهاي هند, چين و شرق دور همواره مورد توجه هنرمندان اين نواحي بوده است و از نقوش اصلي آن آثار تجسمي آنان به شمار مي آيد. اين گل از نقوش نمادي مذهب بوده است و در اساطير بودا و مهر از آن تولد يافته اند. نقش اين گل با ورود دست ساخته هاي چيني به بازارهاي سرزمينهاي اسلامي مورد تقليد هنرمندان قرار گرفت. طرح ابتدايي اين گل را مي توان در تذهيبهاي سده هاي 3 تا 6 ق مشاهده كرد بويژه به عنوان نقش تزييني در حاشيه صفحات قرآنها. از دوره مغول و با ورود انواع محصولات چيني به بازارهاي ايران و ديگر سرزمينهاي اسلامي شكل تكامل يافته اين طرح وارد هنر ايراني شد و تقريباً در بيشتر زمينه هاي هنري مورد استفاده قرار گرفت. در دوره صفوي طرح اين گل به " گل شاه عباسي" شهرت يافت. اين گل به صورت غنچه گل باز شده مطبق و مدور در كاشي سازي، قاليبافي، تذهيب و.... ديده مي شود.
  • استفاده از دو بال به عنوان نشانه ايزدي در تمدنهاي آسياي جنوب غربي چه به صورت مجرد و چه در پيكره هاي انساني و موجودات خيالي از سابقه اي طولاني برخوردار است. در دوره ساساني اين طرح خواه به عنوان نشانه ايزدي و خواه به عنوان نقش تزينيي روي اثار گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است و اغلب به صورت دو بال قرينه در تاج پادشاهان يا بال حيواناتي مانند اسب، بز، شير و موجودات خيالي ديده مي شود. در دوره مذكور بسياري از نقوش جانوري، انساني، گياهي و خيالي در قابهاي مدور يا مربع طراحي شده و حاشيه اين قابها با دواير مدور و متوالي گوي مانند كوچكي كه دانه هاي مرواريد را تداعي مي كند، تزيين گرديده است. در دوره اسلامي نيز حاشيه بسياري از طرحهاي مدور يا مربع تزييني با اين روش آرايش شده است.
  • در گل و بوته سازي همواره به طرحهاي اسليمي، ختايي و ترنج توجه داشتند. استفاده از گل و گياه در هنرهاي تجسمي ايران و كشورهاي آسيايي و شمال آفريقا سابقه اي كهن دارد. با شروع دوران اسلامي و منع نسبي صورت نگاري انسان توجه هنرمندان مسلمان به ترسيم گل و گياه به عنوان عناصر تزييني آثار و اشيا بيشتر شد و بتدريج همراه با اعتلاي هنر اسلامي ترسيم گل، برگ و شاخه به صورت ترسيمات قراردادي در آمد.   (زيباي و هنر از ديدگاه اسلام)
  • معماري ( معماري و شهرسازي. باغ سازي و منظره)
  • از طبيعت به عنوان يكي از نقش سازترين رهنمودها و متنوع ترين كاربردها و فعال ترين حضور از قرارگيري تا آرايه و عنصري در معماري، مي توان ياد برد.
  • در يك چهارچوب، چهار كاربرد براي طبيعت در روند توليد معماري مي توان شمرد :
  • 1.طبيعت بستري براي معماري                         2.طبيعت عنصري از معماري
  • 3.طبيعت آرايه اي براي معماري                      4.طبيعت رهنمودي در معماري   (زماني- 1378-457)
  • در هر يك از موارد مي توان به تفكيك عنوان كرد كه فرهنگ اسلامي حضوري فعال دارد، از لحاظ بستر كه ديدگاه هاي اسلامي هميشه بنيانگزار تفكرات نوين و همسو با طبيعت بوده اند و در نماد عنصر، عناصر بوم آور جايگاه خاصي در نزد معمار مسلمان داشته اند، آرايه بناها و ماندگاري طبيعت در كالبد گنبدها، منارها و انتقال فرم هاي طبيعي درون معماري اسلامي ساختاري تزئيني مي سازد.
  • در گفتار طبيعت رهنمودي در معماري و فراسوي داده ها و ساختار هاي ناب طبيعت نظم و زندگي و كمال نهفته است كه نظم واحدي كه اسلام به آن اشاره مي كند را آشكار مي سازد.    
  • كاربرد هر يك از عناصر طبيعي در معماري اسلامي و جايگاه خاص خود در انديشه هاي معماران مسلمان به تفضيل در مقالات ديگر بيان شده، همچنين انديشه هاي كه الهام از بهشت نزد معماران مسلمان است كه بارزترين حضور فرهنگ اسلامي در معماري و باغ سازي مسلمين مي باشد. (براي كسب اطلاعات بيشتر به كتابشناسي مراجع شود)
  • فقط به اختصار به باغ  اسلامي و آيت الهي بودن آن در زير اشاره مي گردد:
  • باغها به عنوان مكاني آرام براي تفكر دو فايده عمده دارند كه هر كدام به نوعي مورد نياز جامعه هستند: اولاً تفكر در باب طبيعت و ثانياً تفكر در مورد خود انسان, اعمال, رفتار و كردارش كه اين نوع از تفكر به اصل محاسبه نفس رجوع داده مي شود كه از امور توصيه شده در زندگي بوميه مسلمين است. باغ ها علاوه بر اين كه نمايشگر عناصر طبيعي موجود در خود ( آيات الهي) بوده و انساني را به اصولي والا متذكر مي گردند به دليل مسقف نبودن آيات و نشانه هاي ديگري از جمله آسمان، ماه، خورشيد، ستارگان ابرها و باد را نيز در معرض ديد و حس ناظر قرار مي دهند كه اينها نيز به نوبه خود به عنوان آيات الهي معرفي شده و تفكر در مورد آن ها جهت تذكر به اصولي والا توصيه گرده است. (امين زاده، 1379)
  • فلسفه اسلامي و طبيعت
  • در مبحث فلسفه اسلامي و طبيعت فقط به دو بعد زيبايي در طبيعت  و نظر در طبيعت پرداخته مي شود.
  •                                                                          (بدليل ديدگاه خاص تحقيق در حيطه معماري منظر)
  • زيبايي طبيعت
  • در اين بخش تنها به كاملترين مرجع ديني "قرآن كريم" استناد مي شود. در قرآن زيبايي هاي دنيوي را در عوامل طبيعي مي بيند. انواع زيبايي ها كه در قرآن تذكر داده شده و محبوبيت و مطلوبيت آنها را بيان نموده است:
  • 1. زيبايي آسمان با ستارگانش   2. زيبايي تركيب انسان و صورت او   3. زيبايي جانداران    4. زيبايي مناظر طبيعي در روي زمين
  • 1 - زيبايي آسمان با ستارگانش
  • در چند مورد از آيات قرآني زيبايي منظره آسمان با ستارگانش گوشزد شده و خداوند عمل آراستن آن صحنه زيبا را بطور مستقيم بخود نسبت داده است. از آنجمله: در سوره الصافات آيه 6 چنين آمده است:
  • انا ربنا السما الدنيا بزينه الكواكب
  • ( ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم)
  • مضمون اين آيه در سوره فصلت آيه 12 و ملك آيه 5 و الحجر آيه 16 و ق آيه 6 و 7 نيز آمده است البته با نظر در بعضي از همين آيات و ديگر آيات مشابه اين حقيقت روشن مي شود كه ستارگان فضائي در كارگاه هستي به مقتضاي طبيعت و نظم  و هدفي كه در وجود و جريان آنهاست واقعياتي هستند كه در نقشه هندسه كلي هستي فعاليت مي كنند.
  • 2 - زيبايي تركيب انسان و صورت او
  • اين زيبايي نيز در مواردي از قرآن با تعبيرات مختلف آمده است از آنجمله:
  • لقد خلقتنا الانسان في احسن تقويم
  • ( قطعاً ما انسان را در بهترين تركيب و يا در نيكوترين اعضاء و جزاء بر پا دارنده او آفريدم )
  • و صور كم فاحسن صوركم
  • ( و صورت شما را كشيد و اين صورتگري را زيبا و نيكو انجام داد)
  • 3 - زيبايي جانداران
  • خداوند زيبايي را درباره جانداران نيز در قرآن مطرح فرموده است:
  • و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون
  • ( و براي شماست در آن جانداران منظره زيبا كه در شامگان آنها را به جايگاههاي خود بر مي گردانيد و صبحگاهان كه آنها را به چرا مي بريد)
  • نكته بسيار قابل توجهي كه در تذكر به اين زيبايي وجود دارد اينست كه زيبايي در حال دو نوع حركت كه جانداران بطور انفرادي يا دسته جمعي از خود نشان مي دهند، محصول كيفيت حركت آنها مي باشد، حركت صبحگاهي كه به مراتع و دشت هاي سرسبز مي روند و حال پيوندگي در ادامه حيات خود را بروز مي دهند و حركت شامگاهي براي استراحت و آرامش و ديدار وانس كه با آشيانه ها و بچه هاي خود انجام مي دهند.
  • 4 - زيبايي مناظر طبيعي در روي زمين
  • در قرآن مجيد آياتي متعدد درباره زيبايي مناظر طبيعي وارد شده است كه خداوند متعال انسانها را به آن مناظر به عنوان زيبايي متوجه و جلب مي نمايد. از آن جمله:
  • و تري الارض هامده فاذا انزلنا عليها لما اهتزت و ربت و انبتت من كل زوج بهيج
  • ( و زمين را مي بيني كه خشك و پژمرده است و هنگامي كه آب به آن فرستاديم به حركت و اهتزاز در مي آيد و موادي در آن سر مي كشند و از هر نوع جفت، نباتات و درختان بهجت انگيز ( سرورانگيز) مي روياند)
  • و انزل لكم من السما ما فانبتنا به خدايق ذات جميلا
  • ( و براي شما از آسمان آبي فرستاد و بوسيله آن آب باغهايي سرورانگيز و بهجت آور رويانيديم)
  • زيبايي گلها و درختان و چمنزارها و ديگر روييدنيها از عالي ترين انواع زيباييها است كه خداوند متعال براي بشر به وجود مي آورد و غم ها و اندوه ها و ملات يكنواختي زندگي را مي زدايد و بهجت و سرور در دلها ايجاد     مي كند.
  • چنانكه ملاحظه مي شود در اينگونه آيات نيز خداوند جليل و جميل بروز نمودهاي زيبا را به خود نسبت مي دهد و اثبات مي شود كه خداوند متعال به وجود آمدن زيباييها را با مشيت عاليه خود خواسته است، نه اينكه بشر با بازيگري ذهني خود زيبايي را براي خود تلقين مي نمايد و دل به آن مي بندد.
  • الم تر ان الله انزل من المسا ما فتصح الارض محضره ان الله لطيف خبير
  • ( آيا نديده اي كه خداوند از آسمان آب فرستاد و زمين سبز  خرم گشت. قطعاً خداوند لطيف و آگاه است)
  •  نظر در طبيعت
·                     نظاره در طبيعت كه نگرشي همراه با تفكر است در فرهنگ اسلام جايگاه خاصي دارد، همان طور كه در متون ديني و گفتار ائمه به نگرش در عظمت طبيعت به منظور شناخت خدا و وحدانيت او سفارش شده بود از ديدگاه خاص بويژه نگاه هنرمند پايه هاي خاصي براي اين نوع نگرشها مي توان در نظر گرفت.
  • بنيادهاي نگرش هنر اسلامي را مي توان بصورت زير شمرد:
  • 1. نگرش آيه اي
  • 2. نگرش تسبيحي
  • 3. عدل در دستگاه هستي
  • 4. تصوير ايدئال از جهان سرمدي و جنت ( بهشت)
  • 5. مدينه فاضله ( جامعه ايدئال در نظام قسط و عدل اسلامي)
  • 6. انسان
  • نگرش آيه اي كه در محدوده اين گفتار مي باشد، آيه نگري آن گونه نگريستني است به جزء جزء اجزاي هستي و پديده ها كه هم پديده ها و هم طيف ماوراي پديده ها دريافت گردد. آيه نگري از هستي شناسي و چيستي شناسي مي گذرد و تا معناشناسي تداوم مي يابد و به مقصد پديده ها دست مي يابد تا پيام آنها را دريابد. اين نحوه نگرشي است كه قرآن كرين پيوسته ما را بدان دعوت مي كند. به يك پديده نگاه كن، از پديده عبور كن، پديده را آستانه اي قرار ده و از آنجا سيري را آغاز كن، سفري در عمق معاني تا... خدا تا بدانجا كه او را محور تمامي سيرها و مقصد تمامي سلوكها، قدرت اعجازگر و خالق بي همتا بيني، نگريستني تصويري و در اين روند خود را تا.... او برتر آوري.
  • " انظر" نگاه كن.
  • " فانظر الي آثار رحمه الله كيف يحي الارض بعد موتها " به آثار پرطراوت و شكوفاي رحمت آن يگانه نگاه كن ( به باران و ساير عناصر موثر ) كه چگونه زمين را پس از مرگش دوباره زنده مي كند.
  • براي دارا شدن به چنين نگرشي بايد شناخت نسبت به مراحل ارتباط ذهن با محيط پيرامون دانست، بوسيله حواس و ذهن سه نوع ارتباط با واقعيات، دبر نهاده شده در رويا مي توان برقراركرد :
  • الف. تماس سطحي
  • ب. تماشا
  • ج. نظر
  • از جمله آياتي كه ما انسان ها را به درك شكوه و جمال هستي تحريك مي كند اين است:
  • اولم ينظروا في ملكوت السماوات و الارض.
  • ( آيا در ملكوت آسمانها و زمين ننگريسته اند)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:14  توسط علی  | 

عجایب هفت گانه

هماهنگونه که شاید اخیراً مطّلع شده اید، به همت یک مؤسسۀ غیر انتفاعی و از طریق گرداوری حدود 100 میلیون رأی، هفت بنای موجود در جهان به عنوان شگفتیهای هفتگانۀ جدید جهان برگزیده شده اند. اگرچه این انتخاب مورد اعتراض برخی کشورها از جمله مصر قرار گرفت و همچنین به دلیل عدم اگاهی بسیاری از مردم جهان و یا نداشتن دسترسی به اینترنت، این انتخاب نمایندۀ نظر مردم تمام دنیا نبود ولی با توجه به هیاهو و تلاشی که پیرامون ان صورت گرفت، اکنون به عنوان شگفتی های دنیای کنونی از دید مردم شناخته شده اند. این بناها عبارتند از: دیوار چین، شهر پترا در اردن، تندیس مسیح رهایی بخش در برزیل، تاج محل در هند، نیایشگاه ماچو پبچو در پرو، امفی تئاتر کولوسیوم رم، و هرم چیچن ایتزا در مکزیک. از انجا که از هفت شگفتی دنیای قدیم، تنها هرم جیزه (خئوپس) در مصر باقی مانده ولی در لیست شگفتیهای دنیای کنونی قرار ندارد، و همچنین به خاطر اشنایی یا یاداوری ای از اطلاعات مهم مربوط به تاریخ و تمدن بشری برای خوانندگان ارجمند این وبلاگ، بر ان شدم که شگفتی های دنیای قدیم را مروری اجمالی و سریع بنمایم.
شگفتی های هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فینیقیایی یونانی الاصل به نام انتیپاتروس در سدۀ دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده است. مشخص نیست که این فرد خودش این اثار را دیده است یا نه. به هر حال انچه مسلّم است این است که وی در زمانی می زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده اند و او نمی خواست ویرانه ها را به هم عصران خود معرفی کند. نکتۀ دیگر در مورد این اثار، انتخاب عدد هفت برای تعداد انهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده، به طوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و …

تهیۀ فهرست کامل شگفتی های هفت گانه در اصل حدود سدۀ دوم پیش از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به تهیۀ این مجموعۀ مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت امده است که به سدۀ پنج پیش از میلاد مربوط می گردد. چندین دهه بعد از ان، تاریخ نگاران یونانی دربارۀ بزرگ ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله، کالیماکوس (Callimachus) سر کتابدار کتابخانۀ اسکندریه که در 305 تا 240 قبل از میلاد می زیست، کتابی به نام “مجموعه ای از شگفتی های جهان” را تهیه کرد. امروز، تمام چیزی که در بارۀ این مجموعه می دانیم، همین عنوان ان است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در اتش سوزی بزرگ کتابخانۀ اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی شگفتی های هفتگانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. اثار کنده کاری هنرمند هلندی، مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Erlach Johann Fischer Von) از قدیمی ترین منابعی هستند که در ان به این فهرست شگفتی های هفتگانه اشاره شده است.

شواهد باستان شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که سده ها شگفتی های هفتگانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. شگفتی های هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، انها شواهدی از توانایی انسان هستند. از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست های متعدد و متفاوتی از شگفتیهای هفتگانه به نگارش در امده است. فهرست اروپا-محوری که ذکر ان رفت بدین قرار است:

نیایشگاه ارتمیس

این بنا که از ان به بزرگترین نیایشگاه دنیای قدیم نیز یاد شده است و نیایشگاه دایانا نیز نامیده می شود، در زمان خود نماد تمدن یونان (قدیم) بوده و برای احترام به ارتمیس -خدای شکار، بانوی طبیعت، نگهبان حیوانات وحشی و خواهر اپولو- در محل ترکیۀ کنونی و در نزدیکی شهر سلجوق و بناهای تاریخی افسوس ساخته شده و در حال حاضر تنها چند ستون از ان باقی مانده است. گفته می شود که این نیایشگاه دارای 127 ستون مرمر، هر یک به طول 20 متر بوده است. ساخت این بنا از دوران کراسوس لیدی اغاز شده و 120 سال به طول انجامید. این بنا 200 سال پس از تکمیل، در یک اتش سوزی از بین رفته و دوباره به دستور اسکندر مقدونی بازسازی شد. این بنا در گذر زمان به خاطر زلزله، هجوم قبیله های ترک و مغول و همچنین غارت و چپاول تدریجی از بین رفته است.

 

باغ های معلق بابل

این بنا ظاهراً به دستور بخت النصر ساخته شده است. این اثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود انها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است. در طول سده ها این منطقه با باغهای نینوا در امیخته، ولی در حکاکی های موجود در ان نواحی روش های انتقال اب رودخانۀ فرات به ارتفاعی که برای این باغ ها احتیاج بوده است، اورده شده است. در حقیقت، انچه این باغ ها را به شگفتی تبدیل نموده است، قدرت انسان در مقابله با نیروی طبیعی جاذبۀ زمین و انتقال اب از رود فرات به ارتفاعات بوده است.

این باغ ها برای خوشحال کردن همسر بخت النصر که بیمار بوده است ساخته شده اند. امیتیس دختر شاه ماد با بخت النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که امیتیس از ان می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود، ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری امیتیس هم دوری او از سرزمین خوش اب و هوای خود بود، بنابراین بخت النصر تصمیم گرفت باغ های معلق بابل را در ارتفاعات برای همسر خود بسازد.

کلمۀ معلق که برای این باغ ها استفاده می شود، در حقیقت به این معنی نیست که باغ ها به وسیلۀ طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند، بلکه احتمالاً ترجمۀ اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است. استرابو در سدۀ اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هر کدام دارای ستون های سنگی مکعب شکل توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقۀ بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است. از انجا که اثری از این باغ بر جا نمانده است، برخی تاریخ دانان در مورد وجود چنین باغی شک دارند.

تندیس غول پیکر رودس

تندیس غول پیکر رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) -خدای خورشید- که در ورودی بندر شهر رودس در یونان قرار داشته است، و به همین دلیل به غول رودس شهرت یافته است. این تندیس علی رغم این که پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از شگفتی های هفتگانۀ جهان اعلام شده است. بنا به گفتۀ تاریخ نگاران، این تندیس عظیم حتی در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس بزرگ نبود، بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می رفت.

یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیرۀ رودس شامل سه ایالت یالیسوس، کامیروس و لیندوس بوده است. در 408 پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود اوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال 305 قبل از میلاد، انتیگونی های مقدونیه، رودس را محاصره کردند تا این ارتباط تجاری را از بین ببرند. انها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال 304 قبل از میلاد، انتیگونی ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها بر جای گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول ان تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس 12 سال طول کشید و در سال 282 قبل از میلاد به پایان رسید.

 سال ها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین لرزۀ شدیدی به شهر اسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیف ترین بخش ان -زانوهای غول- شکست. امپراتور مصر هزینۀ تعمیر ان را به عهده گرفت، اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندۀ تندیس بیش از 800 سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عرب ها، به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال 654 پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. ان ها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که 900 شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.

ارامگاه هالیکارنوسوس

این بنا در فاصلۀ سال های 370 تا 350 پیش از میلاد مسیح، برای پادشاه ایرانی ان محل که در ترکیۀ کنونی قرار گرفته است، ساخته شد. فرمان ساخت این بنا که تماماً از مرمر سفید بود، توسط ملکه ارتمیس دوم که گفته می شود خواهر و همسر ماسول بود، صادر شده و به همسرش تقدیم گردید.

ظاهراً ارامگاه ارتمیس نیز در همین ساختمان قرار دارد. ارتفاع این بنا 50 متر بوده و به وسیلۀ 36 ستون در بر گرفته شده بود. این ارامگاه تا سال 1522 پس از میلاد دست نخورده باقی ماند، اما در ان سال با این توجیه که ارامگاه مزبور نمادی از بت پرستی است، دستور نابودی ان صادر شد.

فانوس دریایی اسکندریه

فانوس دریایی اسکندریه در مصر قرار داشت و برجی بود که بر فراز ان اتشی روشن می کردند تا شب ها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیرۀ کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمۀ فار (به معنای چراغ دریایی) برای نامیدن این نوع ساختمان ها که چراغ راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است.

 

برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلیموس دوم (307-247 قبل از میلاد) ساخته شد. انچه تاریخ در بارۀ ارتفاع برج ذکر کرده است، باور کردنی نیست. یونانی ها می گویند این برج در حدود 272 متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ده سده بعد قدم به مصر گذاردند، گفته اند ارتفاع خرابۀ برج به 16 متر می رسیده است. این برج روی پایه ای چهارگوش بنا شده بود که 69 متر ارتفاع داشت. روی این پایه، برج با مقطعی هشت ضلعی و 38 متر ارتفاع قرار داشت، و برج 9 متری دیگری روی ان بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود. این برج تا سدۀ 12 راهنمای کشتی ها بود، ولی در سال 1375 میلادی بر اثر زلزلۀ شدیدی که در اطراف اسکندریه روی داد، از بین رفت و از خرابه های ان نیز چیزی باقی نمانده است. گفته می شود بر روی برج یک اینۀ غول پیکر نصب بوده است.

هرم بزرگ جیزه

هرم بزرگ جیزه (نام های دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر، تنها بازماندۀ عجایب هفتگانۀ جهان به شمار می اید.

 

 پندار بر این است که این هرم، ارامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده است. از این رو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده است و قدمت ان به 2500 تا 2600 پیش از میلاد می رسد. ساخت ان توسط صد هزار نفر کارگر در مدت 20 سال به اتمام رسیده و 146 متر ارتفاع دارد. این هرم از پنج میلیون قطعه سنگ تشکیل شده و بر روی الوارهای چوبی که از راه های دور و توسط بردگان مصری حمل شده است. در کنار این هرم، دو هرم دیگر نیز وجود دارد که ارتفاع کمتری نسبت به هرم جیزه دارند. جالب توجه این که هرم میانی یا خفره که ارتفاع کمتری نسبت به جیزه دارد، به دلیل ساخته شدن در بالای یک تپه، بزرگتر به نظر می رسد. این هرم ها نشانگر رابطۀ میان بهشت و زمین بوده و به خدای قدیم مصر اشاره دارند.

تندیس زئوس

تقریباً سه هزار سال پیش، <المپیا> مرکزی مذهبی در جنوب غربی یونان بود. یونانیان باستان، زئوس پادشاه خدایان را می پرستیدند و در زمان های مشخص به افتخار او جشن هایی برپا می کردند. در این جشن ها مسابقات ورزشی هم انجام می شد. از نظر ساکنان دنیای قدیم این بازی ها خیلی مهم بودند، چندان که در زمان برگزاری مسابقات، جشن ها متوقف می شد تا شرکت کنندگان و تماشاگران به اسانی خود را به محل مسابقات برسانند.

تندیس زئوس، خدای یونان در المپیا یکی از عظیم ترین تندیس های جهان است. این اثر در 450 سال قبل از میلاد، توسط مجسمه ساز معروف، فیدیاس ساخته شد. این هنرمند همان کسی بود که تندیس خدای اتنا را هم برای نیایشگاه پارتنون در اتن ساخت. ارتفاع تندیس زئوس در حدود 12 متر بود. بدن این تندیس را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند. این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف نیایشگاه زئوس برخورد می کرد. فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد. تندیس زئوس در نیایشگاه زئوس که طول ان به 64 متر می رسید قرار داشت. 72 ستون خارجی این نیایشگاه که به سبک معماری قدیم یونان بودند، این نیایشگاه را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند. سنگفرش ان نیز با تندیس های بی نظیری تزیین گشته بود.

در مورد سرنوشت تندیس زئوس اختلاف نظر وجود دارد. برخی می گویند که تندیس به همراه نیایشگاه یا در سال 170 پیش از میلاد و یا در سدۀ پنجم پس از میلاد از بین رفت. برخی تاریخ شناسان همچون شوبل بر این باورند که تندیس در حدود 850 سال در این نیایشگاه قرار داشت، تا هنگامی که بعضی از یونانی ها ان را به استانبول منتقل کردند. البته این زیاد طول نکشید، چرا که محل جدید نیز در اتش سوخت و این تندیس برای همیشه از بین رفت.

 

***

منابع مورد استفاده:

www.wikipedia.org

www.new7wonders.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 9:1  توسط علی  | 

مصر

جغرافیای مصر:
مصر سرزمینی است در شمال شرقی قاره آفریقا که با مساحت 449،001،1 کیلومتر مربع، بیست و هشتمین کشور بزرگ جهان محسوب می‌شود.
در شمال مصر دریای مدیترانه و در مشرق آن دریای سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از غرب با کشور لیبی همسایه است. از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز ارتباط دارد. پایتخت مصر شهر قاهره است و از دیگر شهرهای مهم آن می‌توان به اسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم و پرت سعید اشاره کرد. شهرهایی مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح و العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در آنها به وقوع پیوست مشهور شده‌اند.
در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره سینا قرار دارد که تا قبل از قرن نوزدهم به خاک مصر متصل بود. اما در این قرن کانال سوئز را حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا و دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل می‌کرد. این کانال 168 کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و آفریقاست، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می‌شود:
1. صحرای شرقی یا عربی.
2. شبه جزیره سینا و اراضی نیل.
3. صحرای غربی.

مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می گذرد و سپس به دریای مدیترانه می‌ریزد. در محل پیوستن نیل به دریا، دلتای نیل به وجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است. در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد.

تاریخ و تمدن مصر:
مصر یکی از قدیمی‌ترین کشورهای جهان است و تمدن آن - که در حاشیه رود نیل شکل گرفته - در زمره کهن‌ترین تمدنها محسوب می‌شود، چرا که از حدود 4 هزار سال قبل از میلاد به وجود آمده است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود و آثار تاریخی مهمی چون اهرام ثلاثه و معابد بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. بسیاری از پیامبران بزرگ مانند حضرت یوسف و حضرت موسی نیز در همان دوران در سرزمین مصر ظهور کردند. دولت قدیم مصر در سال 524 ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد.
در سال 332 ق. م اسکندر این سرزمین را تصرف کرد و تا سال‌ها بعد سلسله بطاسه که از جانشینان اسکندر بودند، بر آن حکمفروا بودند. در سال 641 میلادی (19 هجری قمری) در زمان خلیفه دوم، عمر ، مسلمانان این کشور را فتح کردند. از آن زمان مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال 1517 میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود. در سال 1798 ناپلئون به آنجا لشگر کشید و در سال 1805 میلادی محمد علی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجا شد و سلسله جدید مصر را تشکیل داد.

مصر تا مدت‌ها تحت الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم، انگلستان استقلال مصر را اعلام کرد.


منابع :
اطلس کامل گیتاشناسی
لغت نامه دهخدا
تاریخ جنگ جهانی دوم ج
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:55  توسط علی  | 

قابل توجه بازدید کنندگان

از این به بعد می توانید مطالب اختصاصی نوسينده علمي ما را در قسمت نويسندگان از نويسنده

hamed  انتخاب ومشاهده نمایید.

با تشکر نویسندگان وبلاگ انجمن علمی زمین شناسی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:15  توسط علی  | 

اشیا نورانی فضایی

 

چند نكته در مورد اشياي نوراني ناشناخته

اين پديده‌ها به نامهاي گوناگون ناميده شده‌اند : بشقاب پرنده، آتشگوي الكتريكي، آذرخش يا صاعقه گلوله‌اي، شخانه زميني، و نور زلزله. معمولاً هنگامي به اين پديده‌ها بشقاب پرنده اطلاق مي‌شود كه هيچ‌يك از ديگر نامها را به هر دليلي نتوان بر آن پديده اطلاق كرد. اين پديده‌ها را مي‌توان، بسته به محل و منشأ آنها، به سه دسته تقسيم كرد :

الف) منشأ خارج از جو و درون منظومه شمسي؛

ب) منشأ جوي؛


ج) منشأ درون پوسته زمين.

در هر يك از اين دسته‌ها يك يا چند پديده مرتبط با اَنونا ديده شده است كه توضيح مختصري در مورد هر يك ذكر مي‌شود.

الف) پديده‌هاي با منشأ خارج از جو و درون منظومه شمسي

1. سياره زهره - وضعيت سياره نوراني زهره و نزديكي موقعيتش به افق به گونه‌اي است كه اگر با شرايط جوي خاصي، مانند ابرآلودگي، همراه شود شبيه به يك شيئي نوراني خميده كشيده مي‌شود. يك يا دو مورد رؤيتهاي اخير مشخصاً سياره زهره بوده است.

2. قطعات ماهواره‌ها - كه به هنگام ورود به جو در ارتفاعهاي گوناگون مي‌سوزند و گاهي هم به سطح زمين مي‌رسند. درخشش اين قطعات هم گاهي اَنونا خوانده مي‌شود.

3. شخانه‌ها يا آسمان سنگها - نادر ديده مي‌شوند. اما چون سوزان به سطح زمين مي‌رسند ناظر عامي ممكن است آن را اَنونا بداند.

4. بادها و فعاليتهاي خورشيدي - روي بارالكتريكي و رسانش الكتريكي جو تأثير مي‌گذارند. اين تأثيرگذاري اگر با شرايط مناسب جوي همراه باشد مي‌تواند پديده‌هاي نوراني ايجاد كند. اين نوع پديده‌ها كمتر مطالعه شده است.

ب) پديده‌هاي با منشأ درون جو

جو و پديده‌هاي مرتبط با آن چون از معادلات غير خطي تبعيت مي‌كند بسيار پيچيده است و پديده‌هاي نامنتظر در آن پيدا مي‌شود. يك نوع پديده غير خطي غير عادي حركت يك قله موج تكين روي سطح آب درياها است كه مانند يك گلوله حركت مي‌كند و در تاريخ اولين مشاهده اين پديده بيش از يك قرن مي‌گذرد. امروزه مفهوم عام اين پديده در فيزيك سوليتون ناميده مي‌شود. چند نوع پديده از اين دسته تا كنون ذكر شده است :

5. شخانه زميني - شخانه‌ها يا آسمان سنگها منشأ برون-زميني دارند، اما مشاهده شده است كه اشياء نوراني با سرعت زياد همراه با نور و گرما به ساختمانهايي برخورد كرده است آن را خراب كرده است، مانند برخورد يك اَنونا در زمستان سال گذشته در بابل. اين يك پديده الكترومغناطيسي در جو است، كه از نوع فرايندهاي خود-سازمان يافته (self-organization) در آئروزولهاي بسيار ظريف در جو است. در اثر اين فرايند شكلي گلوله مانند به قطر ?? سانتي‌متر تا ? متر تشكيل مي‌شود، كه بسته به شرايط موجود در جو حركت مي‌كند و نور به رنگهاي مختلف تابش مي‌كند.

6. آذرخش گلوله‌اي - كه شايد بتوان آنرا صاعقه گلوله‌اي نيز ناميد در اثر تخليه الكتريكي ابرها مي‌تواند به وجود بيايد، گر چه مطالعه قطعي آنها در انتظار انجام است.

ج) پديده‌هاي با منشأ درون پوسته زمين

7. نور زلزله - فيزيكدانان و زمين شناسان در دو سال اخير منشأ پديده‌اي را كه معمولاً نور زلزله ناميده مي‌شد كشف كرده‌اند. به هنگام فعال شدن پوسته زمين، كه معمولاً زلزله نتيجه مشهود آن براي ساكنان روي زمين است، ناهنجاريهايي در ميدان مغناطيسي اطراف گسلها به وجود مي‌آيد. همزمان با اين ناهنجاريهاي مغناطيسي يونها در محيط اطراف به وجود مي‌آيند. به دام افتادن اين يونها در ميدان مغناطيسي محل گسل حركت منظمي از سمت ميدان مغناطيسي قوي به ضعيف همراه با تابش در طول موجهاي مختلف ايجاد مي‌كند. اين حركت بسياري از مواقع نوساني است، مانند صفحه‌اي نوراني كه حركتي نوساني انجام مي‌دهد. مشابه اين پديده در آزمايشگاه آينه پلاسما ناميده مي‌شود. حركت اين يونها ممكن است در راستاي گسل يا محور عمود بر آن باشد. مردم اين پديده را اَنونا تلقي مي‌كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:10  توسط علی  | 

اطلاعاتي در مورد ژوپيتر

مشتری یا هُرمُز بزرگ‌ترین سیاره سامانه خورشیدی است. نام این سیاره درايران باستان اورمزد بوده است. از نظر فاصله از خورشید، هرمز پنجمین سیاره بعد از تیر و ناهید و زمین و بهرام است.


فهرست مندرجات
تصویری که فضاپیمای کاسینی از هرمز گرفته است. این تصویر دقیق‌ترین عکسی است که تاکنون از هرمز تهیه شده است.
تصویری که فضاپیمای کاسینی از هرمز گرفته است. این تصویر دقیق‌ترین عکسی است که تاکنون از هرمز تهیه شده است.

 نگاه کلی

معمولاً هرمز چهارمین شی درخشان آسمان می‌باشد (بعد از خورشید، ماه و ناهید) اگرچه گهگاه بهرام درخشان‌تر به‌نظر می‌آید.

جرم هرمز ۲٫۵ بار از مجموع جرم سیارت سامانه خورشیدی بیش‌تر است. جرم هرمز ۳۱۸ بار بیش‌تر از جرم زمین است. قطر آن ۱۱ برابر قطر زمین است. هرمز می‌تواند ۱۳۰۰ زمین را درخود جای دهد. میانگین فاصله آن از خورشید در حدود ۷۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار کیلومتر می‌باشد یعنی بیشتر از ۵ برابر فاصله زمین از خورشید. ستاره‌شناسان با تلسکوپ‌های مستقر زمین و ماهواره‌هائی که در مدار زمین می گردند به مطالعه هرمز می پردازند. ایالات متحده تا کنون ۶ فضاپیمای بدون سرنشین را به هرمز فرستاده است. در ژوئیه ۱۹۹۴، هنگامی که ۲۱ تکه از ستاره‌ دنباله دار شومیکر-لوی ۹ به اتمسفر هرمز برخورد، ستاره‌شناسان شاهد رویدادی سیار تماشائی بودند. این برخورد باعث انفجارهای مهیبی شد که بعضی از آن‌ها قطری بزرگ‌تر از قطر زمین داشت.

 ویژگیهای فیزیکی

هرمز گوی غول پیکری از مخلوط گاز و مایع است و احتمالاً مقداری سطح جامد دارد. سطح سیاره از ابرهای ضخیم زرد، قرمز، قهوه‌ای و سفید رنگ پوشیده شده است. مناطق روشن رنگی «ناحیه» و قسمت‌های تاریک تر «کمربند» نامیده می‌شوند. کمربندها و ناحیه‌ها به موازات استوای سیاره قرار دارند.

 مدار و چرخش

هرمز در یک مدار کمی بیضی شکل به دور خورشید مي چرخد. هر دور ۱۲ سال زمینی طول می‌کشد. همچنان که سیاره به دور خورشید می گردد، به دور محور فرضی خود نیز می گردد. چرخش هرمز به دور خود سریع‌تر از هر سیاره دیگری است. چرخش هرمز به دورخود ۹ ساعت و ۵۶ دقیقه به طول می انجامد (مقایسه کنید با چرخش ۲۴ ساعته زمین به دور خود.) دانشمندان نمی‌توانند به طور مستقیم سرعت گردش داخلی سیارات گازی شکل را اندازه‌گیری کنند و به طور غیر مستقیم اندازه گیری می کنند. ابتدا سرعت متوسط چرخش ابرهای قابل مشاهده را اندازه‌گیری می‌نمایند. هرمز به قدر کافی امواج رادیویی ارسال می‌کند که به وسیله رادیو تلسکوپ‌های زمینی دریافت گردد. در حال حاضر دانشمندان از اندازه امواج برای محاسبه سرعت جرخش هرمز استفاده می نمایند. قدرت امواج تحت تأثیر میدان مغناطیسی سیاره در یک الگوی ۹ ساعت و ۵۶ دقیقه‌ای که تکرار می گردد تغییر می كند زیرا سرچشمه میدان مغناطیسی هسته سیاره می‌باشد. این تغییرات نشان دهنده میزان سرعت جرخش داخلی سیاره می‌باشد. جرخش سریع هرمز باعث برآمدگی در استوا و پخی در قطب‌های آن می شود. قطر استوا ۷ درصد بیشتر از قطر قطب‌ها می‌باشد.

 جرم و چگالی

هرمز از هر سیاره دیگری در سامانه خورشیدی سنگین‌تر است. جرم آن ۳۱۸ بار بیش تر از زمین می‌باشد ولی با وجود جرم زیاد، نسبتاً دارای چگالی کمی می‌باشد. متوسط چگالی آن ۱٫۳ گرم در سانتیمترمکعب می‌باشد یعنی اندکی بیشتر از چگالی آب. چگالی هرمز در حدود یک چهارم چگالی زمین می‌باشد زیرا سیاره به صورت عمده از عناصر سبک هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. از سوی دیگر زمین عمدتاً از عناصر سنگین آهنی و سنگی تشکیل شده است. عناصر شیمیائی سازنده هرمز بیش تر شبیه خورشید می‌باشد تا زمین. احتمالاً هرمز دارای هسته‌ای از عناصر سنگین می‌باشد. هسته احتمالاً ترکیبی مشابه هسته زمین اما ۲۰ تا ۳۰ برابر سنگین‌تر می‌باشد.

نیروی جاذبه در سطح سیاره ۲٫۴ برابر بیش تر از سطح زمین می‌باشد. یعنی شئی که روی زمین ۱۰۰ کیلو گرم وزن دارد، در روی هرمز وزنی برابر با ۲۴۰ کیلو خواهد داشت. جو هرمز تشکیل شده است از ۸۶ درصد هیدروژن ۱۴ درصد هلیوم و مقدار ناچیزی متان، آمونیاک، فسفین، آب، استلین، اتان، ژرمانیوم و مونو اکسید کربن. درصد هیدروژن بر پایه تعداد مولکول‌های موجود در جو می‌باشد تا جرم کلی آنها.

این سیاره از لایه های رنگی از ابرها در ارتفاعات مختلف تشکیل شده است. مرتفع ترین ابرهای سفید از کریستال‌های منجمد آمونیاک تشکیل شده‌اند. قسمت‌های تاریک‌تر و ابرهای کم ارتفاع‌تر در کمربندها واقع شده‌اند. پایین ترین سطحی را که می توان مشاهده کرد ابرهای آبی رنگ تشکیل داده‌اند. دانشمندان انتظار کشف ابرهای آب‌دار را در ۷۰ کیلومتری سطح زیرین ابرهای آمونیاکی دارند. هر چند که تاکنون چنین سطحی کشف نشده است.

 لکه بزرگ سرخ

تصویری که فضا پیمای ویه جر 1 در 25 فوریه سال 1979 از فاصله 9.2 ملیون کیلومتری از هرمز گرفته است کوچک‌ترین جزییات قابل مشاهده دارای عرضی به اندازه160 کیلومتر میباشد
تصویری که فضا پیمای ویه جر 1 در 25 فوریه سال 1979 از فاصله 9.2 ملیون کیلومتری از هرمز گرفته است کوچک‌ترین جزییات قابل مشاهده دارای عرضی به اندازه160 کیلومتر میباشد

بارزترین جلوه سطح هرمز لکه بزرگ سرخ آن می‌باشد که توده گاز چرخانی است که شباهت به گردباد دارد. قطر این لکه سه برابر قطر زمین است. رنگ لکه معمولاً از قرمز آجری به قهوه‌ای کمرنگ تغییر می‌کند و گاه این لکه کاملاً محو می گردد. رنگ آن احتمالاً ناشی از مقدار کم فسفر و گوگرد در کریستال‌های آمونیاک می‌باشد. سرعت چرخش لکه در لبه آن در حدود ۳۶۰ کیلومتر در ساعت است. این لکه در فاصله یکسانی از استوا به آرامی از شرق به غرب حرکت می کند. ناحیه‌ها و کمربندها و لکه بزرگ بسیار پایدار و مشابه سیستم چرخش زمین می‌باشد. از زمانی که منجمان در سال ۱۶۰۰ از تلسکوپ برای مشاهده استفاده نموده‌اند این خصوصیات تغییرات چندانی نداده‌اند.

 دما

دمای هوا در ابرهای بالائی هرمز در حدود ۱۴۵- درجه سانتی‌گراد می‌باشد. اندازه‌گیری‌ها نشان می دهد که دمای هرمز با افزایش عمق در زیر ابرها افزایش می‌یابد. دمای هوا در سطحی که فشار اتمسفر ۱۰ برابر زمین می‌باشد، به ۲۱ درجه سانتی‌گراد می رسد. دانشمندان فکر می‌کنند که اگر هرمز دارای گونه‌ای از حیات باشد، حیات در این سطح ساکن خواهد بود، چنین حیاتی در گاز خواهد بود زیرا در این سطح هیچ قسمت جامدی وجود ندارد. دانشمندان تا کنون هیچ مدرکی از حیات برروی هرمز نیافته اند. نزدیک مرکز سیاره دما بسیار بیشتر می‌باشد. دمای هسته در حدود ۲۴ هزار درجه، یعنی داغ‌تر از سطح خورشید می‌باشد. ستاره‌شناسان عقیده دارند که خورشید، سیارات و دیگر اجسام منظومه شمسی از چرخش ابرهائی از گاز و غبار شکل گرفته اند. جاذبه گازی و ذرات غبار آنها را به صورت ابرهای ضخیم گوی مانند از مواد در آورد در حدود ۴،۵ میلیارد سال پیش مواد به هم فشرده شدند تا اجسام متعدد منظومه شمسی به وجود آمدند. فشردگی مواد تولید حرارت نمود. حرارت بسیاری هنگامی که هرمز شکل گرفت تولید شد.

میدان مغناطیسی

هرمز نیز همانند زمین و اکثر سیارات، مانند یک آهنربای بزرگ عمل می کند. میدان مغناطیسی هرمز ۱۴ بار قوی‌تر از زمین می‌باشد. بر طبق اندازه‌گیری‌های گرفته شده توسط فضاپیماها، میدان معناطیسی هرمز قوی‌ترین در سامانه خورشیدی میباشد (به جز لکه‌های خورشیدی و ناحیه های کوچکی از سطح خورشید). دانشمندان به طور کامل از چگونگی تولید میدان مغناطیسی آگاه نیستند هر چند که احتمال می دهند که حرکت هیدروژن فلزی داخل هسته سیاره تولید میدان می نماید. میدان مغناطیسی هرمز بسیار قوی تر از میدان مغناطیسی زمین می‌باشد زیرا هرمز بسیار بزرگ تر و با سرعت بیشتری به دور خود می گردد. میدان مغناطیسی هرمز الکترون‌ها و پروتون‌ها و دیگر ذرات دارای بار الکتریکی را در کمربند رادیواکتیو که در اطراف سیاره قراردارد به دام می اندازد. این ذرات بسیار قدرتمند می‌باشند به طوری که می توانند به ابزارهای فضاپیماهایی که نزدیک سیاره شده اند آسیب برساند. در داخل ناحیه ای از فضا که مگنتوسفر نامیده می شود میدان مغناطیسی هرمز همانند یک زره عمل می کند. این زره سیاره را از بادهای خورشیدی و ذرات پر انرژی متوالی که از خورشید می آیند محافظت می نماید. اغلب این ذرات الکترونها و پروتونهائی هستند که با سرعت ۵۰۰ کیلومتر در ثانیه حرکت می کنند. میدان، ذرات الکتریکی باردار شده را در کمربند رادیواکتیو به دام می اندازد مرکز تله مگنتوسفر نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی می‌باشد. در آن قسمت از سیاره که از خورشید دور می‌باشد مگنتوسفر به صورت دنباله‌ای عظیم در فضا کشیده می شود که دنباله مگنتو نامیده می شود. طول این دنباله ۷۰۰ میلیون کیلومتر می‌باشد. امواج رادیویی که از هرمز به رادیو تلسکوپهای زمینی می رسند دو نوع می باشند فورانهای انرژی و تششعات پی در پی. فورانهای قوی هنگامی رخ می دهند که آیو، نزدیک ترین قمر هرمز و چهارمین آنها از میان مرکز مغناطیسی سیاره عبور می نماید تششعات پی در پی از سطح هرمز و همجنین ذرات پر انرژی کمربند رادیواکتیو هرمز می آیند.

 قمرها

thump

هرمز حداقل دارای ۶۳ ماهک است که ۱۶ ماهک آن قطری بیش از ۱۰ کیلومتر دارند. چهار ماهک از بزرگ‌ترین قمرهای هرمز به ترتیب فاصله از این سیاره عبارت‌اند از: آیو، اروپا، گانیمد و کالیستو. این چهار ماهک را ماهکهای گالیله‌ای می‌نامند زیرا ستاره‌شناس ایتالیایی گالیله آنها را در سال ۱۶۱۰ به وسیله اولین تلسکوپ کشف کرد. آیو دارای آتشفشانهای فعال بسیاری می‌باشد. هر فوران گازی آن دارای گوگرد می‌باشد. رنگ زرد نارنجی سطح آیو احتمالاً از مقدار بسیار زیاد گوگرد جامد که در سطح سیاره انباشته شده می‌باشد. اروپا کوچک‌ترین ماهک گالیله‌ای می‌باشد با قطری برابر با ۳ هزار و ۱۳۰ کیلومتر. اروپا دارای سطحی از یخ صاف و ترک خورده می‌باشد.

بزرگ‌ترین ماه گالیله‌ای گانیمد با قطری برابر با ۵۲۶۸ کیلومتر است. گانیمد بزرگ‌تر از سیاره تیر می‌باشد. کالیستو با قطری برابر با ۴۸۰۶ کیلومتر اندکی کوچک‌تر از تیر می‌باشد. به نظر می‌آید کالیستو و گانیمند از یخ و اندکی مواد سنگی ساخته شده باشند. هر دوماهک دارای دهانه‌های بسیاری می‌باشند. بقیه ماهکهای هرمز بسیار کوجکتر از ماهکهای گالیله‌ای هستند. امالیتا و هیمالایا دو ماهک بزرگ بعدی می‌باشند. امالیتا به شکل سیب زمینی می‌باشد با قطری برابر با ۲۶۲ کیلومتر. قطر هیمالیا برابر با ۱۷۰ کیلومتر می‌باشد. بیشتر ماههای باقیمانده هرمز با تلسکوپ‌های بزرگ زمینی کشف شده‌اند. دانشمندان متیس و اداریستا را در سال ۱۹۷۹ با مطالعه عکسهائی که فضاپیمای ویجر گرفته بود کشف کردند.

 حلقه ها

هرمز دارای سه حلقه باریک در اطراف استوای خود می‌باشد. این حلقه‌ها بسیار کم‌نورتر از حلقه‌های کیوان می باشند. به نظر می‌آید حلقه‌های هرمز عمدتاً از ذرات ریز غبار ساخته شده باشند. حلقه اصلی درحدود ۳۰ کیلومتر ضخامت و بیش‌تر از ۶۴۰۰ کیلومتر عرض دارد. مدار امالیتا درون حلقه قرار می‌گیرد.

 برخورد دنباله دار شومیکر-لوی ۹

در مارس ۱۹۹۳ سه ستاره‌شناس به نام های یوجین شومیکر، کارولین شومیکر و دیوید اچ لوی یک دنباله‌دار را نزدیک هرمز کشف نمودند. این دنباله‌دار بعدها شومیکر-لوی ۹ نام گرفت. به علت جاذبه هرمز دنباله‌دار به سوی هرمز کشیده شد. هنگامی که دنباله‌دار کشف شد به ۲۱ تکه شکسته شده بود احتمالاً هنگامی که به سیاره نزدیک شده بود در اثر جادبه سیاره متلاشی شده بود محاسبات بر مبنای مکان و سرعت دنباله دار نشان داد که در ژوئیه ۱۹۹۴ تکه‌های دنباله‌دار با اتمسفر هرمز برخورد خواهند نمود. دانشمندان امیدوار بودند که اطلاعات زیادی از اثرات برخورد دنباله‌دار و سیاره به دست بیاورد. ستاره‌شناسان تلسکوپهای بزرگ و مهم روی زمین را در تاریخ پیش بینی شده به سوی هرمز نشانه روی کردند. دانشمندان همچنین هرمز را به وسیله تلسکوپ قذرتمند هابل و فضاپیمای گالیله که در راه خود به سوی هرمز بود مشاهده می نمودند. تکه ها به پشت هرمز که از زمین و تلسکوپ هابل قابل مشاهده نبود برخورد نمود اما چرخش هرمز باعث می‌شد که بعد از نیم ساعت اثر برخورد قابل مشاهده باشد. دانشمندان حدس میزدند که بزرگ‌ترین قطعه ها قطری برابر با5/-4 کیلومتر راداشته باشند. برخورد به طور مستقیم توسط فضا پیمای گالیله که در فاصله 240 ملیون کیلومتری سیاره قرار داشت قابت مشاهده بود اما بدیل ریسک از کار افتادن دستگاههای فضا پیما و از دست دادن هدف اصلی ماموریت داده ها ثبت و ارسال نگردید.برخورد باعث انفجارهای عظیمی گردید احتمالاً به علت فشار و گرمشدن و پخش شدن اتمسفر گازی سیاره.اگر برخوردی اینچنینی با زمین رخ میداددر اثر گرد و غبار ناشی از ان و سرد شدن زمین احتمالاً حیات بر روی زمین از بین میرفت

 ماموریتها به هرمز

تاکنون ایالات متحده شش فضا پیما را به هرمز فرستاده است 1- پایونر10 2- پایونر-ساترن3 3- ویه جر1 4- ویه جر 2 5- اوليسز 6- گالیله

 ادبیات

رمان دنباله دار علمی تخیلی اودیسه، تالیف آرتور چارلز کلارک طی دوره سی و سه ساله 1964-1997 در مورد چند سفر تخیلی به اقمار این سیاره تالیف شده است. این رمان از بزرگ‌ترین آثار علمی تخیلی جهان بوده و منشاء ساخت فیلمهای سینمایی معروف از جمله ساخته کلاسیک استانلی کوبریک بوده است.

 منابع

سامانه خورشیدی
تصویر:Solar System XXVII Right To left For Persian.png
خورشید -تیر - ناهید - زمین - بهرام - سرس -مشتری - کیوان - اورانوس - نپتون - پلوتون - اریس
دیگرها: ماه - دنباله‌دار - کمربند کایپر - کمربند سیارک‌ها - ابر اورت
جُستارهای وابسته:سیاره‌ کوتوله - سیاره - صورت‌های فلکی - سامانه‌ ستاره‌ای - شهابسنگ‌ - ماه‌های سیارات
سیاهچاله - ستاره کوتوله - ستاره‌شناسی - طالع بینی - ستاره‌شناسان - رصدخانه - تلسکوپ

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:54  توسط علی  | 

الهه یونان 2

تصویر دیگری از مجسمه ونوس میلو

مجسمه ونوس میلو (Venus de Milo ) یا آفرودیت میلوس (Aphrodite of Milos). آفرودیت در فرهنگ یونانی الهه زیبایی و عشق است. در فرهنگ رومی همین نقش را ونوس به عهده دارد. این مجسمه که آفرودیت یا ونوس را تصویر می کند بعنوان مشهور ترین اثر هنری یونان باستان شناخته می شود. ارتفاع آن ۲۰۳ سانتیمتر است و به همراه مونالیزا با ارزش ترین آثار موزه لوور بشمار می روند. دستها و ستونی که در حالت اصلی وجود داشته اند به مرور زمان از بین رفته است. ونوس در دوران رنسانس موضوع نقاشیهای متعددی بوده است از جمله نقاشی تولد ونوس (The Birth of Venus ) اثر ساندرو بوتیچلی (Sandro Botticelli ). مجسمه بی دست ونوس هم در فرهنگ معاصر غرب به عنوان سمبل زیبایی شناخته می شود. این مجسمه پیش از این به مشهورترین مجسمه ساز یونان باستان پراکسیتلس (Praxiteles ) نسبت داده می شد اما با نوشته ای که در روی پایه ستون کشف شده است مشخص شده که متعلق به الکساندروس (Alexandros of Antioch ) است.  درست مشخص نیست که مجسمه اصلی به چه شکلی بوده است. تصویری در پایین آورده شده است بازسازی ذهنی این مجسمه است. توجه کنید که در دست چپ مجسمه یک سیب قرار دارد. این سیب نشان دهنده سیبی است که توسط پاریس به آفرودیت داده شد. ماجرا از این قرار است که بین آفرودیت هرا (Hêra ) و آتنا (Athena ) بحثی در می گیرد که چه کسی زیباتر است. برای قضاوت در این مورد از پاریس دعوت می کنند که با عنوان قضاوت پاریس (The Judgment of Paris) مشهور است . او هم با دادن سیب طلا به آفرودیت او را انتخاب می کند. همین عمل باعث بوجود آمدن جنگ تروا (Troy ) شد که هومر (Homer ) داستان آنرا در کتاب ایلیاد (Iliad ) آورده است. 

یکی از مسائل جالب درمورد مجسمه این است که ستون کناری آن بصورت اسرارآمیزی پیش از ارائه آن به لوور ناپدید شد. قطعاتی از سیب در دست مجسمه و دست آن نیز پیدا شده است. جالب اینجاست که در زمان خود این مجسمه با رنگ و جواهرات تزئین شده بوده است که هنوز بعضی از قسمتهای آن در روی مجسمه قابل تشخیص است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:27  توسط علی  | 

الهه یونان

پیروزی بالدار ساموتراس (Winged Victory of Samothrace) یا نیکه ساموتراس (Nike of Samothrace). این مجسمه متعلق به دوران یونان باستان است و خدای پیروزی یا همان نیکه (Nike ) را تصویر می کند که در فرهنگ رومی معادل ویکتوریا (Victoria ) است. سر و دستهای مجسمه در طی تاریخ از بین رفته اند اما با این حال بسیاری از منتقدین معتقد هستند که همین بی سر بودن مجسمه حالت اسرارآمیز خاصی به آن داده است. این مجسمه از استثنائی ترین محل نمایش در موزه لوور برخوردار است و در بالای پلکانی که سمت چپ به مونالیزا و سمت راست آن به ونوس میلو ختم می شود قرار گرفته است. همانطور که در تصویر می بینید این مجسمه بر روی عرشه یک کشتی قرار دارد. حدس زده می شود که در دست مجسمه یک شیپور قرار داشته است که شیپور پیروزی ناوگان یونانیها در جنگ را نشان می دهد. همانطور که در تصویر می بینید شکل لباس مجسمه آنقدر طبیعی ساخته شده است که می توان ناف این الهه را نیز در زیر آن مشاهده کرد. ظرافت این مجسمه شاید تنها با آثار میکلانژ قابل مقایسه باشد.

این اثر هنری در تاریخ معاصر اهمیت بسیاری کسب کرده است. برای مثال فرانکلین لوید رایت (Frank Lloyd Wright ) آرشیتکت مشهور آمریکایی از این مجسمه در سه خانه خود استفاده کرده است. آرم رولز رویس (Rolls-Royce ) نیز با الهام از این مجسمه ساخته شده است. با توجه به شباهت اسم الهه نیکه (Nike ) و آرم شرکت لوازم ورزشی نایکی(Nike ) این شایعه وجود دارد که آرم مشهور این شرکت طرحی از بالهای این مجسمه است. 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:26  توسط علی  | 

ونوس، جواهری در آسمان

ونوس (ناهید یا زهره) به دلیل تشابه اندازه، جرم، چگالی و حجم به خواهر دوقلوی زمین شهرت گرفته است. قطر این سیاره در حدود ۱۲.۱۰۰ کیلومتر و تقریبا ۶۴۴ کیلومتر کمتر از قطر زمین می باشد. هیچ سیاره ای به اندازه ونوس به زمین نزدیک نمی شود. در نزدیکترین حالت، فاصله ونوس از زمین حدود ۳۸.۲ میلیون کیلومتر است.

از منظر ساکنین زمین، ونوس از هر سیاره و حتی ستاره دیگری درخشان تر است. در زمانهای مشخصی از سال، ونوس اولین سیاره یا ستاره ایست که در هنگام غروب در قسمت غربی آسمان مشاهده می شود. در زمانهای دیگر، ونوس آخرین سیاره یا ستاره ایست که پس از طلوع آفتاب در قسمت شرقی آسمان وجود دارد. هنگامیکه ونوس در آستانه درخشانترین فاز خود است، در نور روز نیز قابل مشاهده می باشد.
venus - ونوس
ستاره شناسان دوران باستان، جرمی را که به هنگام روز مشاهده می کردند، فسفر (به معنای جسم تابنده) و جرمی را که به هنگام غروب در آسمان می دیدند، هسپروس (Hesperus) به معنای ستاره شامگاهی، نامگذاری کرده بودند. بعدها آنها فهمیدند که این دو جرم در واقع یک سیاره است و آن را به افتخار الهه عشق و زیبایی ونوس نامیدند.

مدار

ونوس دومین سیاره از منظومه شمسی است که میانگین فاصله آن تا خورشید ۱۰۸.۲ میلیون کیلومتر می باشد. به منظور قیاس، لازم به ذکر است که فاصله زمین، سومین سیاره منظومه از خورشید ۱۵۰ میلیون کیلومتر و فاصله عطارد، نخستین سیاره منظومه از خورشید ۵۷.۹ میلیون کیلومتر می باشد.

سیاره ونوس تقریبا در یک مدار دایره شکل به دور خورشید در گردش است. دورترین فاصله این سیاره از خورشید ۱۰۸.۹ میلیون کیلومتر و کمترین فاصله آن ۱۰۷.۵ میلیون کیلومتر می باشد. مدار بقیه سیارات منظومه شمسی بیضی شکل است. یک سال در ونوس معادل ۲۲۵ روز زمینی می باشد.

فاز

هنگام رصد ونوس به کمک تلسکوپ تغییراتی در شکل و اندازه آن مشاهده می شود. این تغییرات آشکار را که شبیه تغییرات ظاهری ماه است، فاز می نامند. این تغییرات به این دلیل است که در زمانهای مختلف، قسمتهای روشن سیاره که از زمین دیده می شوند متفاوت می باشند.

از آنجائیکه زمین و ونوس هر دو به دور خورشید در گردشند، هر ۵۸۴ روز یکبار ونوس در گوشه ای از خورشید مشاهده می شود. در این هنگام تقریبا همه قسمتهای روشن سیاره قابل رویت است. با حرکت ونوس به دور خورشید و به سمت زمین، قسمتهای روشن آن کمتر و سایز سیاره بزرگتر به نظر می رسد. پس از گذشت تقریبا ۲۲۱ روز، تنها نیمی از سیاره قابل رویت است. پس از ۷۱ روز دیگر، ونوس به سمتی از خورشید که زمین نیز در آنجا قرار می گیرد، نزدیک می شود و تنها هلال باریکی از آن قابل رویت خواهد بود.
هنگام حرکت ونوس به سمت زمین، این سیاره نزدیک غروب دیده می شود و هنگام عبور این سیاره پس از زمین، صبح زود مشاهده می گردد.

گردش سیاره

در حالیکه ونوس به دور خورشید در حرکت است، به آرامی حول محور طولی خود نیز گردش می کند. محور طولی ونوس عمود بر صفحه گردش مداری سیاره نیست بلکه نسبت به آن زاویه ای حدود ۱۷۸ درجه دارد. بر خلاف زمین، ونوس در جهت گردش خود به دور خورشید، حول محور طولی خود نمی چرخد بلکه بر خلاف آن در حرکت است. از منظر بیننده ای که بر روی ونوس است، خورشید از غرب طلوع و از شرق غروب می کند. هر دور وضعی و به عبارتی هر یک روز در این سیاره معادل ۲۴۳ روز زمینی طول می کشد و از یکسال آن که معادل ۲۲۵ روز زمینی می باشد، طولانی تر است.

سطح و جو

گرچه ونوس خواهر دوقلوی زمین است اما شرایط سطح آن با زمین تفاوت های بسیار زیادی دارد. سیاره شناسان مشکلات زیادی برای شناسایی شرایط سطح این سیاره داشتند به این دلیل که جو ونوس همیشه با لایه ای بسیار ضخیم از ابر اسید سولفوریک پوشیده شده است. آنها برای شناخت این سیاره از رادار، تجهیزات رادیویی ستاره شناسی و کاوشگرهای فضایی استفاده می کنند. تا همین اواخر، بیشتر دانش سیاره شناسان از ونوس توسط رادارهای مشاهده گر زمینی، کاوشگر ونرای (Venera) جماهیر شوروی و کاوشگر پایونیر (Pioneer) ایالات متحده به دست آمده بود. در سال ۱۹۹۰، کاوشگر ماژلان (Magellan) ایالات متحده گردش خود به دور ونوس را آغاز کرد و توسط رادار از سطح این سیاره نقشه هایی تهیه نمود.

سطح ونوس بسیار داغ و بسیار خشک است. به دلیل دمای بسیار زیاد وجود آب مایع در سطح آن غیر ممکن است.
سطح این سیاره پوشیده از منطقه های گوناگونی شامل سطوح مسطح، کوهستان، دره و شیار است. حدود ۶۵ درصد از سیاره را دشتهای صاف و مسطح پوشانده است. در این دشتها هزاران دهانه آتشفشان با قطرهای مختلف از ۸/۰ تا ۲۴۰ کیلومتر وجود دارد. شش منطقه کوهستانی ۳۵ درصد از سطح سیاره را به خود اختصاص داده اند. ارتفاع یکی از این کوهستانها به نام مکسول (Maxwell) که در منطقه ایشتار ترا (Ishtar Terra) قرار گرفته است ۳/۱۱ کیلومتر و طول آن حدود ۸۷۰ کیلومتر می باشد. این مرتفع ترین منطقه بر روی ونوس است. در منطقه ای به نام بتا رژیو (Beta Regio) دره ای به عمق ۱ کیلومتر وجود دارد.

چاله هایی نیز در سطح ونوس به دلیل برخورد سنگ های آسمانی با سیاره وجود دارند. ماه، مریخ و عطارد با چنین چاله هایی پوشیده شده اند ولی تعداد چاله ها بر روی ونوس به طور قابل توجهی اندک است. از کمیاب بودن این چاله ها بر روی ونوس، سیاره شناسان چنین استنتاج نموده اند که عمر سطح فعلی سیاره ونوس کمتر از ۱ بیلیون سال است.

مناطقی بر روی ونوس وجود دارند که به هیچ چیز بر روی زمین شبیه نیست. برای مثال تاجهایی حلقه مانند با قطرهای مختلف (بین ۱۵۵ تا۵۸۰ کیلومتر) که دانشمندان تصور می کنند این تاجها در اثر خروج مواد مذاب از دل این سیاره شکل می گیرند. همچنین در ونوس مناطقی وجود دارد که در آنجا شیارها و لبه هایی در جهات مختلف به وجود آمده اند.

جو ونوس از بقیه سیارات منظومه شمسی سنگین تر است. به طور عمده این جو شامل دی اکسید کربن، مقدار کمی نیتروژن و بخار آب می باشد. مقادیر بسیار اندکی آرگون، مونوکسید کربن، نئون و دی اکسید سولفور نیز در آن ردیابی شده است. فشار جوی در ونوس ۹.۱۲۲ کیلو پاسکال تخمین زده می شود. این مقدار ۹۰برابر فشار جوی در زمین (معادل ۱۰۱ کیلو پاسکال) است.

دما

دمای لایه های بالایی جو ونوس به طور میانگین ۱۳ درجه سانتیگراد می باشد، در حالیکه دمای سطح این سیاره به ۴۶۵ درجه سانتیگراد می رسد. ونوس داغ ترین سیاره منظومه شمسی و داغ تر از اغلب کوره ها است.

گیاهان و جانداران زمینی به دلیل دمای بسیار زیاد ونوس نمی توانند به حیات در این سیاره ادامه دهند. دانشمندان هنوز هیچ گونه ای از حیات را بر روی این سیاره کشف ننموده و تردید دارند که نوعی از آن در آینده پیدا شود.

بیشتر دانشمندان بر این باورند که دمای شدید سطح ونوس به دلیل تاثیرات پدیده گلخانه ایست. یک گلخانه به پرتوهای پر انرژی خورشید اجازه ورود می دهد ولی از خروج گرما جلوگیری می کند. ابرهای ضخیم و اتمسفر غلیظ ونوس نیز به همین شکل عمل می کنند. پرتوهای تابناک خورشید به درون جو سیاره راه پیدا می کنند اما انبوه قطرات بسیار ریز اسید سولفوریک و مقادیر زیاد دی اکسید کربن در ابرهای ونوس، به نظر مانند تله ای، بیشتر انرژی خورشید را در سطح سیاره محبوس کرده اند.

جرم و چگالی

جرم ونوس تقریبا چهار پنجم جرم زمین است. نیروی گرانش آن کمی از گرانش زمین کمتر می باشد از این رو جرمی معادل ۱۰۰ پوند بر روی زمین، حدود ۸۸ پوند بر روی ونوس وزن خواهد داشت. چگالی ونوس نیز اندکی از چگالی زمین کمتر است.

پروازهایی به ونوس
venus - ونوس
ونوس نخستین سیاره ای بود که توسط یک فضاپیمای در حال عبور مورد مشاهده قرار گرفت. فضاپیمای بدون سرنشین مارینر ۲ ایالات متحده در ۱۴ دسامبر ۱۹۶۲ از فاصله ۳۴.۷۶۰ کیلومتری این سیاره عبور نموده و موفق به اندازه گیری شرایط مختلف سطح و اطراف سیاره گردید. برای مثال به کمک تجهیزات خاصی که در فضاپیما وجود داشت، دمای شدید سیاره اندازه گیری شد.

دو فضاپیمای بدون سرنشین شوروی نیز در سال ۱۹۶۶به کاوش در ونوس پرداختند. ونرا ۲ (Venera ۲) در ۲۷ فوریه از ۲۴.۰۰۰ کیلومتری ونوس عبور کرد و ونرا ۳ (Venera ۳) در اول مارس با اتمام ماموریت خود به درون سیاره سقوط نمود.

در اکتبر ۱۹۶۷، از دو کشور ایالات متحده و شوروی فضاپیماهایی به ونوس ارسال شد. ونرا ۴، فضاپیمای شوروی، کپسول تجهیزات را توسط پاراشوت به داخل جو سیاره انداخت. مارینر ۵، فضاپیمای ایالات متحده، از ۳.۹۹۰ کیلومتری سیاره عبور نمود. این فضاپیما میدان مغناطیسی شناسایی ننمود. هر دو فضاپیما وجود مقادیر زیادی دی اکسید کربن در جو سیاره را گزارش کردند. در ۱۵ دسامبر ۱۹۷۰، ونرا ۷ ، فضاپیمای شوروی، بر روی ونوس فرود آمد. در ۵ فوریه ۱۹۷۴، ایالات متحده کاوشگر سیاره ای خود، مارینر ۱۰ را به نزدیکی این سیاره فرستاد. این کاوشگر برای نخستین بار تصاویری که در فاصله نزدیک از ونوس تهیه نمود را به زمین ارسال کرد.

در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۵، فضاپیمای بدون سرنشین شوروی به نام ونرا ۹ بر روی ونوس فرود آمده و اولین تصاویر از سطح سیاره را تهیه نمود. سه روز بعد فضاپیمای بعدی شوروی یعنی ونرا ۱۰ به ونوس رسید. این فضاپیما تصاویری از سطح ونوس تهیه کرد، فشار جوی سیاره را اندازه گیری نمود و ترکیب بندی سنگ های سطح سیاره را مشخص کرد.

چهار فضاپیمای بدون سرنشین در دسامبر سال ۱۹۷۸، به ونوس رسیدند. فضاپیمای ایالات متحده به نام پایونیر ونوس ۱ (Pioneer Venus ۱) گردش خود به دور ونوس را در ۴ دسامبر آغاز کرد. این فضاپیما تصاویر راداری از ونوس را برای ما ارسال نمود، از سطح سیاره نقشه ای تهیه کرد و دمای ابرهای بالای سیاره را اندازه گرفت. در نهم دسامبر، پایونیر ونوس ۲ وارد جو ونوس شده و چگالی و ترکیب بندی شیمیایی آن را اندازه گیری کرد. در ۲۱ دسامبر، ونرا ۱۲، فضاپیمای شوروی، در این سیاره فرود آمد. چهار روز بعد ونرا ۱۱ نیز به ورنا ۱۲ پیوست. هر دوی آنها اطلاعاتی در مورد لایه های پائینی جو ونوس ارسال نمودند.

دو فضاپیمای دیگر نیز از شوروی در سال ۱۹۸۲ بر سطح ونوس فرود آمدند. ونرا ۱۳، در ۱۴ مارس و ونرا ۱۴، در پنجم همان ماه. هر دوی آنها ضمن ارسال تصاویر به دست آمده، به آنالیز نمونه های خاک این سیاره نیز پرداختند. در اوایل اکتبر ۱۹۸۳، دو فضاپیمای دیگر شوروی به کمک رادار از قسمتهای شمالی ونوس نقشه برداری کردند. ونرا ۱۵ و ونرا ۱۶ کار نقشه برداری خود را در سال ۱۹۸۴ به اتمام رساندند. هر دوی آنها تصاویر شفاف و واضحی از سطح ونوس تهیه کردند.
فضاپیمای ماژلان ایالات متحده گردش خود به دور سیاره را در ۱۰ آگوست ۱۹۹۰ آغاز نمود. در تصاویر راداری به دست آمده توسط ماژلان، اجرام یا بخش هایی به وسعت ۱۰۰ متر قابل تفکیک می باشند.

جدول آماری ونوس

جرم (کیلوگرم) ۴.۸۶۹e+۲۴
جرم (زمین =۱) .۸۱۴۷۶
شعاع استوایی ۶,۰۵۱.۸
شعاع استوایی (زمین =۱) .۹۴۸۸۶
میانگین چگالی (گرم در سانتیمتر مکعب) ۵.۲۵
میانگین فاصله از خورشید (کیلومتر) ۱۰۸,۲۰۰,۰۰۰
میانگین فاصله از خورشید (زمین =۱) ۰.۷۲۳۳
گردش وضعی (روز) -۲۴۳.۰۱۸۷
گردش مداری (روز) ۲۲۴.۷۰۱
میانگین شتاب مداری (کیلومتر در ثانیه) ۳۵.۰۲
زاویه محور طولی (درجه) ۱۷۷.۳۶
زاویه صفحه مداری (درجه) ۳.۳۹۴
گرانش سطح در منطقه استوایی ۸.۸۷
شتاب فرار در منطقه استوایی (کیلومتر در ثانیه) ۱۰.۳۶
میانگین دمای سطح ۴۸۲°C
فشار جو (بار) ۹۲
دی اکسید کربن موجود در جو ۹۶%
نیتروژن موجود در جو ۳+%

منابع:
Head, James W. , III. “Venus.” World Book Online Reference Center. ۲۰۰۴. World Book, Inc.
solarviews.com
daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:22  توسط علی  | 

استون‌هنج

استون‌هنج در جنوب انگلستان، یکی از بناهای بزرگ سنگی است که توسط مردم باستان در اروپا ساخته شده‌است. سازندگان استون هنج، از سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد، سنگهای این بنا را به شکل چند دایره تو در تو، در مکان فعلی آن کار گذاشتند. احتمالاً از این دایره‌های سنگی برای مشاهده حرکات خورشید، ماه و ستارگان که در آن زمان طی مراسم مذهبی مورد پرستش قرار می‌گرفتند، استفاده می‌شده‌است. سنگهایی شبیه به آنچه که در این بنا به کار رفته، در مناطق دیگر مانند کارناک فرانسه و نیوگرنج ایرلند، یافت شده‌است.

فهرست مندرجاتمکان مقدس استون هنج در دشت سالیسبوری در انگلستان، قرار دارد. احتمالاً از این مکان به عنوان رصد خانه و یا معبد استفاده می‌کرده اند
مکان مقدس استون هنج در دشت سالیسبوری در انگلستان، قرار دارد. احتمالاً از این مکان به عنوان رصد خانه و یا معبد استفاده می‌کرده اند

[مخفی شود]
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:12  توسط علی  | 

آشنایی با دوره ها وحیات زمین

زمین زیست پذیر
زمین شناسان مدت ها تصور می کردند شرایط ناپایدار و سوزان زمین پس از تولدش در ۵/۴ میلیارد سال پیش، تنها با گذشت زمان و در حدود ۸/۳ میلیارد سال پیش متعادل و زیست پذیر شده است.
زمین شناسان مدت ها تصور می کردند شرایط ناپایدار و سوزان زمین پس از تولدش در ۵/۴ میلیارد سال پیش، تنها با گذشت زمان و در حدود ۸/۳ میلیارد سال پیش متعادل و زیست پذیر شده است. حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش، اقیانوس های ماگما سطح «زمین گداخته» را پوشانده بودند. زمین در معرض برخوردهای پیاپی اجرامی جوان قرار داشت که در هر برخورد سطح ناپایدار آن را متلاشی می کردند و همه چیز ذوب یا بخار می شد. با فرو رفتن آهن سنگین در اقیانوس های ماگما، هسته فلزی هم به تدریج تشکیل شد و در اعماق زمین فروپاشی عناصر رادیواکتیو، گرمایی شش برابر گرمای کنونی تولید می کردند. چنین حالت ناپایداری برای چند صد میلیون سال طول کشید. این شرایط جهنم بار باید آرام می شد تا سطح گداخته زمین به پوسته تبدیل شود، قاره ها شکل گیرند، اتمسفری متراکم و یکپارچه تشکیل شود و سرانجام اشکال نخستین حیات دوام بیاورند و تکامل یابند. اما سطح زمین با چه سرعتی سرد شد؟ اکثر دانشمندان چنین فرض کرده اند که این شرایط سوزان تا ۵۰۰ میلیون سال ادامه یافته است. دلیل اصلی این دیدگاه هم عدم وجود سنگ های دست نخورده ای است با عمر بیش از چهار میلیارد سال و همچنین وجود فسیل اشکال نخستین حیات که از جوان بودن آنها خبر می دهد. طی پنج سال گذشته زمین شناسان- از جمله گروه خودم از دانشگاه ویسکانسین و مدیسن _ کریستال هایی از کانی زیرکونیم با ساختار شیمیایی متفاوتی یافتند که تصور ما را نسبت به دوران آغازین زمین تغییر می دهد. خواص ویژه این کانی باعث می شود تا شرایط محیطی زمان پیدایش آن را درک کنیم. این کپسول های زمانی کوچک نشان می دهند که اقیانوس ها و شاید هم قاره ها حدود ۴۰۰ میلیون سال زودتر از آنچه تصور می شد، پدید آمده اند.
از قرن ۱۹ میلادی دانشمندان در پی یافتن سرعت سرد شدن زمین بوده اند اما هیچ کس انتظار یافتن شواهدی جامد را نداشت. چون دمای اقیانوس های ماگمایی ابتدایی بیش از ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد بوده است. پیشنهادهای امیدوارکننده دیگر ناشی از محاسبات ترمودینامیک بود که نشان می داد پوسته زمین می تواند طی ۱۰ میلیون سال سخت شود و بدین صورت پوسته تازه سخت شده محیط بیرون را از درون سوزان جدا کند. در صورتی که دوره های آرامی بین برخوردهای شهاب سنگی وجود داشته باشد و پوسته پایدار بماند، و اگر اثر گلخانه ای گرمای چندانی را به دام نیندازد، دمای سطح زمین می تواند به سرعت به کمتر از دمای جوش آب برسد. علاوه بر این خورشید ابتدایی کم فروغ تر بوده و انرژی کمتری ایجاد می کرده است.
اما هنوز هم برای اکثر دانشمندان شواهد اندک زمین شناختی نشان دهنده شرایط فوق العاده سوزان طولانی مدت هستند. قدیمی ترین سنگ دست نخورده شناخته شده سنگی چهار میلیارد ساله است که در نواحی شمال غربی کانادا کشف شد. اما به دلیل اینکه در اعماق زمین تشکیل شده اطلاعات چندانی درباره سطح زمین به ما نمی دهد. اکثر پژوهشگران معتقدند شرایط جهنمی ابتدایی همه سنگ های جوان تر را نابود کرده است. قدیمی ترین سنگی هم که در زیر آب (و در شرایط نسبتاً خنک) پدید آمده عمری بیش از ۸/۳ میلیارد سال ندارد (مشابه قدیمی ترین نشانه های حیات در جنوب غربی گرینلند).
این ماجرا تا زمانی ادامه داشت که کریستال های زیرکونیم در دهه ۸۰ اطلاعات تازه ای فراهم کردند، قدیمی ترین ماده خاکی شناخته شده تا آن زمان که تا ۳/۴ میلیارد سال پیش قدمت داشت. این کانی ها در صخره ها و سنگ دامنه های ناحیه «جاک هیلز» (Jack Hills) و «ماوت نرریر» (Mount Narryer) دوام آورده بودند، اگرچه برخی دانشمندان درباره اطلاعات به دست آمده، به خاطر سنگ بستر این کانی ها تردید کردند. این کانی ها به قدری پردوام هستند که حتی با قرار گرفتن سنگ حاملشان در معرض هوازدگی و فرسایش به همان صورت باقی می مانند. بنابراین ممکن بود هزاران کیلومتر آن طرف تر تشکیل شده باشند و به کمک باد یا آب به آن منطقه حمل شده و پس از مدتی در آن سنگ ها دفن شوند. به همین خاطر به رغم هیجان اولیه همان دیدگاه قبلی باقی ماند تا زمانی که در سال ۱۹۹۹ با پیشرفت تکنولوژیکی امکان مطالعه درباره این کانی های باستانی به دست آمد.
صخره های «جاک هیلز» حدود سه میلیارد سال پیش نشست کرد ه اند. ما برای به دست آوردن یک بندانگشت زیرکونیم، مانند گشتن دنبال یک سوزن در انبار کاه، حدود چند صد کیلوگرم از سنگ ها را جمع آوری و بررسی کردیم. در می ۱۹۹۹ از «وایلد» یکی از پیشگامان این کار خواستم تا تاریخ گذاری این سنگ ها را به کمک تکنولوژی نوین انجام دهد و در نهایت شگفتی دیدیم که آنها ۴/۴ میلیارد سال قدمت دارند. نمونه هایی از ماه و مریخ هم چنین قدمتی داشتند و برخی شهاب سنگ ها حتی قدیمی تر هم بودند، اما هیچ چیزی قدیمی تر از آن در سیاره ما یافت نمی شد. تقریباً همه هم عقیده بودند که با تداوم شرایط جهنمی ابتدایی زمین این کانی ها از بین می رفتند. بنابراین تاریخ آغاز شرایط آرام زمین ۴۰۰ میلیون سال به عقب بازگشت، یعنی زمینی زیست پذیر در ۴/۴ میلیارد سال پیش.
ScientificAmerican,Oct.۲۰۰۵
جان والی
ترجمه: الهیار امیری

bb
06-19-2006, 09:58 AM
ميزان Co2 در پركامبرين
اين مسئله كه اثر گلخانه ای تغييرات آب و هوائی را هدايت مي‌كند مورد سؤال است، اما اين حقيقت وجود دارد كه Co2، متان و بخار آب همگي در نگه داشتن گرماي خورشيد در سيستم زمين نقش دارند. اگر آنها در اتمسفر حضور نداشتند، زمين در حدود 33 درجه سردتر مي‌شود و با يخ پوشيده مي‌شد. مدل‌سازي تئوري چگونگي فعاليت ستاره‌ها پيشنهاد مي‌كند كه خورشيد با گذشت زمان انرژي كمتري به زمين گسيل مي‌دارد. تنها حفظ گازي گرما مي‌تواند مانع تبديل زمين به يك سياره منجمد نابارور شود. با اين وجود دوره‌هاي سرد شدن در 4 بار طي فانروزوئيك مقدار زيادي آب در يخ سطحي نگه داشته‌اند، دوراني تحت عنوان «گلوله برف» در نئوپروتروزوئيك كه اولين يخبندان در حدود Ma2200 پيش شناخته شده است. اولين آنها مطابق با اولين شواهد اكسيژن آزاد اتمسفر مي‌باشد و احتمالا بوسيله آن ايجاد شده است. متان يك گاز «greenhouse» قويتر از آب يادي اكسيد كربن است و از طريق نابودي غير هوازي به فراواني توليد مي‌شود.و اكسيد كننده قوي مي‌باشد. در زمان بعدي، آن در اتمسفر موقتي مي‌شود مگر اينكه به طور پيوسته، به طور مثال بوسيله ناپايدار شدن هيدرات گازي در رسوبات كف دريا، آزاد شود. گرم شدن بوسيله Co2 بدون شك كل يخ‌زدن را در تنگنا قرار مي‌دهد. مشكل مشخص ساختن اين موضوع است كه هوا چگونه بوده است چون بيشتر برآوردها بر اساس مطالعه پالئوسولها مي‌باشد كه نتايج عجيب و غير صحيح براي اوايل پالئوزوئيك مي‌دهد (شاويو و ويزر، 2003 را ببينيد).
دقت ميكروپروب – يوني پيشرفته اكنون براي اندازه‌گيري ايزوتوپ كربن فسيلهاي منفرد مناسب است (قطري در حدود 200 ميكرومتر). رسوبات شمال چين، تقريبا Ma1400 سن، داراي آكريتاركهاي كم تجزيه شده هستند و داده‌هاي ايزوتوپ كربن آنها برآورد خوبي از ميزان Co2 اتمسفر مي‌دهد كه از روشهاي ديگر مستقل هستند.
Kauffman, A.J.& Xiao,s.,2003, High Co2 Leveis in the proterozoic atmosphere estimated fromanalyses of individual microfossils-Nature, V.425,P.279-282) برآوردها نشان مي‌دهد كه ميزان Co2 بين 10 تا 200 برابر بيشتر از امروز بوده است، كه براي نگه داشتن زمين در بالاي محدوده دماهاي يخچالي در زماني كه روشنايي خورشيد در حدود %88 امروز بوده كافي است. آكريتاركها در تمام نئوپروتروزوئيك حاضر بوده‌اند و امكان امتحان دوران بحراني شرايط گلوله برفي با استفاده از اين روش وجود دارد.

bb
08-15-2006, 08:06 AM
استفاده از بيوتكنولوژي در توليد فلزات غير آهني

استفاده از روش بيوتكنولوژي يا فناوري زيستي براي توليد فلزات غيرآهني ترويج يافته است. در حال حاضر استفاده از اين روش جهت استحصال مس، كانسنگ هاي مقاوم طلا، روي و نيكل مرسوم شده است. به خصوص برخي كشورها نظير آمريكا حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از توليد مس خود را از اين طريق دنبال مي كند. در حال حاضر كانسنگ مس در طبيعت به دو صورت اكسيدي و سولفوري است. اگر كانسنگ اكسيدي باشد با عمليات فروشويي با اسيد سولفوريك مس به محلول تبديل شده و سپس با روش هاي مختلف مي توان مس را استحصال كرد. اما اگر كانسنگ مس به صورت سولفيدي باشد تاكنون با استفاده از حرارت و ذوب مس استحصال مي شد كه اين روش باعث آلودگي هوا مي شد و تبعات زيست محيطي زيادي داشت. بنابراين استفاده از روش پيرومتالوژي (ذوب) رقيب جدي روش هيدرومتالوژي در توليد مس شد. چرا كه روش هيدرومتالوژي ضرر كمتري به محيط زيست وارد مي كند.

در حال حاضر در دنيا سه روش فناوري براي استحصال مس از كنسانتره هاي سولفيدي مطرح است كه شامل استحصال مس به روش دما و فشار بالا، فرآوري مس در دما و فشار متعادل با كمك حلال هاي خاص است كه در كنار دو روش فوق روش بيوتكنولوژي يا فناوري ميكروبي مطرح شده، مطالعات براي كاربرد بهينه روش ميكروبي آغاز شده است. به خصوص كاربرد اين روش براي استحصال طلا از كانسنگ هاي مقاوم در مقياس صنعتي رو به گسترش است.
براي استحصال به روش بيوتكنولوژي مي توان به دو طريق عمل كرد: كانسنگ هاي سولفيدي مس كه خوراك اوليه كارخانه هاي فلوتاسيون را تشكيل مي دهند بعد از اين كه تبديل به كنسانتره شدند مي توانند از طريق روش ميكروبي تبديل به فلز مس شوند يا اين كه مي توان كانسنگ هاي سولفيدي مس را كه كم عيار هستند با روش بيوتكنولوژي به فلز مس تبديل كرد.
مطالعات زيادي براي توليد مس از كنسانتره هاي سولفيدي با استفاده از فرو شويي ميكروبي انجام گرفته است. محققان به دنبال رفع موانع فني اين روش هستند، چرا كه كاني هاي سولفيدي به دليل داشتن كالكو پيريت در فرآيند فرآوري، كند عمل مي كنند، به همان تناسب از سرعت واكنش ليچينگ كاسته مي شود. بنابراين دانشمندان به دنبال راه حلي هستند تا روش بيوتكنولوژي براي توليد مس سريع تر و راحت تر انجام شود.

تهيه: عليرضا منظمي مير‌عليپور
منبع: سایت مهندسی معدن

bb
08-15-2006, 08:07 AM
قدیمی ترین سنگهای آتشفشانی کره زمین

قديمي ترين سنگهاي آتشفشاني كره زمين توسط زمين شناسان در كاناداكشف شدند. اين سنگها تقريباَ 4 ميليارد سال سن داشته و در شمال كبك، كشف شده اند. دانشمندان اميداورند با مطالعه اين سنگها به اطلاعات بيشتري در مورد چگونگي آغاز حيات بر روي كره زمين دست يابند. با مقايسه اين سنگها و سنگهاي مشابه يافت شده در گرينلند, مي توان اطلاعات بيشتري درباره تكامل يك ميليارد سال اوليه زمين، بدست آورد. اين سنگها در پورپوس كاو1 در سواحل خليج هودسون 2 واقع شده اند. آن ها تقريباَ به طور تصادفي يافت شده اند.

كشف هيجان انگيز

ابتدا زمين شناسان فكر مي كردند كه اين سنگها فقط در حدود 8/2 ميليارد سال سن دارند. اما مطالعات مفصل تر نشان داد كه حداقل يك ميليارد سال قديمي تر هستند. نمونه ها براي تعيين سن دقيق به دانشگاه كبك واقع در مونترال 3 و دانشگاه سيمون فريزر4 واقع در بريتيش كلمبيا5 فرستاده شد. اين كار توسط پيرنادو6 و دكتر جين ديويد7 انجام شد. دانشمندان با تعيين سن عناصر راديواكتيو موجود در سنگها سن نمونه ها را 16+825/3 ميليارد سال تخمين زدند. پروفسور روس استونسون 8 از دانشگاه كبك در مصاحبه با BBc News inline گفت اين كشفي بود كه همه دانشمندان را متعجب ساخت. او همچنين گفت: كشف اين سنگها شبيه جواهري است كه در دامن من افتاده باشد

حيات چگونه آغاز شد

سنگهاي كانادا از ماگمايي كه از جبه زمين مشتق شده، تشكيل شده اند . بنابراين, اين سنگها اطلاعاتي را در مورد يك چهارم اوليه سرگذشت زمين ارائه مي دهند. دانشمندان عقيده دارند كه سياره زمين 6/4 ميليارد سال قبل تشكيل شده است. اند كي پس از آن كره ماه تشكيل شد (احتمالاَ از برخورد بين زمين و ديگر توده هاي سياره اي بزرگ) و سپس جبه و پوسته توسعه يافتند. به دنبال آن اقيانوسها و اشكال حياتي ساده, مثل باكتريها, بوجود آمدند. تا امروز, اطلاعات بدست آمده درباره چگونگي تشكيل اينها خيلي كم است. اين سنگها خيلي شبيه به سنگهاي موجود در توالي ايزوآ 9 واقع در گرينلند هستند.

باتحقيقاتي كه قبلاَ بر روي اين سنگهاي بازالتي انجام شده،بنظر ميرسدآنها داراي تركيبات كربن داري باشند كه در اثر فعاليت بيولوژيكي ،توليد شده اند. اكنون مي توان سنگهاي كانادا و گرينلند را با هم مقايسه نمود. پروفسور استونسون گفت: همانند اين سنگها قبلاَ يافت نشده است. دكتر روزاليند وايت 10 از دانشگاه ليستر 11 انگلستان, براي مدتي سنگهاي گرينلند را مطالعه كرده است. او گفت: تا قبل از اين, سنگهاي ايزوآ منحصر به فرد تلقي مي شد، اما اين توالي 35 كيلومتري فقط نشان دهنده بخشي از يك ناحيه كوچك است و بنابراين مشكل است تا به نتايجي درباره كل زمين دست يابيم. او در خصوص سنگهاي جديد گفت كه آن ها به زمين شناسان كمك خواهند كرد تا تصوير بهتري از تكامل اوليه زمين ارائه دهند. سنگهاي پورپوس كاو بعنوان قسمتي از يك پروژه نقشه برداري كه زير نظر مارتين پرنت 12 از وزارت منابع طبيعي كبك انجام مي شد بدست آمدند.


منبع: موزه علوم زمین

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:40 AM
به طور كلي دوره هاي زمين شناسي به 11 بخش تقسيم مي شوند :

دوره کواترنری

دوره اردویسین

دوره پرمین

دوره تریاس

دوره دونین

دوره ژوراسیک

دوره سلیورین

دوره کامبرین

دوره کربنیفر

دوران پالئوسونیک

مززوئیک

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:42 AM
مززوئیک از دو کلمه Meso به معنی میانه و Zoa به معنی حیات ساخته شده است. دوران مزوزوئیک که دوران میانه زیستی نیز نامیده می‌شود 160 میلیون سال به طول انجامیده است. این دوران از سه دوره زمین شناسی تشکیل شده است که به ترتیب از قدیم به جدید عبارتند از : تریاس ، ژوراسیک ، کرتاسه.
در رسوبات دوان مزوزوئیک آثار بقایای موجودات حد واسط بین موجودات دوران پالئوزویک و دوران سنوزوئیک وجود دارد. در این دوران دو دسته مهم جانوری وجود دارد که عبارتند از خزندگان غول پیکر به نام دایناسورها و آمونیت‌ها. آب و هوای دوران مزوزوئیک نسبتا گرم و از نوع آب و هوای استوایی و یکنواخت تر از آب و هوای فعلی بوده است.
حد و مرز مزوزوئیک با دورانهای دیگر
حد زیرین

حد بین پالئوزوئیک و مزوزوئیک همیشه در همه جا به خوبی مشخص نیست. در بیشتر نواحی دوره تریاس ادامه دوره پرمین به شمار می‌رود و به همین سبب زمین شناسان اصطلاح پرمر - تریاس را برای این حد بکار می‌برند. از لحاظ کوهزایی این حد ارتباط کوهزایی هرسی نین با کوهزایی آلپی را مشخص می‌نماید. از لحاظ فسیل شناسی حد بین دوران پالئوزوئیک و مزوزوئیک با از بین رفتن تریلوبیت‌ها و برخی دیگر از جانوران مشخص می‌شود.
حد بالایی

از لحاظ بیواستراتیگرافی حد بین دورانهای مزوزوئیک و سنوزوئیک به خوبی قابل تشخیص است. زیرا تغییرات شدیدی در بین جانوران این دو دوران قابل مشاهده است و علت این تغییرات شدید مربوط به تغییرات آب و هوایی و گسترش سرمای عمومی می‌باشد. در این مرز برخی از موجودات پلانکتون از بین رفته و گونه‌های جدیدی از آنها بوجود آمدند و همچنین آمونیت‌ها و بلمنیت‌ها در اواخر مزوزوئیک از بین رفتند.
جغرافیای دیرینه دوران مزوزوئیک

در دوران مزوزوئیک دو قاره در سطح کره زمین وجود داشته است. یکی از این قاره‌ها لورازپا نام داشت و شامل آمریکای شمالی و خشکی اروپا - آسیا بوده است و در تمام این دوران دریاها روی آن پیشروی داشته‌اند. شواهد نشان دهنده جدا شدن خشکی اروپا - آسیا در اواخر کرتاسه است که این جدایش منجر به تشکیل اقیانوس اطلس گردیده است. خشکی دیگر گندوانا نام داشت که در قسمت میانی کره زمین قرار داشت. این خشکی از پرمو - تریاس شروع به تقسیم شدن نموده است.

دو کمربند کوهزایی در دوران مزوزوئیک اتفاق افتاده است. یکی در اطراف اقیانوس آرام و دیگری کمربند کوهزایی مزوژه. اقیانوس هند در دوره‌های تریاس و ژوراسیک و اقیانوس اطلس در دوره کرتاسه بوجود آمده‌اند. اقیانوس آرام نیز بطور مداوم وجود داشته است. در ژوراسیک دو حوضه رسوبی مهم در اروپا وجود داشته است که دو حوضه عبارتند از : حوضه جنوبی تندیس به نام Thethyan Relean و حوضه شمالی به نام Boureal Releam. ایران در دوره‌های تریاس ژوراسیک در قسمتهای مرکزی تتیس قرار داشت.
آب و هوای دوران مزوزوئیک

بطور کلی آب و هوای دوران مزوزوئیک نسبت به دوران پالئوزوزوئیک گرفته و یکنواخت تر بوده است. در رسوبات این دوره هیچگونه آثار یخچالی مشاهده نمی‌شود مطالعات ایزوتوپی نشان می‌دهد که آب دریاهای این دوران حدود 10 درجه گرمتر از دریاهای معتدله کنونی بوده است.

این آبهای گرم محیط مسلعدی را برای تشکیل رخساره‌های آهکی بیوشیمیایی با صدفهای فراوان نرم تنان و انواع جلبکها و آهک االیتی و ریفی بوجود آورده بود. در آغاز مزوزوئیک ، قطب شمال با مختصات 140 درجه عرض جغرافیایی در اقیانوس آرام قرار داشت. مهاجرت و جابجایی استوا به سمت جنوب در کرتاسه موجب پایین آمدن درجه حرارت در اروپا گردیده است. با سرد شدن هوا در خشکی لوازیا ، خشکی گندوانا گرمتر شده و باعث ایجاد رسوبات تبخیری در آفریقای شمالی شده است.
کوهزایی های دوران مزوزوئیک

مراحل کوهزایی های این دوران به نام کوهزایی آلپ مشهور است. این کوهزاییها از اوایل این دوران تا زمان حال ادامه داشته است و شامل :

*

سیمرین پیشین (Earlykimerian) در پایان تریاس
*

سیمرین یا کمبرین پسین (Latckimenian) در پایان ژوراسیک.
*

آترایشین یا استرین (Autrichian Or Austrian) بین کرتاسه زیرین تا کرتاسه میانی
*

لارامید که مربوط به اواخر کرتاسه پسین می‌باشد.

دوره‌های مزوزوئیک
تریاس (Triassic)

نام تریاس برای اولین بار توسط آلبرتی (Alberti) در سال 1834 در ناحیه مرن آلمان بکار برده شد. چون رسوبات این دوره از سه قسمت کاملا مشخص تشکیل گردیده است نام آن را تریاس نهاده‌اند. در دوره تریاس آب و هوا بسیار گرم و مقدار بارندگی کم بوده است. اکسید شدن مواد آهنی ، ماسه سنگهای قرمز ، ترکهای گلی در رسوبات و همچنین وجود مواد تبخیری مانند گچ و نمک موید خشکی هوا هستند. در این دوره بیابانها توسعه پیدا کرده‌اند.

نوعی از آمونیت‌ها در دوره تریاس گسترش یافته و بسیار فراوان بودند. همچنین در این دوره خزندگان تنوع و گسترش زیاد داشته اند. جلبک ها از مهمتری گیاهان دریایی دوره تریاس می‌باشند. نهانزادان آوندی بخصوص سرخسها در این دوره فراوان بوده‌اند. البته لازم به ذکر است که دوره تریاس به دلیل داشتن آب و هوای خشک چندان برای رشد و توسعه گیاهان مناسب نبوده است. ظهور اولین حشره با دگرشیبی کامل و اولین پستاندار مربوط به این دوره می‌باشد.
دوره ژوراسیک (Jurassic)

نام ژورسیک از کوههای ژورا در آلپ گرفته شده است نهشته‌های دوره ژوراسیک در زمین شناسی تاریخی حائز اهمیت می‌باشد زیرا مطالعات باارزش چینه شناسی و بخصوص بیواستراتیگرافی در این دوره صورت گرفته است. اولین پرندگان در این دوره ظاهر شده‌اند. مهره داران گذشته مانند ماهیها ، دوزیستان و خزندگان و ژوراسیک در فراوان بوده‌اند. همچنین نخستین قورباغه شبیه به انواع امروزی در این دوره ظهور کرده است. گسترش دانیاسورها در این زمان زیاد بوده است. روپای این جانوران در رسوبات ژوراسیک کرمان دیده شده است.

از لحاظ جغرافیایی ژوراسیک تفاوت چندانی با دوره تریاس ندارد در این دوره نیز خشکی گندوانا شامل آمریکای جنوبی و آفریقا بوده است. پیشروی دریا در اروپای توسعه داشته است بطور که ژوراسیک پسین باعث جدا شدن نقاطی از خشکی لوازیا شده بود. وجود خزندگان و گیاهان در این دوره نشان دهنده آب و هوای معتدل می‌باشد.
دوره کرتاسه (Creta Ceous)

نام کرتاسه اولین بار به رسوبات گل سفیری در جنوب انگلستان اطلاق گردیده است. کرتاسه با 70 مییلیون سال طول طولانی تر سیستم دوان مزوزوئیک به شمار می‌رود. آب و هوای دوره کرتاسه گرم و ملایم بوده است. گیاهان نهاندانه در کرتاسه ظاهر و توسعه یافته‌اند. بنابراین تمام گروههای گیاهی از این دوره به بعد وجود داشته‌اند مهمترین گروههای جانوری بی‌مهره در این دوره آمونیت‌ها و بلمنیت‌ها می‌باشند.

علاوه بر مهره داران دوره‌های قبلی در اواخر این دوره پستانداران کوچکی بوجود می‌آیند در آخر کرتاسه دایناسورها و همچنین برخی از بی‌مهره‌ها مثل آمونیت از بین می‌روند و منقرض می‌شوند. در کرتاسه پیشین آمریکای جنوبی از آفریقا جدا گردیده بود. در حالیکه بقیه قاره‌ها در طول دوره‌های تریاس و ژوراسیک جدا گردیده بودند.
دلایل انقراض دایناسورها

دانشمندان دلایل و فرضیه‌های مختلفی را برای انقراض دایناسورها بیان می‌کنند که از جمله این فرضیه‌ها ، برخورد شهابسنگها با زمین می‌باشد. بر طبق این فرضیه حدود 65 میلیون سال قبل یک شهاب سنگها با قطر 5 مایل و با سرعت معادل 150000 مایل در ساعت با کره زمین برخورد کرده است قدرت انفجار این برخورد معادل صد میلیون مگا تن TNT بر آورده شده است.
در اثر برخورد خرده‌های سیاره یا شهاب سنگها و میلیونها تن خاک و صخره‌های زمین به صورت گرد و غبار در آمده و در نتیجه ابری عظیم از پودر اجرام آسمانی و گرد و غبار در سراسر کره زمین بوجود آمد. این ابر عظیم مانع از رسیدن نور خورشید به سطح کره زمین گردید و باعث کاهش دمای هوا در سطح زمین شد. همچنین عدم نفوذ نور خورشید باعث تاریک شدن زمین نیز شد. با سرد شدن و برودت هوا و تاریکی در طی سالها ، بسیاری از جانوران و گیاهان روی سطح زمین از همه دایناسورها از بین رفته‌اند و فقط گیاهان و جانورانی که در قعر و گودالهای زیر زمینی زیست می‌نموده‌اند توانستند زنده بمانند.

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:44 AM
پالئوزئیک از دو کلمه یونانی پالئوس (Palaios) به معنی قدیمی و زئون (Zoan) به معنی موجود زنده مشتق شده است. طول این دوران حدود 340 میلیون سال است. دوران پالئوزوئیک طولانی ترین دورانهای فانروزوئیک (حیات اشکار) می‌باشد. به علت اینکه موجودات زنده دوران پالئوزوئیک دارای ساختمان بدنی ساده تر از موجودات زنده دورانهای بعدی داشته‌اند به آن دوران دیرینه زیستی می‌گویند.

از نظر زیست چینه‌ای و گسترش و تنوع موجودات زنده ، اکثریت گروههای بی‌مهرگان در پالئوزوئیک پسین وجود داشته‌اند. مهره داران بجز پرندگان و پستانداران نیز در این ظهور کرده‌اند. دوران پالئوزوئیک را به شش دوره کامبرین ، اردیسین ، سیلورین ، دونین ، کربونیفر و پرمین تقسیم نموده‌اند.

کامبرین

نام کامبرین از کلمه کامبرین که نام لاتین شهر گال است مشتق گردیده است. دوره کامبرین به سه دسته اشکوب زیرین ، میانی و بالایی تقسیم می‌شود. سن کامبرین از 570 تا 510 میلیون سال قبل است. پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین چنین و نقاط دیگر نشان دهنده آب و هوای سرد این دوره می‌باشد.
از فسیلهای این دوره ، تریلوبیت‌ها و همچنین بازوپایان دارای اهمیت فوق‌العاده زیادی می‌باشند. تریلوبیت‌ها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزئیک ظهور و در اواخر همین دوران از بین رفته‌اند. استروماتولیت‌ها ، کنودونت‌ها ، استراکودها و دسته‌ای دو کفه‌ایها نیز در این دوره ظهور یافته ، ولی تنوع چندانی نداشتند.

اردویسین

نام اردویسین از نام قبیله اردویشیا که در شهر گال زندگی می‌کردند گرفته شده است. طول این دوره از 515 تا 438 میلیون سال قبل است. در پایان این دوره کامبرین عده‌ای از موجودات زنده از جمله تریلوبیت‌ها منقرض شدند. مرز بین تردویسین و کامبرین معمولا بر اساس نوعی از فسیلها به نام گراپتولیت‌ها و گونه‌های جدید کنودونت‌ها تعیین شده است. مرز بالایی این دوره با سیلورین نیز بر پایه فسیلهای گراپتولیت و کنودونت استوار است. گراپتولیت‌ها جانورانی هستند که اندامی شبیه به ستون فقرات دارند. این جانوران حد واسط مهره داران و بی‌مهرگان می‌باشند.
بررسیها نشان می‌دهد که آب و هوای این دوره از کامبرین گرمتر بوده است بطوری که رسوبات آهکی و دولومیتی بیشتری ته نشین شده است. در رسوبات اردویسین نفت نیز پیدا شده است. وجود نفت در این رسوبات نشان دهنده فراوانی و توسعه موجودات ریز شناور در آب دریاهای آن زمان می‌باشد. شواهد زیادی دال بر انقراض تعداد زیادی از موجودات زنده در پایان دوره اردیسین وجود دارد. علت این انقراض ، سرد شدن سریع ناگهانی آب و هوا در پایان این دوره می‌باشد.

سیلورین

نام سیلورین از قبیله سیلور که درجنوب غرب انگلستان سکونت داشتند گرفته شده است. سیلورین کوتاهترین دوره پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین کرده‌اند. حد زیرین این دوره با نوعی از فسیلهای گراپتولیت مشخص می‌شود. حد بالایی سیلورین نیز با زون گراپتولیتی که حرف قاعده دونین است مشخص می‌شود. در اوخر دوره سیلورین چین خوردگی کالدونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست و در نتیجه این چین خوردگی از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید.
ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. این امر بیانگر این موضوع است که بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشته‌اند بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند و دوره سیلورین به استوا نزدیک بوده‌اند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوندی و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زره‌دار در طی این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شده‌اند.

دونین

این دوره 408 تا 360 میلیون سال قبل طول کشیده است. رسوبات این دوره در دونشایر (Devonshire) انگلستان نامگذاری شده است. دوره دونین در بین دو دوره کوهنرایی کالدونین و هرسی نین قرار دارد. حد زیرین دونین شامل ماسه سنگ قرمز قدیمی (Old Redsandstone) است. با انقراض نوعی فیل ، گراپتولیتی مشخص می‌شود. این حد را با پیدایش سرپایان نیز مشخص می‌کنند.
پیشروی دریا در این دوره باعث افزایش مرجانها شده بود. این مرجانها در محیطی نسبتا آرام و دور از محیط باتلاق تجمع و تشکیل شده بودند. دوره دونین به دوره ماهیها مشهور است. ماهیهای این دوره فاقد دندان و آرواه بودند و اولین حشره در دونین ظاهر شد. گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند. گستزش رسوبات آهکی و تبخیری حاکی از آب و هوای گرم در این دوره است.

کربونیفر

در سال 1882 لایه‌های زغال‌دار انگلستان به نام کربونیفر نامگذاری شدند. طول عمر این دوره از 65 تا 260 میلیون سال قبل است. رسوبات مربوط به این دوره در آمریکا به نام دوره‌های می سی سی پین و پنسلوانین نامگذاری شده است. وجود لایه‌های زغال‌دار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده است. در این دوره جنبشهای کوهزایی مهمی به وقوع پیوسته است و در نتیجه آن رشته کوههای هرسی نین تشکیل گردیده است. رشد و توسعه گیاهان در دوره کربونیفر به حداکثر رسید. فسیلهای گیاهان بازدانه و نهانزادان آوندی در رسوبات زغال سنگی کربونیفر مشاهده شده است.

پرمین

نام پرمین اولین بار به رسوبات دریایی به اواخر دوران پالئوزوئیک نام پرم (Perm) واقع در شرق روسیه اطلاق گردیده است. طول عمر این دوره 290 تا 250 میلیون سال قبل بوده است. در بعضی نقاط دنیا جلفای ارس (مرز ایران و روسیه) گذر بین پرمین و تریاس به خوبی مشخص نیست و مجموعه‌ای این رسوبات به پرموتریاس معروفند. بطور کلی دو نوع رخساره مهم در دوره پرمین می‌توان تشخیص داد که عبارتند از : رخساره دریایی و رخساره خشکی.
از مشخصات برجسته دوره پرمین وجود توسعه یخچالها در نقاط مختلف دنیا بوده است. همچنین در این دوره آثاری از خزندگان مشاهده شده است. در طی دوره پرمین توده‌های خشکی عمده زمین به هم پیوستند و ابرقاره پاگه‌آر ا بوجود آوردند. در پایان پرمین 75 در صد از خانواده‌های دوزیستان از بین رفته و بسیاری از انواع گیاهان منقرض شدند.

ویژگیهای پالئوژئوگرافی پالئوزوئیک

بطور کلی در پالئوزوئیک تدریجا به مساحت قاره‌ها در اطراف هسته‌های پرکامبرین اضافه شده است و پیدایش رشته کوههای حاصل از کوهزایی کالدونین و همچنین کوههای حاصل از کوهزایی هرسی نین از این نوع می‌باشد. از نظر تغییرات آب و هوایی ، گرچه تشخیص این تغییرات مشکل به نظر می‌رسد، ولی شواهد و آثاری از دوره‌های مختلف یخبندان در پالئوزوئیک بدست آمده است که حاکی از تغییرات و تحولات آب و هوای است. در واقع نشانه‌هایی از یخبندان در اردویسین بالایی و کربونیفر شناخته شده است.
تحقیقات نشان می‌دهد که یخبندان کربونیفر بالایی منحصرا در محیط و محدوده قاره گندوانا گسترش داشته است. این دوره یخچالی بین دو دوره با آب و هوای نسبتا گرم محدود بوده است. با اینکه آثار دوره‌های یخچالی در پالئوزوئیک مشاهده گردیده است ولی بطور کلی این دوران دارای آب و هوای گرم بوده است.

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:46 AM
کنی‌بیر (Conybear) در سال 1822 چینه های زغال‌دار انگلستان را به نام کربنیفر نامیده است.
مشخصات دوره کربنیفر

طول عمر این دوره از 365 تا 290 میلیون سال قبل است. رسوبات مربوط به این زمان در آمریکا به نام دوره‌های می‌سی‌سی‌پین و پنسیلوانین نامگذاری شده است. وجود لایه‌های زغال‌دار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده است. در نتیجه آب و هوای مناسب جنگلهای انبوه بوجود آمد. بر اثر بارش فراوان و جاری شدن سیلابهای عظیم قطعات خرد شده درختان بوسیله جریان آب در مناطق مختلف تجمع پیدا کرده و سپس به صورت زغال در آمده است. چون گیاهان کربنیفر در آمریکای شمالی ، سپری ، اروپا و آسیا کاملا شبیه می‌باشند، لذا می‌توان نتیجه گرفت که اختلاف آب و هوایی در تمام سطح زمین وجود نداشته است.
تقسیمات کربنیفر
کربنیفر زیرین

کربنیفر زیرین شامل اشکوبهای تورنزین (Tournaisian) و ویزئن (Visean) می‌باشد.

*

اشکوب تورنزین: نام آن از شیلهای ناحیه تورنی در بلژیک گرفته شده است.
*

اشکوب ویزئن: شامل آهکهای االیتی براکیوپوددار و نامش از ناحیه ویزه (Vise) مشتق شده است.

کربنیفر بالایی

کربنیفر بالایی شامل اشکوبهای نامورین ، وستفالین و استفانین می‌باشد.

* اشکوب نامورین (Namurian): از رسوبات زغال‌دار حوضه نامور (Namar) در آردن بلژیک مشتق شده است و رخساره‌های آن شیلهای رسی و لایه‌های زغالی است.
*

اشکوب وستفالین (Westfalian): این اشکوب در حوضه فرانسه - بلژیک شامل رسوبات گونتاتیت‌دار (Goniatite diadema) است.
*

اشکوب استفانین (Stephanian): به زمینهای زغال‌دار ناحیه سنت اتین در فرانسه اطلاق گردیده است.

فسیلهای دوره کربنیفر

همانطور که اشاره شد رشد و توسعه گیاهان در دوره کربنیفر به حداکثر رسید. گیاهان بازدارنده و نهانزادان آوندی در رسوبات زغال سنگی کربنیفر بر جای مانده است. مهمترین گروههای نهانزادان آوندی عبارتند از:

پکوتپه ریس که از سرخسهای حقیقی هستند. در این گیاهان رگبرگ وسط به خوبی نمایان و رگبرگهای اطراف ساده بوده و یا دسته‌های سه تایی را تشکیل می‌دهند. نوروپتریس قد آن بزرگ و برگهای آن نیز ممکن است به چندین متر برسند. برگچه‌ها شبیه به قلب و رگبرگهای طرفین دو شاخه هستند. اسفنوپتریس ، برگهای آن مضرس و گل آذین نیز دارای کیسه‌های گرده است. لیپید و داندرونها و سی ژیلاریا از گیاهان تنومند دیگری هستند که در کربنیفر ظاهر شدند. کوردائیتها ، از بازدانگانی هستند که در کربنیفر شناخته شده‌اند، ارتفاع این درخت تا

40 متر می‌رسیده است.

علاوه بر فسیلهای گیاهی ، براکیوپودها ، کرینوئیدها و بریوزوئرها نیز از فسیلهای مهم این دوره به شمار می‌روند. فوزولینها یکی از میکروفسیلهای شاخص این دوره هستند. بعضی از موجودات از جمله مرجانهای تابولاتا و استرماتوپوروئیدها که در دوره‌های قبلی قسمت مهمی از ریفهای مرجانی را تشکیل می‌داده‌اند در کربنیفر ناپدید شدند. از تعداد تریلوبیتها نیز در این دوره کاسته شده است.
حدود دوره کربنیفر

حد زیرین سیستم کربنیفر با رسوبات دومین بطور ممتد توسط رسوبات دریایی مشخص است و از نظر بیوستراتی گرافی به نامه تصمیم کنگره بین المللی چینه شناسی کربنیفر (سال 1935) ظهور گونیاتیتی به نام Gattendorfa Sabinvoluta مشخص قاعده کربنیفر است، ولی به نظر می‌رسد که بهترین مقطع معرف مرز دونین - کربنیفر در حوضه رسوبی دینان در اروپای غربی واقع است. حدود دونین - کربنیفر با مطالعه میکروفسیلهای شاخص از قبیل فرامنیفرا و مخصوصا کنودونت‌ها نیز امکان پذیر است. حد فوقانی این دوره نیز با میکروفسیلهای شواژرین و دو کفه‌ای پالئودونتا شناخته شده است.

کوهزاییهای مهم از کربنیفر

در این دوره جنبشهای کوهزایی مهمی بوقوع پیوسته و در نتیجه آن رشته کوههای هرسی‌نین تشکیل گردیده است. این رشته کوهها از آمریکای شمالی تا نواحی اورال کشیده شده است. این کوهزایی باعث تغییرات مهمی در موجودات زنده گردیده است. چرخه کوهزایی فوق دارای دو جهت است، یکی در جهت شمال غرب - جنوب شرق به نام آرموریکن (Armorican) و دیگری جنوب غربی - شمال شرقی به نام وارسیک (Varisque) و هر دو روی هم به نام آرموواریسک معروفند.

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:47 AM
نام کامبرین از کلمه کامبریا که نام لاتین شهر گال است مشتق گردیده است. سدویک (Sedwick) زمین شناس انگلیسی نام این دوره را به قدیمی‌ترین ته نشینیهایی که حاوی آثار موجودات زنده‌اند، نسبت داده است.

مشخصات دوره کامبرین

دوره کامبرین به سه اشکوب زیرین ، میانی و بالایی تقسیم می‌شود. سن کامبرین از 750 تا 510 میلیون سال قبل است. پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین چین و نقاط دیگر نشان می‌دهد که آب و هوای سردی در این نواحی حکم فرما بوده است. مطالعه رسوبات چین خورده کامبرین نشان دهنده آن است که در این دوره بزرگ ناودیسهایی در نقاط مختلفی از اروپا ، آسیا و آمریکا وجود داشته است. بعضی از جانورانی که در تشکیلات کامبرین مشاهده شده‌اند از نظر چینه شناسی اهمیت زیادی ندارند.

چون فسیل این جانوران یا به ندرت یافت شده و یا اینکه به خوبی حفظ نشده‌اند. از این جانوران مرجانها را می‌توان نام برد که تنوع زیادی نداشته و یا آنکه دارای اسکلت سخت نبوده‌اند. خارپوستان نیز در این دوره ظهور نموده‌اند، ولی گوناگونی زیادی نداشته‌اند. از نرمتنان وجود دو کفه‌ایها مشکوک است و از شکم پایان هم جز چند نمونه ساده آثار بیشتری باقی نمانده است.

تقسیمات دوره کامبرین

تقسیمات سیستم کامبرین از سال 1891 توسط والکت (Walcott) به صورت سه قسمتی پیشنهاد گردید که شامل کامبرین زیرین ، میانی و بالایی است. اشکوبهای کامبرین عبارتند از:

*

اشکوب جورجین (Georgian): که وجه تسمیه آن از کلمه جورجیا شهری در آمریکاست و توسط والکت در سال 1891 به کار برده شده است. این اشکوب معادل اشکوب توماشین است. زون تریلوبیت اله نلوس کامبرین زیرین را مشخص می نماید.
*

اشکوب آکادین (Acadian): که نامش از محل آکادی (Acadie) در کانادا گرفته شده است و در سال 1867 توسط داوسون (Dawson) ابداع گردیده است. این اشکوب قسمتی از کامبرین میاین با تریلوبیتهای پرادوکسیدها را شامل می‌شود.
*

اشکوب پوتسدامین (Potsdamian): که شامل ماسه سنگهای پوتسدام نواحی نیویورک است. این اشکوب دارای نبودهای چینه شناسی بوده و نمی‌تواند بطور کامل معرف کامبرین بالایی باشد.

حدود دوره کامبرین

حد زیرین این سیستم با پرکامبرین در ارتباط بوده ، ولی حد بالایی آن از نظر مورچیسون حتی سیلورین زیرین را شامل می‌شده است، اما در سال 1879 لاپ ورث (Lapworth) سیستم اردویسین را ابداع نمود که حد زیرین آن را اشکوب آرنیگین قرار دارد. حد بالایی کامبرین و مرز آن با اردویسین نیز از نظر چینه شناسی متفاوت است.

فسیلهای شاخص کامبرین

تریلوبیتها و همچنین بازوپایان در این دوره دارای اهمیت فوق العاده‌ای بوده‌اند. تریلوبیتها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوئیک ظاهر شده و در اواخر همین دوره از بین رفته‌اند. بدین ترتیب از فسیلهای شاخص این دوران به شمار می‌روند. نام تریلوبیتها به علت تقسیم طولی بدن به سه قسمت است. مهمترین تریلوبیتهای دوره کامبرین عبارتند از: اوله نلوس و جنس هولمیا مشخص کامبرین زیرین و جنس پارادوکسیدس مشخص کامبرین میانی.

Moh3en_DDD
10-25-2006, 11:51 AM
مورچیسون (Murchison) در سال 1853 نام سیلورین را به قسمتی از زمینهای شهر گال و ناحیه شروپ شایر (ShropShire) واقع در جنوب غربی انگلستان که قبیله سیلورین در آن سکونت داشتند، اطلاق نمود.

مشخصات دوره سلیورین

سیلورمن کوتاهترین دوره از دوران پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین نموده‌اند. گذر زیرین این دوره با فسیل گراتپولیتی به نام گلیپتوگراتپوس مشخص شده است. زیرا در بیشتر ممالک اروپایی بین اردویسین و سیلورین رخداد مهم تکتونیکی ملاحظه نشده است. گذر فوقانی این دوره نیز با زون گراتپولیتی به نام منوگراتیوس یونیفورمیس (Monograptus uniformis) که معرف قاعده دونین بوده و در مقطع چینه شناسی آن در ناحیه کلوک در چکسلواکی قرار دارد مشخص شده است.

تقسیمات سیلورین

*

سیلورین زیرین: که با اشکوب خلاندورین (LLandoverion) مشخص است. این اشکوب که شامل رسوبات ماسه سنگ و شیل است، در ناحیه خلانداوری در جنوب ناحیه ونز نامگذاری شده است.
*

سیلورین میانی: که اشکوب ونلوکین (Wenelockion) را شامل می‌شود. اشکوب مذکور دارای رسوبات آهکی و شیلی حاوی گراتپولیت و نام آن از ناحیه ونلوک در جنوب ولز مشخص شده است.
*

سیلورین بالایی : از اشکوب لودلووین (Ludlovian) تشکیل شده است. نام این اشکوب از شهر لودلوو (Lodlow) واقع در ایلت ولز در جنوب غرب انگلستان اشتقاق یافته و رخساره‌های آن شیلی آهکی است.

فسیلهای دوره سیلورین

گرتپولیتها از فسیلهای شاخص دوره‌های اردویسین و سیلورین بوده‌اند. علاوه بر گراتپولیت ، براکیوپودها ، مرجانها و کنودونتها نیز در این دوره گسترش و توسعه فراوان داشته‌‌‌‌اند. تعدادی از تریلوبیتها نیز در این دوره می‌زیسته‌اند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوند دار و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زره دار نیز متعلق به این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شده‌اند.

جغرافیای دیرینه سیلورین

در اواخر چین خوردگی کالرونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست. و در نتیجه آن از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید. کوههای آپالاش در آمریکای شمالی نیز حاصل این کوه زایی است. بعد از کوه زایی کالدونین رسوبات ماسه سنگ قرمز که حاصل پسروی دریایی هستند در قسمتهای زیادی از اروپا ته نشین شدند.
ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. بنابراین بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشته‌اند، بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند در سیلورین به استوا نزدیک بوده‌اند. فعالیتهای آتشفشانی اگر چه در اردویسین نیز وجود داشته‌اند، اما در سیلورین گسترش زیادتری یافته‌اند. بطور کلی رسوبات سیستم سیلورین در ایران گسترش کمتری داشته و قسمت اعظم این کشور در این دوره از خارج بوده است.

bb
10-25-2006, 08:19 PM
http://www.palaeos.com/Paleozoic/Images/Continents.gif

saviss
10-25-2006, 08:26 PM
خیلی عالی بودمرسی
اما جای دوره پرکامبرین کجاس؟
یانداریم همچین دوره ای؟

bb
10-25-2006, 08:30 PM
ساويز جان خوش اومدي
دوره پريكامبرين هم داريم
منتهي اونجوري توش حيات كه آثارش مونده باشه وجود نداشته كه بخوايم راجع بع اون حرف بزنيم

bb
10-25-2006, 08:41 PM
اينم تقديم به ساويز گل گلاب
http://www.palaeos.com/Timescale/Precambrian.htm
درباره پريكامبرين و موجودات اون كه بيشتر باكتري ها ( سيانوباكتري ها ) و پريوكاريوت ها بودند .

bb
10-25-2006, 08:57 PM
پريكامبرين يك ائون زمين شناسي است كه از نظر تاريخ زمين قبل از دوره كامبرين قرار دارد .

در صورتي كه طول مدت پركامبرين 4000 ميليون سال با عمر ساير دوران ها مقايسه شود . يعني دوره پالئوزوئيك 330 ميليون سال
دوران مزوزئيك 175 ميليون سال و دوران سنوزوئيك 66.5 ميليون سال ملاحظه مي شود كه طول طمان پري كامبرين چند برابر هر يك از دوران هاي ديگر و چند برابر مدا زمان مجموع دوران هاي پالئوزوئيك ، مزوزوئيك و سنوزوئيك است . به همين لحاظ است كه در تاريخ زمين پركامبرين را بايد يك ائون در نظر گرفت .

در مورد انتخاب واحد پر كامبرين اثطلاحات متعددي از طرف دانشمندان به كار ميرود
از جمله :
پروتوزوئيك ( حيات اوليه protozoic )
آزوئيك ( عدم وجود حيات azoic)
ائوزوئيك ( آغاز حيات eozoic )
آركئوزوئيك ( قديمي ترين حيات archeozoic )
آنگوستوزوئيك ( حيات نتشناخته : Angustozpic )
از بين اصطلاحات بالا آركئوزوئيك بيشتر كاربرد دارد.

موجودات پريكامبرين
http://scienceblogs.com/pharyngula/upload/2006/06/lobed_fossil_embryos_lg.jpg

bb
10-25-2006, 09:14 PM
توضيحات بيشتر در مورد موجودات پريكامبرين
http://scienceblogs.com/pharyngula/2006/06/polar_lobes_and_trefoil_embryo.php

اين تقويم يا بهتر بگم تقسيمات پر كامبرين ( البته تو نقاط مختلف برخي قسمت ها متفاوت نامگذاري ميشوند )
http://i13.tinypic.com/4h2qp6q.jpg

Moh3en_DDD
10-25-2006, 09:32 PM
خیلی عالی بودمرسی
اما جای دوره پرکامبرین کجاس؟
یانداریم همچین دوره ای؟


حدود زیرین و بالایی پرکامبرین
حد زیرین پرکامبرین در حقیقت مقارن با پیدایش زمین در حدود 4.6 میلیارد سال پیش است. با توجه به اینکه هیچگونه اطلاعی از 700 میلیون سال اولیه آن وجود ندارد، شاید بتوان این مدت را زمان قبل از زمین شناسی در نظر گرفت. بطور کلی پرکامبرین با قدیمی‌ترین سنگ‌های تعیین سن شده زمین در غرب گرینلند یعنی تقریبا 3.8 میلیارد سال پیش شروع می‌شود. حد بالایی پرکامبرین را معمولا با ظهور اولین جنس از تریلوبیت‌های مربوط به قاعده کامبرین مشخص می‌کنند. در واقع ظهور این تریلوبیت‌ها می‌تواند نشانه پایان پرکامبرین باشد.
شناخت پرکامبرین
خنمون‌های سنگ‌های پرکامبرین در قاره‌ها ، نادر و کمیاب است. علت کمیابی این سنگ‌ها پوشیده شدن آنها توسط لایه‌های جوانتر می‌باشد. در چنین مناطقی بیرون زدگی این زمین‌ها در هسته کوههای به شدت فرسایش یافته و قعر دره‌های عمیق قابل مشاهده است. در واقع این سنگ‌ها در مناطق وسیعی که به آن سپر (Shield) می‌گویند گسترش یافته‌اند. سپرها از نظر زمین شناسی پیچیده و درهم می‌باشند و عمدتا از سنگ‌های دگرگونی و تغییر شکل یافته‌ای تشکیل شده‌اند. نیمرخ آنها تحدب ملایمی داشته و در مقطع شبیه به سپر جنگجویان می‌باشد. پرکامبرین ناشناخته ترین گستره از تاریخ زمین است، در نتیجه تقسیم بندی آن به واحدهای زمانی متعدد مشکل می‌باشد.
دلایل ناشناخته ماندن پرکامبرین
پرکامبرین شامل رخدادهای پراکنده‌ای می‌باشد، که این رخدادها به دلیل گذشت زمان دارای جزئیات و آثار کمی می‌باشند. دلیلی که بر این حقیقت وجود دارد، این است که سپرها و دیگر بیرون زدگی‌های پرکامبرین از سنگ‌های دگرگون شده و پیچیده‌ای تشکیل شده است که در بسیاری موارد توسط توده‌های بزرگ آذرین قطع شده اند. برخی از این سنگ‌ها چندین بار چین خورده ، گسل یافته و بارها مورد نفوذ توده‌های آذرین قرار گرفته و دگرگون شده‌اند. عامل دیگری که مطالعه تاریخ پرکامبرین را پیچیده می‌سازد، کمبود فسیل‌ها و سنگواره‌ها می‌باشد. شواهد سنگواره‌ای و فسیلی فراوانی تا قبل از دوران پالئوزوئیک در تاریخچه زمین شناسی ثبت نشده است. در زمان پرکامبرین حیات وجود داشته است، اما اشکال حیاتی ، ساده و از نظر بدنی نرم و قابل انعطاف بوده‌اند. به همین دلیل تاریخچه فسیلی پرکامبرین ناقص می‌باشد.
سنگواره‌های پرکامبرین
سنگواره‌ها و فسیل‌های پرکامبرین چندان شناخته شده نبوده و فراوان نمی‌باشند. ولی گاهی اوقات فسیل‌هایی با سن پرکامبرین یافت می‌‌شود. احتمالا عادی ترین سنگواره‌های پرکامبرین ، ستون‌ها یا برجستگی‌های کاملا لایه لایه از جنس کربنات کلسیم می‌باشد. این ساختمان‌ها که استروماتولیت (Stromato lite) نام دارد، بقایای موجودات حقیقی نبوده، بلکه مواردی هستند که توسط جلبک‌ها رسوب کرده‌اند. اگرچه استروماتولیت‌ها غالبا ساختمان‌های نسبتا بزرگی دارند، ولی اکثر سنگواره‌های دیگر پرکامبرین در حد میکروسکوپی و کوچک هستند. در آفریقای جنوبی سنگ‌های پرکامبرین قدیمی ، با سن بیش از 3.1 میلیارد سال ، پیدا شده است که شامل باکتری‌ها و جلبک‌های سبز - آبی هستند. محتوای فسیلی پرکامبرین بدلیل اینکه موجودات این دوران دارای بدنی نرم و قابل انعطاف بودند، بسیار کم و محدود می‌باشد.
زمین‌های پرکامبرین
به عقیده بعضی از زمین شناسان در پرکامبرین یک خشکی واحد به نام پانگه‌آ وجود داشته است. گاهی اوقات این خشکی تقسیم شده و تشکیل دو خشکی گندوانا و لوراسیا را داده است. بین این دو خشکی را اقیانوس واحدی اشغال کرده بود. زمین‌های این دوره به دو شکل دیده می‌شوند.

* سپرها یا زمین‌های ثابت :
سپرها زمین‌هایی هستند که تا کنون کمتر توسط رسوبات پوشیده شده و کمتر تحت عمل فرسایش و چین خوردگی قرار گرفته‌اند. مهمترین سپرها دنیا عبارتند از سپر آفریقا ، سپر برزیل ، آمریکای جنوبی ، سپرهند ، ایتالیا ، کانادا ، چین و سیبری.

* فلات قاره‌ها :
این زمین‌ها در قسمت‌های چین خورده و یا دره‌های مرتفع قرار گرفته‌اند. این زمین‌ها در اغلب زمان‌های زمین شناسی در زیر دریاها قرار داشته و توسط رسوبات پوشیده شده و تحت عمل چین خوردگی نیز قرار گرفته‌اند.

سنگ‌های پرکامبرین
تعیین سن سنگ‌های پرکامبرین بر اساس روش‌های رادیومتریک صورت گرفته است. بطور کلی سنگ‌های مربوط به این دوره به دو دسته تقسیم می‌شوند.

* سنگ‌هایی با درجه دگرگونی بالا یا گرانولیت : این سنگ‌ها قدیمی ترین سنگ‌های شناخته شده می‌باشند.

* سنگ‌های آذرین و رسوبی تخریبی اغلب دگرگون شده : این سنگ‌ها جوانتر از سنگ‌های قبلی بوده و بر روی آنها قرار می‌گیرند. این سنگ‌ها به علت داشتن کلریت سبز رنگ بوده و به مجموعه سنگ‌های سبز رنگ مشهور هستند.

آب و هوای پرکامبرین
به علت کمبود اطلاعات فسیلی از پرکامبرین نمی‌توان به خوبی در مورد آب و هوای این دوره اظهار نظر کرد. شواهد آب و هوایی اندک موجود در پرکامبرین بسیار متناقض می‌باشد. چون از یک طرف فراوانی کربنات‌ها از قبیل دولومیت و ساختمان جلبکی احتمالا معرف آب و هوای گرم می‌باشد و از طرف دیگر ‌وجود تیلیت‌ها در روی اکثر سپرها حاکی از یک زمان یخبندان عمومی می‌باشد. بطور کلی از روی تمامی شواهد موجود می‌توان نتیجه گرفت که پرکامبرین دارای آب و هوای گرم و مرطوب با اتمسفر غنی از بخار آب بوده است. بطوری که بخارات آب در ارتفاعات ، باعث تشکیل و گسترش یخچال‌ها شده‌اند. رسوبات ماسه سنگی و شیل‌هایی که از این زمان باقی مانده‌اند، نشاندهنده وجود عوامل فرسایشی است که بر سطح زمین حکمفرما بوده است.
مشخصات پالئوژئوگرافی پرکامبرین
بطور کلی پوسته زمین در پرکامبرین طی سه مرحله یا فاز انجام گرفته است که عبارتند از :
فازپرموبیل ( Permobilephase) (آرکئن)
در این مرحله که حدود 3.4 میلیارد سال پیش به پایان می‌رسد، پوسته زمین مشابه قشر کره ماه از گابرو غنی بوده و اولین اقیانوس‌ها در آنها تشکیل گردیده است. ضمنا در این مرحله درجه حرارت پایین آمده و کمتر از 374 درجه سانتیگراد گردیده است. سپس بطور ناگهانی فرسایش ، رسوبگذاری ، فرونشینی و دگرگونی ایجاد شده و در نهایت سنگ‌های گرانیتی تشکیل شده است. در این مرحله با اینکه پوسته مقاوم تر گردیده ولی هنوز نمی‌توانسته وزن تشکیلات رسوبی ضخیم تر از 7 کیلومتر را تحمل نماید.
فاز تحولی (Transitional Phase) پرتروزوئیک زیرین
در پروتروزوئیک زیرین ، پوسته گرانیتی برای اولین بار به صفحه‌ها و پلیت‌های باثبات و کمربندهای پر تحرک تقسیم می‌شود. پلیت‌های با ثبات از رسوبات اولیه پوشیده شده است. کمربندهای پر تحرک متعددی نیز به وسعت صدها کیلومتر گسترده شده‌اند. از لابلای شکستگی‌ها و خرد شدگی‌های کمربندها ، مواد نفوذی بازیک خارج شده و در سطح زمین گسترده شده است. در واقع در این مرحله پلیت‌ها و کمربندها مجموعا سطح زمین را پوشانده بود و حاشیه این پلیت‌ها و کمربندها ریفت‌ها (Rift) و شکاف‌های زیر دریایی را ایجاد نموده است.
فاز تکتونیک صفحه‌ای (Plate –Tectonic) (پروتروزئیک بالایی)
در این فاز دو قاره آفریقا و قاره آمریکای جنوبی تشکیل شده و طبق مطالعات مغناطیس دیرینه ، این دو قاره تا کرتاسه یکی بوده‌اند. در این زمان دریاهای کم عمق و کنار خشکی (Epicontinental) گسترش یافته و محیطی مطلوب برای رشد و توسعه استرماتولیت‌ها ایجاد گردیده است.
مباحث مرتبط با عنوان

Moh3en_DDD
10-25-2006, 09:38 PM
http://mohsenkheradmandg.persiangig.com/video/1567.JPG

bb
12-29-2006, 08:53 AM
66 ميليون سال قبل (http://i11.tinypic.com/35b9oww.jpg)

كامبرين (http://i12.tinypic.com/2mq3tef.jpg)

پرمين (http://i17.tinypic.com/3zu13xd.jpg)

دونين (http://i16.tinypic.com/4826hhz.jpg)

ترياس (http://i16.tinypic.com/2cgg7eu.jpg)

اوائل ژوراسيك (http://i17.tinypic.com/2mpzuro.jpg)

اواخر ژوراسيك (http://i10.tinypic.com/40m5rvk.jpg)

250 ميليون سال بعد (http://i13.tinypic.com/2yv8ec2.jpg)

zaminshenas
12-29-2006, 06:19 PM
دوره ژوراسیک
--------------------------------------------------------------------------------

ژوراسیک اولین بار در سال 1795 توسط آ. دو هومبولت (A. de Humboldt) تحت عنوان زمینهای ژورا در حد پرمین و ماسه سنگهای تریاس مشخص گردیده ، ولی بعدا یک زمین شناس فرانسوی به نام آ. بوئه (A. Boue) سیستم ژوراسیک را تعریف نمود.


کلیات
سیستم ژوراسیک از زمین شناسی تاریخی مهمی داشته ، مطالعات با ارزش از نظر چینه شناسی و بخصوص بیوسترایتگرافی در این دوره انجام گرفته است. و. اسمیت(W. Smith) از سال 1759 تا 1839 از زمینهای ژوراسیک تقسیمات چینه شناسی فسیلهای شاخص را ثابت کرده است. دو بوش (Lide Buch) از سال 1774 تا 1854 و پونشترت (Puenestedt) از سال 1809 تا 1899 دوره ژوراسیک را به ترتیب به دو قسمت ژوراسیک سیاه و ژوراسیک سفید هر یک را با حروف یونانی به بخشهای کوچکتری تقسیم کردهاند که این تقسمات هنوز در آلمان بکار برده می‌شود. طول دوره ژوراسیک 60 میلیون سال است.

تقسیمات کرونوستراتیگرافی ژوراسیک
اپل از سال 1831 تا 1865 بیوزون را ثابت نمود و 33 زون آمونیت در ژوراسیک تشخیص داد که هنوز قابل قبول است. اپل ژوراسیک را به سه زیر سیستم تقسیم نمود و به نامهای لیاس ، دوگر و مالم نامید. لیاس یا ژوراسیک زیرین مطابق با ژورای سیاه است. ژوراسیک میانی یا دوگر که ژورای قهوهای را شامل میشود و ژوراسیک بالایی یا مالم با ژورای سفید مطابقت دارد. هر یک از این سیستمها به اشکوبهایی زیر تقسیم می‌شود که شرح مقاطع و محلهای تیپ آنها عبارتست از:

ژوراسیک زیرین یا لیاس
اشکوب هتانژین (Hettangian): نام آن از ناحیه هستانژ واقع در موزل فرانسه گرفته شده است.


اشکوب سیمنورین (Sinemurian): توسط دوربینی در سال 1850 از ناحیه سمور (Semur) واقع در کت دور (Cote dor) فرانسه شده است.


اشکوب پلی اکنسباکین (pliensbachian): در ناحیه پلی اکسباک آلمان توسط اوپل در سال 1858 ابرین نام خوانده شده است.


اشکوب توآرسین (Toarcian): ناحیه اصلی رسوبات آن در توآر (Thouors) واقع در دو سور (Deux - sevres) فرانسه در سال 1850 توسط بینی نامگذاری شده است.
ژوراسیک میانی یا دورگر
اشکوب با ژوسین (Bajocian): نام آن از ناحیه باژو در فرانسه گرفته شده است و رخساره آن شامل سنگ آهک 11 لیتی و ماسه سنگ آهنی است.


اشکوب باتونین (Bathonian): نام آن از ناحیه بان در مضرب لندن گرفته شده است و شامل آهک 11 لیتی رس و ماسه سنگ است.


اشکوب کالووین (Callovion): رسوبات آن در ناحیه کلاویز (Kellaways) جنوب غرب انگلستان به صورت آهک ماسهای بوده و نام آن توسط اسمیت در سال 1813 از این محل گرفته شده است.
ژوراسیک بالایی یا مالم
اشکوب آکسفوردین (Oxfordian): رسوبات آن از زمانهای سیاه سنگ رنگ تشکیل شده است و محل اصلی آن در آکسفورد واقع در شمال لندن میباشد.


اشکوب کیمرجین: نام آن از کیمریج (kimmeridge) واقع در جزیره پوربک (Purbeck) گرفته شده و رسوبات آن شامل مارن و کمی ماسه سنگ است.


اشکوب پرتلاندین (porthladian): نام آن از منطقه پرتلاند در جنوب انگلستان گرفته شده است و شامل آهک 11 لیتی ماسه‌ای است.


اشکوب پوربکین (Purbeckian): شامل رسوبات کولابی مارنی - آهکی و ژیپس است. نام این اشکوب از جزیره پوربک در انگلستان توسط اسمیت و وبستر مشتق شده است.
فسیل شناسی ژوراسیک
در ژوراسیک پرندگان ظهور مینمایند و بهترین مثال آن پرنده معروف آرکئوپتریکس (Archeopteryx) است که حد واسط پرنده و خزنده بوده ، در اشکوب پرتلاندین در ناحیه سلمن هوفمن واقع در باواریای آلمان کشف شده است. بدین ترتیب تمام گروههای جانوری در مهره داران در ژوراسیک وجود داشته است. از نظر فسیل شناسی مهمترین گروههای فسیلی عبارتند از:



آمونیت: از مارکوفسیلهای مهم ژوراسیک به شمار میرود.


رادیومرها و روزنه داران: از فسیلهای تک یاختگان رادیولرها و روزنه داران در این دوره مشاهده شده است. بعضی از رسوبات سیلیسی ژوراسیک ایتالیا که از اسکلت سیلیسی رادیومرها تشکیل گردیدهاند و به نام رادیولاریت نامیده می‌شود، در ایران در کرتاسه بالایی گسترش می‌یابد. از روزنه داران شاخص دوره لیاس جنس اربی توپسلا (orbitopsclla) است که در سازند لیاس جنوب ایران مشاهده شده است.
پالئو ژئوگرافی ژوراسیک
در مقیاس جهانی ، پالئو ژئوگرافی ژوراسیک فرق چندانی با دوره تریاس ندارد. خشکی گندوانا شامل آمریکای جنوبی پرفریقات در حالیکه آتلانتیک جنوبی هنوز وجود ندارد، ولی ماداسگار ، هند و استرالیا از هم جدا است. قاره شمال آتلانتیک و خشکی آنگارا یکی می‌باشد. پیشرویهای کنار قارهای دریاها بخصوص در اروپا توسعه دارد که کم و بیش باعث جدا شدن آنگارا در ژوراسیک بالایی میگردد. استنشاق قارهها که از اواخر تریاس شروع شده ، از ژوراسیک نیز ادامه پیدا کرده و منجر به تقسیم شدن خشکی گندوانا شده است.

در این دوره عمق اقیانوسها فزونی یافته و با ایجاد ریفتها (به علت فاز کششی) گدازههای عظیم ایولیتی گسترش پیدا کرده است. در مقایسه با وضع پالئو گرافی تریاس ، در ژوراسیک خشکی هند بیش از پیش رو به شمال حرکت نموده و باعث عریض شدن اقیانوس هند می‌گردد. کانال موزامبیک در دوره لیاس باز می‌شود. اقیانوس اطلس شمالی نیز اندکی شروع به ظاهر شدن می‌نماید. اقیانوس اطلس جنوبی به صورت دریای باریکی (ریفت) بین خشکی آفریقای جنوبی و آمریکای جنوبی قرار دارد. سرانجام استرالیا هنوز از خشکی آنتاراکتیک جدا نشده است.

zaminshenas
12-29-2006, 06:23 PM
دوره تریاس

--------------------------------------------------------------------------------

نام تریاس اولین بار توسط فون آلبرتی در سال 1834 در ناحیه لرن (Luraien) آلمان بکار برده شد. چون رسوبات این دوره از سه قسمت کاملا مشخص تشکیل گردیده است نام آن را تریاس نهاده‌اند.


مشخصات دوره تریاس
از میان سه دوره مربوط به مزودوئیک ، دوره تریاس با مدت زمان 40 میلیون سال کوتاهترین دوره از دوران است. سنگهای این دوره از سه نوع رخساره به ترتیب زیر تشکیل گردیده است:



کوپر: قسمت فوقانی است که شامل مارنهای گچ و نمکدار رنگین میباشد.


موشل کالک: بخش میانی که از آهک فسیلدار تشکیل شده است.


بونت ساندشتین: بخش زیرین است که متشکل از ماسه سنگ قرمز و در راس آن 70 متر ماسه سنگ گلی رنگ با فسیل گیاهی ولتزیا می‌باشد.
حدود دوره تریاس آب و هوا
حد زیرین
حد زیرین آن با فاز تکتونیکی پالاتین مطابقت داشته است. فازی که معرف آخرین حرکات و جنبشهای مربوط به فاز اصلی هرسی نین است. و در اروپای مرکزی و شرقی گسترش داشته و با از بین رفتن بسیاری از موجودات پالئوزوئیک و ظهور موجودات دیگر در مزوزوئیک همراه است.

حد بالایی
بین تریاس و ژوراسیک اشکوب رتین (Rhaetian) قرار دارد که سابقا آن را جزء لیاس (ژوراسیک زیرین) میدانستند و در پارهای موارد نیز بین تریاس و لیاس در نظر میگرفتند، ولی فعلا آن را متعلق به تریاس پایانی میدانند. حد بین تریاس و ژوراسیک از نظر بیوستراتی گرافی چندان مشخص نبوده ، ولی شواهد پالئوزو اکولوژی و تغییرات شرایط آب و هوایی در این زمان میتواند این دو دوره را از هم جدا کند.

مثلا در تمامی محیط کناره خشکی آلپ و اروپای غربی ، شرایط آب و هوایی اواخر تریاس موجب تشکیل حوضه‌ها و رسوبات مردابی و تبخیری گردیده و تغییرات شدید شوری آب و بطور کلی تغییرات شرایط شیمیایی آب سبب از بین رفتن پارهای از موجودات شده است.

تقسیمات دوره تریاس
رخسارههای دوره تریاس از دو منشأ می‌باشند: یکی رخسارههای مردابی و قاره‌ای (تریاس آلمان) و دیگری رخسارههای دریایی (تریاس آلپ). تقسیمات تریاس آلمان قدیمیتر بوده و شامل سه گروه رخساره به نام بونت ساندیشتین یا ماسه سنگهای قهوه‌ای ، موشل کالک آهک صدفدار و کوپر یا مارنهای رنگین است.

بونت ساندشتین
واحد لیتولوژی بونت ساندشتین با اشکوب ورفنین (Werfenian) انطباق داشته که نام آن از ناحیه ورفن واقع در 40 کیلومتری جنوب - جنوب شرقی سالسبورگ در اتریش گرفته شده است. این اشکوب معادل اشکوب سکیتین (Scythian) است که نامش از سرزمین سکیت در شمال کریمه مشتق شده است.

موشل کالک
آهکهای صدفدار یا مرشل کالک ، معادل اشکوب ویرگلورین (Virglorian) است که شامل آهکهای گردنه ویرگلوریا در اتریش و یا اشکوب آنیزین (Anisian) یعنی آهکهای ناحیه تیرل (Tyrol) اتریش و سرانجام اشکوب لادینین (Ladinian) که در ناحیه لادین سوئیس شرقی بین ایتالیا و اتریش مطالعه شده است.

کوپر
مارنهای کوپر معادل اشکوبهای کارنین (Carnian) یعنی دولومیت ، مارن و آهک در ناحیه تیپ یعنی آلپ و همچنین اشکوبهای نورین (Norian) شامل آهک و دولومیت آلپ در جنوب سالسبورگ اتریش و بالاخره اشکوب رتین است که اولین بار در سال 1861 توسط یک زمین شناس انگلیسی به نام مور (Moore) بکار برده شده است.

فسیلهای گیاهی تریاس
جلبکهای سبز که خصوصا در دریاهای گرم و کم عمق مانند دریای مزوژه فراوان بودهاند. از انواع این جلبکها میتوان دیپلوپورا و ژیروپورلا را نام برد که دارای تال (Thalle) آغشته به آهک بودهاند. از درختان بزرگ که امروزه تند سیلیسی شده آنها در نواحی هند و آفریقای جنوبی پیدا شده میتوان آروکاریاس را نام برد، که در برش عرضی دارای دوایر متحدالمرکز نشانه مراحل رشد می‌باشد.

فسیلهای جانوری
فرامینفرها به علت تغییرات شرایط محیط دریایی دو خانواده مهم از فرامنیزهای پالئوزوئیک چون فوزولینیده و آندوتیروتیریده در تریاس از بین رفته و منحصرا خانواده لاژنیده ظاهر و اهمیت پیدا میکند.


کنودونتها: کنودونتها بیش از فرامننفرها در تریاس اهمیت چینه شناسی داشته و از میکرو فسیلهای شاخص این دوره به شمار میروند، به عنوان مثال جنس Gondolella در مرشل کالک اروپا از کنودونتهای شاخص است.


مرجانهای شش تیغه: با از بین رفتن مرجانهای چهار تیغهای و بسیاری از تابولاتا در پرمین بالایی ، مرجانهای شش تیغهای تریاس میانی فراوان شده و تشکیل ریفهای دولومیتی را میدهند.


دوکفهایها و شکم پایان: برخی از آنها از بهترین فسیلهای شاخص تریاس به شمار می‌روند. مثل جنس Myophora که در موشل کالک معروف است.


پابرسران: شامل آمونیتها با خط درزهای متشکل از فرو رفتگی و برجستگی سینوسی شکل در رخسارههای آلپی است.


بازوپایان: در محیطهای لیتورال نسبتا فراوان بوده و گروههای رنکونلید و ترابراتولید معروفند.
آب و هوای تریاس
تغییرات آب و هوایی در تریاس معلول حرکت و مهاجرت قطبین و در نتیجه جابجایی خط استوا بطرف جنوب است که موجب تشکیل مقدار متنابهی رخسارههای تخریبی میگردد. در اروپای میانی ، آب و هوای استوایی کربنیفر در پرمو - تریاس تبدیل به یک آب و هوای گرم با فصول متناوب می‌گردد. چنین آب و هوایی موجب تخریب گرانیت (وگنیسهای هرسینین گردیده و تودههای عظیمی از کنگلومرا ماسه سنگ و سیاتستون در پای کوهها تشکیل میشود که با رنگ قرمز جلب نظر مینمایند. درجه حرارت دریاهای آن زمان از نسبت ایزوتوپهای 16O به 18O محاسبه شده ، در حدود 25 درجه بوده است؛ یعنی شرایط مطلوبی که برای رشد جلبکهای آهکی و مرجانها می‌توان در دریاهای نواحی آلپ در نظر گرفت.

جغرافیای دیرینه تریاس
بطور خلاصه آغاز تقسیمات خشکی گندوانا به همراه ولکانیسم شدید ، بحران و تغییرات آب و هوایی ، مهاجرت قطبین به طرف جنوب ، گرم شدن عمومی هوا و وسعت زون تبخیری از پدیدههای پالئوژئوگرافی تریاس به شمار می‌روند.

انتشار خشکیها و دریاها در تریاس
خشکی بزرگ پانگهآور تریاس به خشکیهای لوراسیا و گندوانا تقسیم گردیده است و در بخشهای میانی آن دریای مزوژه و دریاهایی چون دریای استرالیا و دریای گندوانایی وجود داشته است.

اشتقاق قارهها و لکانیسم و کوهزایی در تریاس
از تریاس میانی به بعد قاره استرالیا - آنتراکتیک و هند از قاره آفریقا جدا می‌شود. در تریاس بالایی نوبت جدایش ماداگاسکار است، در حالی که شکاف وسیعی از تیپ دره ریختی حاکی از باز شدگی اقیانوس اطلس از زمان ژوراسیک که موجب تظاهر ولکانیسم بازالتی و آندریتی می‌شود که از درون این شکاف عظیم خارج گردیده است. با آنکه در مزوژه کوهزایی شدید وجود نداشته است، ولی قلمرو و نواحی آلپی شروع به حرکت نموده و چندین دگرشیبی کوچک در آلپ شرقی پدیدار می‌گردد.

ارتفاعات کارپات و بالکان به همراه چین خوردگیهای زیردریایی و برشهای بین تشکیلاتی از آثار این حرکات است. این تکتونیک همزمان با رسوبگذاری در آنیزین پایانی با ولکانیسم توفی و سینریتی مشخص می‌شود. در حد تریاس - ژوراسیک ، یک دگرشیبی مشخص در حاشیه نواحی جنوبی و شرقی آسیا مشاهده می‌شود (کوهزایی سیمرین).

bb
08-24-2007, 07:56 AM
نتایج به دست آمده از تعیین سن به روش پرتو زایی حاکی از آن است که شهاب سنگ هایی که ماده اولیه منظومه شمسی را ترسیم می نمایند و همین طور بیشتر سنگ های قدیمی کره ماه 4.6 میلیارد سال سن دارند . این سن بیان کننده سن زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی است .
http://www.urania.be/sterrenkunde/images/planeten.jpg
کره زمین در اثر تراکم بخشی از ابر غبار مانند در حال چرخش ایجاد شد طبقات مختلف زمین متشکل از پوسته ، جبه و هسته شکل گرفت زیرا یا مواد دارای چگالی بیشتر در مقابل مواد کم چگالی به هم پیوسته و متراکم شدند و یا اینکه مواد چگال تر در مرکز کره زمین جوان مایع فرو رفتند .
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Yce1CLthCo5mIM:http://www.urbin.de/fakten/fakt_083.jpg
بخش آرکئوزوئیک از ابتدای تشکیل زمین تا تقریبا 2.5 میلیارد سال را در بر می گبرد.

از زمان ابتدای تشکیل زمین تا تقریبا چهار میلیارد سال پیش تعداد زیادی شهاب سنگ به زمین یرخورد کردد و تعداد بسیار زیادی دهانه بزرگ به وجود آوردند . این دهانه ها هنوز به دلیل اینکه از نظر زمین شناسی پویایی کمتری دارند به چشم می خورد.

http://tbn0.google.com/images?q=tbn:J8SdzCIUA1GYTM:http://www.mpi-hd.mpg.de/nuastro/Educ/jens1/meteor.jpg
ساده ترین سنگ های آرکئوزوئیک در کمربند سنگ سبز یافت می شوند. سنگ های سبز سنگ های آتشفشانی دگرگون شده ای هستند که بیشتر ساخت های تاقدیسی تشکیل می دهند. به نظر می رسد آن ها در حوضه های حاشیه ای قاره های کوچک شکل گرفته و از خود سنگ های رسی و گراواک همراه با مواد آتشفشانی بر جای گذارده باشند.
سرزمین های قاره ای بزرگ آشکارا در آرکئوزوئیک بالایی تشکیل گردیدند و قدیمی ترین و معروفت ترین آنها در افریقای جنوبی قرار دارد جایی که سه تا دو میلیارد سال پیش در سطح بسیار وسیعی رسوبات دریای کم عمق و نهشته های آواری سیلسی غیر دریایی گسترش یافته بودند.
در آرکئوزوئیک پایینی و میانی عناصر پرتو زا که هنوز به مقدار ریاد وجود داشتند مانع تشکیل سرزمین های بزرگ گردیدند زیرا تجزیه این عناصر پرتوزا سبب تولید گرمای بسیار زیاد می شد . با فرض موجود بودن یک جریان حرارتی بسیار بالا ، پوسته در محل گسل ها شکسته شده و در سطح آن در مناطقی که امروزه کمربند سنگ سبز نامیده می شود مواد مذاب بالا آمدند.
سیانو باکتری ها در آرکئوروئیک استروماتولیت ها را به وجود آوردند . سلول های سنگواره نماینده های سیانوباکتری ها و دیگر باکتری ها در سنگ های آرکئوزوئیک به حساب می آیند . امروزه این دو گروه ابتدایی ترین اشکال موجودات سلولی در دنیا هستند زیرا هسته سلولی و کروموزومند .
احتمالا قدیمی ترین اشکال حیات از مولکول های اطراف خود استفاده می نمودند . در زمان های بعد موجودات همراه با تکوین سنتز شیمیایی و سنتز نوری توان ساخت مواد غذایی را کسب نمودند. مسلما سیانوباکتری ها به دسته قدیمی ترین موجودات فتوسنتز کننده تعلق دارند .

زمین تاریخی
استون . ام .استنلی

bb
09-06-2007, 07:36 PM
حداقل دو میلیار سال پیش رخدادهای تکتونیک صفحه ای کمربندی از رشته کوه ها با منشی مشابه با رشته کوه های فانروزوئیک تشکیل دادند .
دو میلیار سال پیش توده های یخ داخلی در سطح کانادا و دیگر مناطق گسترش یافنتد. هم چنین یک میلیارد تا ششصد میلیون سال پیش بخش وسیعی از کره زمین از توده های بزرگ یخ پوشیده شده بود.
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:Cqr2lhWLlIt-PM:http://www.lateinamerika-studien.at/content/natur/natur/images/natur-557_1.jpg
ظهور رسوبات قرمز در توالی رسوباتی که جوانتر از 2.2 یا 2.3 میلیارد سال هستند همراه با کانی های سریع اکسیده شونده ای که به ندرت به چشم می خورند مانند پیریت و اورانیت اشاره به آن دارد که اکسیژن جو تا پرواروزوئیک تراکمی متوسط داشته است . درباره تراکم اکسیژن در جو ، بیش از این زمان ، هنوز بحث و مجادله برقرار است .
کانه های نواری، که تشکیل آنها منوط به حضور اکسیژن است تقریبا 2.5 تا 1.8 میلیارد سال پیش به مقدار زیاد در حوضه های رسوبی دریایی تشکیل گردیدند. آنها باید درتراکم اکسیژنی کمتر از مقدار امروز ساخته شده باشند.
استروماتولیت ها برای نخستین بار 2.3 تا 2.2 میلیار سال پیش به فراوانی ظاهر شدند. احتمالا گسترش آنها در آن زمان در اثر گسترش فلات قار ها ، سبب ایجاد اکسیژن در جو گردید.
سلول های بزرگ که نشان دهنده قدیمی ترین یوکاریونت ها هستند در سنگ هایی با قدمت 1.4 میلیون سال پیدا شده اند .
اکریتارشها سنگواره جلبک های غوطه ور تک سلولی هستند که میتوان تقریبا با اطمینان آنها را یوکاریونت به حساب آورد . آنها تا هفتصد میلیون سال پیش سازگارانه منتشر شدند و پس از آن در طول آخرین دوره یخبندان بزرگتر پرکامبرین ( تقریبا 600 میلیون سال پیش ) به طور دسته جمعی نابود شدند .
http://tbn0.google.com/images?q=tbn:J0Vo-aLU0ks8IM:http://www.pal.uni-erlangen.de/uploads/pics/02_04.jpg
قریمی ترین سنگواره های نشان دهنده پروتیست ها تقریبا هشفصد میلیون سال سن دارند . سن قدیمی ترین سنگواره های جانوران پرسلولی نیز همین مقدار است .

MASIR
11-11-2007, 11:51 AM
زمین طی دوران های گذشته شاهد 5 انقراض بزرگ بوده است که طی آن گونه های گیاهی و جانوری زیادی ازبین رفته اند . که در حال حاضر ما با ششمین انقراض بزرگ در روی زمین مواجه هستیم . یه سوال داشتم می خواستم ببینم اگه اطلاعات جامعی در مورد انقراض ها بخوام باید به کجا و چه سایت هایی مراجه کنم ؟

bb
11-12-2007, 08:25 PM
زمین طی دوران های گذشته شاهد 5 انقراض بزرگ بوده است که طی آن گونه های گیاهی و جانوری زیادی ازبین رفته اند . که در حال حاضر ما با ششمین انقراض بزرگ در روی زمین مواجه هستیم . یه سوال داشتم می خواستم ببینم اگه اطلاعات جامعی در مورد انقراض ها بخوام باید به کجا و چه سایت هایی مراجه کنم ؟

http://www.aftab.ir/articles/science_education/biology/c3c1182097009_be_overthrown_p1.php

ozza
11-17-2007, 01:04 AM
به قول استاد ایرانمون که منو شیفته ء این شعر سهراب کرد :
هر کجا هستم باشم
زمین مال من است:40:

سپاس از همه ء زمین شناسان گلی که پستای مفید دادن:10:

MASIR
01-02-2008, 12:27 AM
دوره تریاس


--------------------------------------------------------------------------------

نام تریاس اولین بار توسط فون آلبرتی در سال 1834 در ناحیه لرن (Luraien) آلمان بکار برده شد. چون رسوبات این دوره از سه قسمت کاملا مشخص تشکیل گردیده است نام آن را تریاس نهاده‌اند.


مشخصات دوره تریاس
از میان سه دوره مربوط به مزودوئیک ، دوره تریاس با مدت زمان 40 میلیون سال کوتاهترین دوره از دوران است. سنگهای این دوره از سه نوع رخساره به ترتیب زیر تشکیل گردیده است:



کوپر: قسمت فوقانی است که شامل مارنهای گچ و نمکدار رنگین میباشد.


موشل کالک: بخش میانی که از آهک فسیلدار تشکیل شده است.


بونت ساندشتین: بخش زیرین است که متشکل از ماسه سنگ قرمز و در راس آن 70 متر ماسه سنگ گلی رنگ با فسیل گیاهی ولتزیا می‌باشد.
حدود دوره تریاس آب و هوا
حد زیرین
حد زیرین آن با فاز تکتونیکی پالاتین مطابقت داشته است. فازی که معرف آخرین حرکات و جنبشهای مربوط به فاز اصلی هرسی نین است. و در اروپای مرکزی و شرقی گسترش داشته و با از بین رفتن بسیاری از موجودات پالئوزوئیک و ظهور موجودات دیگر در مزوزوئیک همراه است.

حد بالایی
بین تریاس و ژوراسیک اشکوب رتین (Rhaetian) قرار دارد که سابقا آن را جزء لیاس (ژوراسیک زیرین) میدانستند و در پارهای موارد نیز بین تریاس و لیاس در نظر میگرفتند، ولی فعلا آن را متعلق به تریاس پایانی میدانند. حد بین تریاس و ژوراسیک از نظر بیوستراتی گرافی چندان مشخص نبوده ، ولی شواهد پالئوزو اکولوژی و تغییرات شرایط آب و هوایی در این زمان میتواند این دو دوره را از هم جدا کند.

مثلا در تمامی محیط کناره خشکی آلپ و اروپای غربی ، شرایط آب و هوایی اواخر تریاس موجب تشکیل حوضه‌ها و رسوبات مردابی و تبخیری گردیده و تغییرات شدید شوری آب و بطور کلی تغییرات شرایط شیمیایی آب سبب از بین رفتن پارهای از موجودات شده است.

تقسیمات دوره تریاس
رخسارههای دوره تریاس از دو منشأ می‌باشند: یکی رخسارههای مردابی و قاره‌ای (تریاس آلمان) و دیگری رخسارههای دریایی (تریاس آلپ). تقسیمات تریاس آلمان قدیمیتر بوده و شامل سه گروه رخساره به نام بونت ساندیشتین یا ماسه سنگهای قهوه‌ای ، موشل کالک آهک صدفدار و کوپر یا مارنهای رنگین است.

بونت ساندشتین
واحد لیتولوژی بونت ساندشتین با اشکوب ورفنین (Werfenian) انطباق داشته که نام آن از ناحیه ورفن واقع در 40 کیلومتری جنوب - جنوب شرقی سالسبورگ در اتریش گرفته شده است. این اشکوب معادل اشکوب سکیتین (Scythian) است که نامش از سرزمین سکیت در شمال کریمه مشتق شده است.

موشل کالک
آهکهای صدفدار یا مرشل کالک ، معادل اشکوب ویرگلورین (Virglorian) است که شامل آهکهای گردنه ویرگلوریا در اتریش و یا اشکوب آنیزین (Anisian) یعنی آهکهای ناحیه تیرل (Tyrol) اتریش و سرانجام اشکوب لادینین (Ladinian) که در ناحیه لادین سوئیس شرقی بین ایتالیا و اتریش مطالعه شده است.

کوپر
مارنهای کوپر معادل اشکوبهای کارنین (Carnian) یعنی دولومیت ، مارن و آهک در ناحیه تیپ یعنی آلپ و همچنین اشکوبهای نورین (Norian) شامل آهک و دولومیت آلپ در جنوب سالسبورگ اتریش و بالاخره اشکوب رتین است که اولین بار در سال 1861 توسط یک زمین شناس انگلیسی به نام مور (Moore) بکار برده شده است.

فسیلهای گیاهی تریاس
جلبکهای سبز که خصوصا در دریاهای گرم و کم عمق مانند دریای مزوژه فراوان بودهاند. از انواع این جلبکها میتوان دیپلوپورا و ژیروپورلا را نام برد که دارای تال (Thalle) آغشته به آهک بودهاند. از درختان بزرگ که امروزه تند سیلیسی شده آنها در نواحی هند و آفریقای جنوبی پیدا شده میتوان آروکاریاس را نام برد، که در برش عرضی دارای دوایر متحدالمرکز نشانه مراحل رشد می‌باشد.

فسیلهای جانوری
فرامینفرها به علت تغییرات شرایط محیط دریایی دو خانواده مهم از فرامنیزهای پالئوزوئیک چون فوزولینیده و آندوتیروتیریده در تریاس از بین رفته و منحصرا خانواده لاژنیده ظاهر و اهمیت پیدا میکند.


کنودونتها: کنودونتها بیش از فرامننفرها در تریاس اهمیت چینه شناسی داشته و از میکرو فسیلهای شاخص این دوره به شمار میروند، به عنوان مثال جنس Gondolella در مرشل کالک اروپا از کنودونتهای شاخص است.


مرجانهای شش تیغه: با از بین رفتن مرجانهای چهار تیغهای و بسیاری از تابولاتا در پرمین بالایی ، مرجانهای شش تیغهای تریاس میانی فراوان شده و تشکیل ریفهای دولومیتی را میدهند.


دوکفهایها و شکم پایان: برخی از آنها از بهترین فسیلهای شاخص تریاس به شمار می‌روند. مثل جنس Myophora که در موشل کالک معروف است.


پابرسران: شامل آمونیتها با خط درزهای متشکل از فرو رفتگی و برجستگی سینوسی شکل در رخسارههای آلپی است.


بازوپایان: در محیطهای لیتورال نسبتا فراوان بوده و گروههای رنکونلید و ترابراتولید معروفند.
آب و هوای تریاس
تغییرات آب و هوایی در تریاس معلول حرکت و مهاجرت قطبین و در نتیجه جابجایی خط استوا بطرف جنوب است که موجب تشکیل مقدار متنابهی رخسارههای تخریبی میگردد. در اروپای میانی ، آب و هوای استوایی کربنیفر در پرمو - تریاس تبدیل به یک آب و هوای گرم با فصول متناوب می‌گردد. چنین آب و هوایی موجب تخریب گرانیت (وگنیسهای هرسینین گردیده و تودههای عظیمی از کنگلومرا ماسه سنگ و سیاتستون در پای کوهها تشکیل میشود که با رنگ قرمز جلب نظر مینمایند. درجه حرارت دریاهای آن زمان از نسبت ایزوتوپهای 16O به 18O محاسبه شده ، در حدود 25 درجه بوده است؛ یعنی شرایط مطلوبی که برای رشد جلبکهای آهکی و مرجانها می‌توان در دریاهای نواحی آلپ در نظر گرفت.

جغرافیای دیرینه تریاس
بطور خلاصه آغاز تقسیمات خشکی گندوانا به همراه ولکانیسم شدید ، بحران و تغییرات آب و هوایی ، مهاجرت قطبین به طرف جنوب ، گرم شدن عمومی هوا و وسعت زون تبخیری از پدیدههای پالئوژئوگرافی تریاس به شمار می‌روند.

انتشار خشکیها و دریاها در تریاس
خشکی بزرگ پانگهآور تریاس به خشکیهای لوراسیا و گندوانا تقسیم گردیده است و در بخشهای میانی آن دریای مزوژه و دریاهایی چون دریای استرالیا و دریای گندوانایی وجود داشته است.

اشتقاق قارهها و لکانیسم و کوهزایی در تریاس
از تریاس میانی به بعد قاره استرالیا - آنتراکتیک و هند از قاره آفریقا جدا می‌شود. در تریاس بالایی نوبت جدایش ماداگاسکار است، در حالی که شکاف وسیعی از تیپ دره ریختی حاکی از باز شدگی اقیانوس اطلس از زمان ژوراسیک که موجب تظاهر ولکانیسم بازالتی و آندریتی می‌شود که از درون این شکاف عظیم خارج گردیده است. با آنکه در مزوژه کوهزایی شدید وجود نداشته است، ولی قلمرو و نواحی آلپی شروع به حرکت نموده و چندین دگرشیبی کوچک در آلپ شرقی پدیدار می‌گردد.

ارتفاعات کارپات و بالکان به همراه چین خوردگیهای زیردریایی و برشهای بین تشکیلاتی از آثار این حرکات است. این تکتونیک همزمان با رسوبگذاری در آنیزین پایانی با ولکانیسم توفی و سینریتی مشخص می‌شود. در حد تریاس - ژوراسیک ، یک دگرشیبی مشخص در حاشیه نواحی جنوبی و شرقی آسیا مشاهده می‌شود (کوهزایی سیمرین).

:thumbsup: مرسی عالی بود
اینم یه هدیه برای مسافران زمین
tarahomi.blogsky.com
و یه چیز دیگه اینکه:
پشتکار و توکل رمز موفقیت است :11:

MASIR
01-02-2008, 12:30 AM
http://forum.p30world.com/0892697001192363607

MASIR
01-02-2008, 01:00 AM
http://www.palaeos.com/Paleozoic/Images/Continents.gif

خوشحالم از اینکه هر جا سری می زنم ردی از برو بچ زمین شناس می بینم
:20:من اگر کام روا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

MASIR
01-02-2008, 01:02 AM
http://forum.p30world.com/0122086001192362452

MASIR
01-08-2008, 02:00 PM
انقراض دایناسورها

دانشمندی به نام لوئیز آلوارز، استاد دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و برنده جایزه نوبل با پسرش فرضیه ای را ارائه داده که : 65 میلیون سال پیش یک شهاب سنگ به قطر 5 مایل با سرعت معادل 150000 مایل در ساعت با کره زمین برخورد نموده است . قدرت انفجار این برخورد معادل صد میلیون مگاتن تی ان تی ( TNT ) برآورد شده است . در اثر این حادثه ، خرده های سیاره یا شهاب سنگ و میلیون ها تن خاک و صخره های زمین به صورت گرد و غبار در آمده و در نتیجه ابری عظیم از پودر اجرام سماوی و گرد و غبار سراسر کره زمن را در بر گرفته و خصوصا در جو زمین پخش شده و مانع رسیدن نور خورشید به زمین گردیده است . با سرد شدن و برودت هوا و تاریکی در طی سال ها ، بسیاری از جانوران وگیاهان روی سطح زمین ، از جمله دایناسورها از بین رفته اند و منحصرا گیاهان و جانورانی که در قعر و گودال های زیر زمین زیست می نمودند توانستند زنده بمانند .
در رابطه با این مساله ، اخیرا پس از 10 سال پژوهش ، زمین شناسان فرو رفتگی دایره ای شکل را به قطر 112 مایل در زیر 3600 فوت سنگ آهک در شمال شبه جزیره یوکاتن ( peninsula Yucatan ) در مکزیک کشف کرده اند . وسعت این فرو رفتگی تا زیر خلیج مکزیک ادامه دارد . وجود سنگ آهک که رخساره ای دریایی است موید آنست که آن خرده سیاره یا شهاب سنگ به سطح دریای کم عمقی برخورد نموده و میلیون ها تن موتد زیر دریایی با انفجاری که صورت گرفته به صورت پودر به جو زمین صعود کرده است . تصاویر ماهواره ای از شبه جزیره یوکاتن گودالی بزرگ به قطر 125 مایل را که با آب شیرین با 300 تا 500 فوت قطر پر گردیده و می تواند حد و مرزی که بعد از تصادم سنگ آسمانی با زمین به وجود آمده باشد نشان می دهد . ( ویکتوری 1998 )

برای تعیین مرز زیرین و زبرین تریاس ، از بیوستراتیگرافی نیز می توان کمک گرفت . با اینکه پستانداران و گیاهان آنژیوسپرم در تریاس ظاهر شده اند ، اما با انواع تکامل یافته خود اختلاف فاحشی دارند . در این دوره دوزیستان ناپدید گردیده ، ولی در عوض خزندگان فراوان می گرد . در عالم گیاهی نیز گیاهان ژیمنوسپرم فراوان میشوند . بین نرم تنان از سفالوپودا ، سراتیت ها از بین رفته و آمونیت های حقیقی با خط درز آمونیت ظاهر می شوند . بلمنیت ها نیز مانند آمونیت ها نهایت گسترش خود را در ژوراسیک نشان می دهند .

در عالم موجودات ، حد بین دوران پالئوزوئیک و مزو زوئیک با از بین رفتن تریلوبیت ها و فوزولین ها مشخص می شود . همچنین مرجان های چهار تیغه و تابو لاتا جای خود را به مرجان های شش تیغه ای می دهند . از گروه آمونوئیدا ، سراتیت ها جانشین گونیاتیت ها گردیده و از مهره داران ، استوگوسفال ها و خزندگان ترمورف در تریاس از بین می روند
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:17  توسط علی  | 

عمر زمین

دید کلی

از روزی که انسان برای نخستین بار شروع به نوشتن افکار خود کرد، پیوسته نگران موقعیت خود در عالم لایتناهی بوده است. لیکن تا سال 1788 و نوشته‌های «جیمز هاتن» ، مفهوم زمان تقریبا نامحدود ، تنها برای انسان دارای معنا بود و زمین صرفا در یک چارچوب موقتی مورد نظر قرار می‌گرفت. در اندیشه انسان قرون وسطی ، زمین از نظام بسته‌ای تشکیل می‌شد که از آغاز آن چندان وقتی نمی‌گذشت و عاقبت آن هم چندان دور نبود.



تصویر




تاریخچه تخمین عمر زمین

از آنجایی که زمان غیر قابل لمس است، تصور ابعاد زمان نیاز به بصیرت ذهنی داشت که طبیعت ‌گرایان قرن هفدهم قادر به پذیرش آن نبودند، بنابراین نگرش قرون وسطایی کوتاه بودن زمان دنیوی همچنان باقی ماند. محققین مسیحی آن زمان بطور کلی می‌پنداشتند که سن زمین در حدود 6000 سال است، رقمی که بر اساس قبول نوشته‌های باستانی عبرانی قرار است.

سیر تحولی و رشد

تخمین عمر زمین از مدتهای بسیار طولانی فکر دانشمندان را به خود مشغول کرده بود. دانشمندان مختلف سعی داشتند با روشهای مختلفی سن کره زمین را تخمین بزنند که از آن جمله می‌توان تخمین عمر زمین را بر اساس شوری آب اقیانوسها و محاسبه میزان رسوبگذاری ذکر کرد. در سال 1897 ، فیزیکدان معروف «لرد کلوین» (Lord Kelvin) قدمت و عمر زمین را به این صورت تعریف نمود که زمین در ابتدا به حالت مذاب بوده و بعد سرد شده است. وی همچنین اظهار نظریه‌هایی را بر اساس فرضیه‌هایی در مورد منشأ و مبدا حرارت خورشید به عمل آورد و ادعا کرد زمین سنی در حدود 20 الی 40 میلیون سال دارد.

در اوایل قرن بیستم ، «رادرفورد» (Ruther Ford) و «هولمز» (Holmes) در انگلیس و «بولتوود» (Boltwood) در آمریکا دریافتند که تجزیه عناصر ناپایدار جهت تولید ایزوتوپهای رادیوژنیک می‌توانند برای تعیین سن کانیها و سنگهای پوسته کره زمین مورد استفاده قرار گیرند. ولی روشها و تکنیکهای تحلیلی در آن زمان آنقدر دقیق نبود که بتواند مقدار ایزوتوپهای رادیوژنیک موجود در سنگها را تعیین نماید. در نتیجه منحصرا بعد از سال 1950 که اسپکترومتر (Spectrometer) اختراع گردید، تعیین سن سنگها به طریق ایزوتوپی معمول گردید از این مقاله سعی می‌شود تا روشهایی را که از ابتدا برای برآورد عمر زمین مورد استفاده قرار گرفته، مورد بحث قرار دهیم و در نهایت به روشی که امروزه استفاده می‌شود و دقیقتر است، اشاره کنیم.

تخمین عمر زمین بر اساس شوری آب اقیانوسها

در سال 1715 «ادموند هالی» (Edmond Halley) ، منجم انگلیسی ، این مطلب را پیش کشید که سن زمین را می‌توان از روی مقدار شوری آب اقیانوسها محاسبه کرد. عملا نقشه این بود که مقدار شوری آب دریاها را با دقت تمام محاسبه و سپس عمل را ده سال بعد تکرار کنند، با محاسبه مقدار ازدیاد شوری آب در هر ده سال می‌توان زمان لازم برای تحصیل شوری آب فعلی را از آبهای شیرین اولیه بدست آورد. اگر هم چنین آزمایشی انجام شده باشد، هیچ ازدیادی در شوری آب اقیانوسها دیده نشد.

در اواخر قرن نوزدهم بعضی محققان با تجدید نظر در روش فوق و با تجزیه شیمیایی آب رودخانه‌ها ، مقدار سدیم اضافه شده به دریاها در هر سال توسط رودخانه‌های دنیا را محاسبه کردند. با دانستن حجم تقریبی آب اقیانوسهای امروزی و فرض اینکه آب اقیانوسهای اولیه شیرین بوده است و میزان ازدیاد سدیم توسط رودخانه‌های امروزی میانگینی برای تمام زمان زمین شناسی است، آنها زمان لازم برای تحصیل غلظت سدیم و شوری امروزی را محاسبه کردند. سرانجام نتیجه‌گیری کردند که از روز اولی که آب برای نخستین بار بر روی سطح زمین متراکم شد، 90 میلیون سال می‌گذرد. امروزه ما می‌دانیم که تخمین هالی از سن اقیانوسهای زمین به مراتب کمتر سن واقعی آنهاست. دلیل عمده آن هم این است که او تعویض سدیمی را که میان آب دریا و سنگهای پوسته کره زمینی صورت می‌گیرد، بسیار ناچیز می‌پنداشت.



img/daneshnameh_up/4/4b/earth-age.jpg




تخمین عمر زمین بر اساس میزان رسوبگذاری

هر که سنگهای رسوبی را مطالعه کرده باشد، می‌داند که طبقه‌ای ضخیم از ماسه سنگ می‌تواند در عرض یک روز ته‌نشین شود یا لایه نازک گل رسی که روی آن قرار می‌گیرد، ممکن است برای ته‌نشین شدن به 100 سال زمان نیاز داشته باشد و سطح طبقه بندی میان آنها ممکن است نماینده مدت زمانی بیش از مجموع آنها باشد. برای ضخامت معینی از طبقات رسوبی میانگینی برای میزان رسوبگذاری وجود دارد. اگر تغییرات مهمی در شرایط محیط رسوبی رخ ندهد و فرسایش نیز در امر رسوبگذاری وقفه ایجاد نکند، ضخامت طبقات کم و بیش متناسب با زمان سپری شده خواهد بود.

زمین شناسان اواخر قرن نوزدهم تصور می‌کردند که می‌توانند در صورت تخمین میزان ته‌نشست در محیطهای رسوبی امروزی ، زمان مشخص شده توسط واحدهای سنگهای قدیمی مشابه را نیز معین کنند. آنها همچنین تصور می‌کردند که در صورت تعیین ضخامت کل طبقات رسوب کرده در گذشته ، خواهند توانست کل زمان زمین شناسی طی شده را تخمین بزنند.

تخمین عمر زمین بر اساس سرد شدن کره زمین

در بسیاری مناطق درجه حرارت معادن عمیق ازدیاد محسوس و یکنواختی را بر حسب ازدیاد عمق نشان می‌دهد. این افزایش حرارت نشان می‌دهد که دما از درون گرم زمین به طرف قسمت سرد خارجی آن جریان دارد و از پوسته زمین متصاعد می‌شود. این اتلاف گرما قابل اندازه گیری است و منطق « کلوین » (Kelvin) استدلال می‌کرد که اگر زمین با از دست دادن حرارت ، تدریجا در حال خنک شدن است، پس در زمان گذشته می‌بایست گرمتر بوده باشد. کلوین این پدیده را به صورت اتلاف حرارت از یک حالت مذاب اولیه در نظر گرفته بود و با مطالعه میزان جریان حرارت امروزی نشان داد که از نظر زمان زمین شناسی ، مسلما مدت زیادی از زمانی که زمین در حالت مذاب بوده، نگذشته است.

این زمان ظاهری تبلور پوسته جامد زمین ، حداکثر قدرت ممکن را برای حیات ، آنگونه که ما می‌شناسیم، مشخص کرد. عدم دسترسی به جزئیات مربوط به نقطه ذوب سنگها و هدایت گرما تحت شرایط حرارت و فشار زیاد ، مانع ارزیابی دقیق زمان تبلور می‌شد، لکن مدت تعیین شده بسیار کم بود. بر این اساس زمانی که کلوین بدست آورده بود، 100 میلیون سال بود.

تصویر

مواد رادیواکتیو

بعضی از مواد معدنی دارای خاصیت رادیواکتیو هستند، بدین معنی که از خود سه نوع اشعه خارج می‌سازند. اشعه خارج شده یا دارای بار الکتریکی مثبت است، که در این صورت به نام پرتو آلفا خوانده می‌شود و یا دارای بار اکتریکی منفی است که اشعه بتا خوانده می‌شود. نوع سوم اشعه که نزدیک به اشعه ایکس است، از نظر الکتریکی خنثی است و به نام اشعه گاما خوانده می‌شود. در اثر صدور این ذرات ، به مرور جسم به مواد دیگر تبدیل می‌شود.

مدت زمانی را که جهت نصف شدن اتمهای اولیه لازم است، به نام زمان نیم عمر می‌خوانند. زمان نیم عمر اجسام مختلف ، متفاوت است و از چند ثانیه تا چند میلیارد سال تغییر می‌کند. سنگهای تشکیل دهنده زمین معمولا حاوی یک یا چند ماده رادیواکتیو نظیر اورانیوم ، رادیوم ، توریوم و پتاسیم و... هستند. با در دست داشتن سرعت تجزیه و اندازه گیری مقدار اولیه و ماده تبدیل شده موجود در نمونه ، می‌توان زمانی را که از تجزیه نمونه می‌گذرد، بدست آورد و بر اساس همین روش است که سن زمین تعیین شده است.

تخمین سن زمین بر اساس سنگهای آسمانی

قسمت اعظم و در ضمن قدیمیترین بخش تاریخ زمین شناسی را بخش پرکامبرین تشکیل می‌دهد که معمولا از نظر سنگ شناسی مشخص است و می‌توان سنگهای متعلق به آن را را تشخیص داد. آزمایشات مختلف بر روی سنگهای این بخش ، اعداد متفاوتی را بدست داده که کمترین آنها 600 میلیون سال و بیشترین آنها 3.5 میلیارد سال است. اگر تصور کنیم که پرکامبرین از 3.5 میلیارد سال پیش شروع شده ، زمان تشکیل زمین مسلما از این عدد بیشتر است و بنابراین برای تعیین سن زمین از عوامل دیگر نیز بایستی کمک گرفت.

یکی از این عوامل ، سنگهای آسمانی است. از آنجا که مطابق تمام نظریات موجود ، تشکیل زمین و سایر سیارات منظومه شمسی همزمان بوده است، با تعیین سن این سنگها می‌توان سن واقعی زمین را بدست آورد. حداکثر سنی که تا به حال برای سنگهای آسمانی بدست آمده 4،6 میلیارد سال بوده است. یکی دیگر از عواملی که به تعیین سن زمین کمک می‌کند، نمونه‌هایی است که از ماه گرفته شده و بر اساس تجزیه نمونه‌های مذبور عددی نظیر عدد فوق برای آنها حاصل شده است. بدین ترتیب می‌توان عدد 4،6 میلیارد سال را برای سن زمین در نظر گرفت.

مباحث مرتبط با عنوان


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:15  توسط علی  | 

محرومیت ایران


محروميت ايران از عضويت در انجمن بين المللي فسيل شناسي 

 

نبود كلكسيون مرجع فسيل شناسي و محروميت از عضويت در انجمن بين المللي فسيل شناسي(IPA) موجب شده ايران از دست يابي به آخرين يافته هاي مونوگرافيست ها محروم بماند. 

تهران_ ميراث خبر

گروه استان ها: عدم وجود يك كلكسيون مرجع فسيل شناسي و كاني و محروميت از

عضويت در انجمن بين المللي فسيل شناسي(IPA) موجب شده ايران از دست يابي

به آخرين يافته ها و خدمات رايگان مونوگرافيست ها و پژوهشگران خارجي و

داخلي محروم بماند.

انجمن بين الملي فسيل شناسي، انجمني نظارتي است و كشور هاي عضو اين انجمن

مي توانند به طور رايگان از داده هاي علمي و پژوهشي مونوگراف هاي

(متخصصين جهاني زمين شناس) اين انجمن استفاده كنند.

«محمدعلي جعفريان»، استاد دانشگاه اصفهان و موسس موزه تاريخ طبيعي

اصفهان گفت: «با وجود مراكز متعدد دانشگاهي و زمين شناسي تا حد تربيت

كارشناسي ارشد و دكتري، مايه تاسف است كه بدانيم در تمام كشور يك كلكسيون

مرجع فسيل يا كاني ها در حد اوليه وجود ندارد و همين امر موجب محروميت از

عضويت ایران در انجمن بين المللي فسيل شناسي و استفاده از خدمات و دانش

جهاني مونوگرافيست ها درسطح جهان شده است.»

معمولا در هر كشور كلكسيوني از فسيل ها و كاني ها وجود دارد كه هرساله چندين

مونوگراف براي مطالعه بر روي يافته هاي كشور هاي عضو از آن ها استفاده مي

كنند. عضويت ايران در اين انجمن به كسب تخصص و مهارت پژوهشگران ايراني

منجر می شود و جهان علم با يافته ها و دستاوردهاي ايران آشناتر خواهد شد.

علاوه برآن اين پژوهش ها تعيين سن دقيق لايه هاي زمين را امکان پذیر می کند كه

بهترين راهكار براي كشفيات و معدن شناسي است. تعيين دقيق سن لايه هاي زمين

نیز با مطالعه بر روي فسيل هاي موجود در اين لايه ها ممكن است. علاوه بر آن،

بجاي آنكه فسيل منحصر به فرد ايران در كشور هاي خارجي مطالعه و به نام آنها

ثبت شود در ايران وبا نام ايراني در علم جهاني به ثبت مي رسد.

جعفريان گفت: «مونوگرف ها، متخصصان جهاني هستند كه روي يافته هاي كاني

و فسيلي كشور هاي عضو با هزينه انجمن مطالعات دقيقي انجام مي دهند و معمولا

يافته ها آن آخرين نتيجه هاي علمي را در برخواهد داشت و باعث شناسايي كشور

هاي عضو اين انجمن مي شود.»

قدمت پاره اي از سنگواره هاي ايران به بيش از 600 ميليون سال پيش مي رسد و

بعضي از آن ها در رديف با ارزش ترين آثار

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:11  توسط علی  | 

10 پرسش بی پاسخ

۱۰ پرسش بي پاسخ بشر از نگاه مجله ساینس    

جهان از چه ساخته شده ؟ مبنای زیست شناسی هوشیاری چیست ؟ تا چه مدتی انسان ها بر روی زمین وجود خواهند داشت ؟ اینها برخی از سوالاتی هستند که توسط علم به آنها پاسخ دقیقی داده نشده است. مجله Science مهم ترین این سوالات را طبقه بندی و معرفی کرده است.

اول اینکه جهان از چه ساخته شده است مهمترین سوال جواب داده نشده ای است که ذهن محققین را به خود مشغول داشته است.

سوال دوم درباره مبنای زیست شناسی آگاهی و هوشیاری است.

سوال سوم این است که تا چه مدت زندگی انسان ها بر روی این کره خاکی ادامه خواهد داشت؟

سوال چهارم می پرسد که چگونه ساختار درونی زمین کار می کند؟

سوال بعدی این است که آیا ما در جهان تنها هستیم؟

سوال ششم اشاره می کند که چگونه و کجا زندگی بر روی زمین شروع شده است؟

پرسش بعدی بر روی امکان ساخت واکسن موثر برای HIV تمرکز می کند 

پرسش هشتم می پرسد جهان گلخانه ای چقدر گرم خواهد بود؟

سوال نهم اشاره می کند که چه چیزی می تواند جایگزین نفت ارزان شود و کی؟

و پرسش دهم می گوید آیا تئوری مالتوس غلط خواهد بود؟


از 10 پرسش اول ، تعداد 7 سوال به طور مستقیم و غیر مستقیم به علوم زمین مربوط می شود. از مهمترین سوالات مرتبط با علوم زمین این است که ساختار داخلی زمین چگونه کار می کند؟
تئوری انقلابی زمین ساخت صفحه ای (که پوسته زمین به قطعاتی تقسیم شده است که بر روی گوشته حرکت می کنند) بر روی علوم زمین تاثیر بسزایی گذاشته است. ولی 6300 کیلومتر سنگ و آهن زیر صفحات زمین ساختی واقع شده اند که حرکت و چرخش آنها باعث کار کردن موتور گرمایی زمین می شود.

هر چه محققین با ابزارهای پیشرفته تری زیر زمین را می کاوند متوجه می شوند که کارکرد این موتور گرمایی خیلی پیچیده است. پیشرفت تصاویر لرزه ای، مطالعات کانی شناسی و مدل سازی های کامپیوتری ممکن است نشانه هایی از اینکه چه چیزی باعث ضخامت زمین شده است، فراهم کند.

پرسش بعدی که بیشتر از همه به علوم زمین مربوط است اشاره به جایگزینی نفت با مواد دیگر دارد. قیمت نفت و تقاضا برای انرژی در حال افزایش است. ذخایر نفت در حال کاهش است و از طرفی پوشش یخ های قطبی نیز در حال آب شدن می باشند. بنابراین زمان آن رسیده که منبع جدید انرژی جایگزین نفت شود. منابع انرژی دیگر در دسترس هستند ولی گرانتر از این هستند که جایگزین نفت شوند.

پیشرفت های نانوتکنولوژی ممکن است جوابگوی این نیاز مهم باشد. ولی آیا این پیشرفت ها قبل از اینکه منبع نفت کاملا تمام شود، منبع جدیدی پیدا خواهند کرد؟

منبع: پایگاه ملی داده های علوم زمین

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:9  توسط علی  | 

فسیل شناسی

تازه ترين بررسي هاي ديرينه شناسان بر روي رد پاي فسيل دايناسور هاي

كشف شده در كرمان احتمال وجود اين نوع فسيل ها را در استان هاي مركزي

كشور قوت بخشيد.

ايران جزو مهمترين كشورهاي فسيلي جهان است. از مناطق فسيلي ايران مي

توان به ورزقان، كرمان و مراغه اشاره كرد. طي دو سال گذشته كارشناسان

ايراني در مطالعات خود توانسته اند بقاياي فسيل فيل عظيم الجثه اي را با بيش

از يك ميليون سال قدمت كشف كنند.

«امير حسين كوكبي نژاد»، ديرينه شناس موزه تاريخ طبيعي ايران گفت: «

گسترش سنگواره ها و فسيل گياهان منطقه فسيلي كرمان به مناطق مركزي

ايران چون يزد، طبس و خراسان اين احتمال را مي دهد كه رد پاي اين نوع

فسيل در مناطق مركزي كشور وجود داشته باشد.»

او گفت: «وجود معادن زغال سنگ در استان هاي مركزي اين احتمال را قوت

مي بخشد. همچنين با توجه به تغذيه دايناسور ها از گياهان مشابه در آن دوره

در اين مناطق اين احتمال وجود دارد كه اين استان ها در 200 ميليون سال پيش

محل زيست دايناسورها بوده باشند.»

بررسي ها روي تازه ترين بررسي هاي ديرينه شناسان بر روي رد پاي فسيل

دايناسور هاي كشف شده در كرمان احتمال وجود اين نوع فسيل ها را در استان

هاي مركزي كشور قوت بخشيد.

ايران جزو مهمترين كشورهاي فسيلي جهان است. از مناطق فسيلي ايران مي

توان به ورزقان، كرمان و مراغه اشاره كرد. طي دو سال گذشته كارشناسان

ايراني در مطالعات خود توانسته اند بقاياي فسيل فيل عظيم الجثه اي را با بيش

از يك ميليون سال قدمت كشف كنند.

«امير حسين كوكبي نژاد»، ديرينه شناس موزه تاريخ طبيعي ايران گفت: «

گسترش سنگواره ها و فسيل گياهان منطقه فسيلي كرمان به مناطق مركزي

ايران چون يزد، طبس و خراسان اين احتمال را مي دهد كه رد پاي اين نوع

فسيل در مناطق مركزي كشور وجود داشته باشد.»

او گفت: «وجود معادن زغال سنگ در استان هاي مركزي اين احتمال را قوت

مي بخشد. همچنين با توجه به تغذيه دايناسور ها از گياهان مشابه در آن دوره

در اين مناطق اين احتمال وجود دارد كه اين استان ها در 200 ميليون سال پيش

محل زيست دايناسورها بوده باشند.»

بررسي ها روي سنگواره ها در كشور هاي مختلف نشان مي دهند كه

دايناسورها در اواسط و اواخر“ ترياسه” ( دوره230 تا 235 ميليون سال قبل )

ظهور كردند. اين جانوران تا 160 ميليون سال پيش به زندگي خود ادامه مي

دادند تا اينكه در اواخر دوره “ كرتاسه “ مرگ و انهدام آن ها فرا مي رسد اما

در ايران دوره كرتاسه و ترياسه شرايط زيستي براي اين جانوران نامساعد بوده است.
او گفت: «بررسي بر روي فسيل دايناسور هاي كشف شده در كرمان نشان داد

كه ، دوره ژوراستيك در ايران بويژه دوره ژوراستيك زيرين(180 تا 200

ميليون سال پيش) بهترين زمان براي رشد و نمو دايناسوراها بوده است. همين

مطالعات نشان مي دهد كه دوره هاي ترياسه و كرتاسه در ايران براي زندگي

دايناسورها به سبب پيشروي دريا و نامناسب بودن آب و هوا مساعد نبوده است.

همچنين اين بررسي ها نشان داد كه سازندهاي شمشك و هوجك در ايران مساعد

زيست دايناسور ها بوده است. اين مناطق در اين دوره داراي آب و هواي گرم و

مرطوب بوده است. دايناسورها در اين دوره از گياهان «نهان زادان آوندي» و

باز دانگان تغذيه مي كردند. رد پاهاي اين دايناسورها در ماسه سنگ هاي موج

دار كشف شده است.»

استان كرمان از ديرباز به علت شناسايي آثاري از فسيل مهره‌داران از دوره‌هاي

مختلف به بهشت فسيل‌شناسي كشور مشهور بوده است. كارشناسان تاكنون

توانسته‌اند در اين منطقه آثار فسيل‌هاي ماهي‌هاي زره‌دار متعلق به دوره دونين

(395 ميليون تا 365 ميليون سال پيش) مربوط به دوره اول زمين‌شناسي؛ آثار

متعلق به دايناسورها؛ آثاري مربوط به دوره دوم (195 ميليون تا 65 ميليون

سال پيش) و فسيل پستانداران مربوط به دوره سوم زمين‌شناسي متعلق به (2 تا 7 ميليون سال پيش) را شناسايي كنند.
 

سنگواره ها در كشور هاي مختلف نشان مي دهند كه دايناسورها در اواسط و

اواخر“ ترياسه” ( دوره230 تا 235 ميليون سال قبل ) ظهور كردند. اين

جانوران تا 160 ميليون سال پيش به زندگي خود ادامه مي دادند تا اينكه در

اواخر دوره “ كرتاسه “ مرگ و انهدام آن ها فرا مي رسد اما در ايران دوره

كرتاسه و ترياسه شرايط زيستي براي اين جانوران نامساعد بوده است.

او گفت: «بررسي بر روي فسيل دايناسور هاي كشف شده در كرمان نشان داد

كه ، دوره ژوراستيك در ايران بويژه دوره ژوراستيك زيرين(180 تا 200

ميليون سال پيش) بهترين زمان براي رشد و نمو دايناسوراها بوده است. همين

مطالعات نشان مي دهد كه دوره هاي ترياسه و كرتاسه در ايران براي زندگي

دايناسورها به سبب پيشروي دريا و نامناسب بودن آب و هوا مساعد نبوده است.

همچنين اين بررسي ها نشان داد كه سازندهاي شمشك و هوجك در ايران مساعد

زيست دايناسور ها بوده است. اين مناطق در اين دوره داراي آب و هواي گرم و

مرطوب بوده است. دايناسورها در اين دوره از گياهان «نهان زادان آوندي» و

باز دانگان تغذيه مي كردند. رد پاهاي اين دايناسورها در ماسه سنگ هاي موج دار كشف شده است.»

استان كرمان از ديرباز به علت شناسايي آثاري از فسيل مهره‌داران از دوره‌هاي

مختلف به بهشت فسيل‌شناسي كشور مشهور بوده است. كارشناسان تاكنون

توانسته‌اند در اين منطقه آثار فسيل‌هاي ماهي‌هاي زره‌دار متعلق به دوره دونين

(395 ميليون تا 365 ميليون سال پيش) مربوط به دوره اول زمين‌شناسي؛ آثار

متعلق به دايناسورها؛ آثاري مربوط به دوره دوم (195 ميليون تا 65 ميليون

سال پيش) و فسيل پستانداران مربوط به دوره سوم زمين‌شناسي متعلق به (2 تا 7 ميليون سال پيش) را شناسايي كنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:6  توسط علی  | 

کاربرد کمپاس

کمپاس و کاربرد هاي آن

مقدمه
   مهارت در استفاده از ابزار هاي زمين شناسي براي زمين شناس امروز بسيار مهم و اساسي به نظر مي رسد و مي تواند او را در برداشت هاي صحرايي بسيار کمک نمايد. کمپاس يکي از وسايل اصلي زمين شناسان در برداشت هاي صحرايي مي باشد که مهارت در استفاده از آن مي تواند يک زمين شناس حرفه اي را در رسيدن به هدفش کمک نمايد. کمپاس توسط بسياري از زمين شناسان براي نقشه برداري صحرايي از موضوعات زمين شناسي استفاده مي شود. زمين شناسان بيشترين استفاده را از کمپاس برانتون مي کنند اما باستان شناسان، مهندسين محيط زيست و نقشه برداران نيز از قابليت هاي اين وسيله استفاده مي نمايند. کمپاس برانتون در واقع يک قطب نماست که به دليل داشتن شيب سنج و قابليت حمل راحت به ساير قطب نماها برتري دارد و مي تواند به هر دو روش نشانه روي کمري و چشمي مورد استفاده قرار گيرد. اندازه گيري دقيق ساختار هاي زمين شناسي مانند خط لولاي يک چين، اثر سطح محوري و صفحه محوري و نقشه برداري زمين شناسي بدون استفاده از کمپاس برانتون غيرممکن و کاري نشدني است. در اين نوشتار ما کاربرد کمپاس برانتون را در اندازه گيري تغييرات خطي و صفحه اي ساختمان هاي زمين شناسي ( ساختماني، رسوبي و چينه شناسي) مرور مي کنيم و در مورد استفاده کمپاس در نقشه برداري و اندازه گيري مقاطع چينه شناسي ، اندازه گيري زوايا، ارتفاع و ... بحث مي نمائيم.

کمپاس برانتون ( قطب نماي جيبي )

نخستين بار يک زمين شناس کانادايي به نام D.W. Brunton کمپاس برانتون را طراحي کرد که سپس توسط کمپاني William Ainsworth در دنورامريکا ساخته شد. با وجود طراحي بادوام آن، آينه ظريف و بخش هاي شيشه اي آن در مقابل ضربه و رطوبت آسيب پذير بوده و پس از هر بار استفاده نياز به تعمير و آماده سازي براي استفاده مجدد داشتند. از سال 1972 برانتون هاي اصلي بوسيله کمپاني برانتون در ريورتون ايالت وايومينگ امريکا (Riverton, Wyoming) ساخته و به بازار عرضه شدند. نمونه هاي مشابه از آن به مرور زمان در سوئد، چين، ژاپن و آلمان ساخته شد و امروزه در بازار موجود است.

کمپاس برانتون
    ساختمان کمپاس برانتون:
   کمپاس برانتون از سه قسمت ، بدنه اصلي (box)، بازوي نشانه روي (sighting arm) و درپوش (lid)، تشکيل شده است.
   1. بخش بدنه اصلي:
   حاوي قطعات مهمي است که عبارتند از:
   • عقربه (Needle)که داراي دو جهت است، يکي جهت شمال ( در کمپاس برانتون هاي اصلي عموما به رنگ سفيد است و در برخي نمونه هاي مشابه با N مشخص شده است) و ديگري که به رنگ سياه است جهت جنوب را نشان مي دهد.
   • تراز چشم گاوي (Bull's eye level) تراز کروي که براي خواندن زواياي افقي استفاده مي شود.
   • تراز شيب سنج (Clinometer level) يا همان تراز استوانه اي.
   • صفحه مدرج شيب سنج (Clinometer Scale) براي خواندن زواياي قائم.
   • دستگاه تعديل (Damping mechanism) براي تخفيف در حرکت نوساني عقربه و پايداري بيشتر آن،
   • دکمه قفل کننده عقربه (Lift pin)،
   • پيچ برنجي کناري و ميخ شاخص(Side brass screw and Index pin) براي تنظيم و نشان دادن انحراف مغناطيسي.
   • صفحه دايره مدرج (Graduated circle) براي خواندن امتداد.
نوک شمالي عقربه در نيمکره شمالي که زاويه انحراف مغناطيسي به سمت پايين است به سمت صفحه مدرج نزديک مي شود. يک وزنه کوچک الحاقي به سمت جنوبي عقربه اضافه شده است تا تعادل را در عقربه فراهم سازد. چنانچه کمپاس در نيمکره جنوبي يعني جايي که انحراف مغناطيسي به سمت بالاست استفاده شود بايد وزنه عقربه آن بر روي بخش شمالي عقربه بسته شود تا تعادل ايجاد گردد. براي عدم خطا در تشخيص عقربه سمت شمال بهتر است هميشه به وزنه دقت کنيم.

قسمت هاي مختلف کمپاس و قطب نماي معمولي
    2.درپوش:
   بوسيله يک لولا به بدنه متصل مي گردد و شامل:
   • يک آينه(Mirror) با يک خط محوري.
   • پنجره نشانه روي بيضوي شکل(Sighting window)براي نشانه روي به روش هاي کمري و چشمي.
   • روزنه ديد (Sight).
  
   3. بازوي بلند نشانه روي:
   بوسيله يک لولا به بدنه متصل شده داراي:
   • شکاف بيضوي کشيده بر روي طول خود براي مشاهده ساختار هاي خطي.
   • نوک نشانه روي خم شونده(Sighting tip) براي تراز کردن خط ديد.
صفحه مدرج کمپاس برانتون بر مبناي دو مقياس قديمي طراحي شده است.
   مقياس آزيموت: که در آن براي نشان دادن جهات از سه رقم استفاده مي شود به عنوان مثال براي شمال 000 يا 360 درجه و براي جنوب 180 درجه. در اين مقياس تنها جهت شمال مبناي اندازه گيري ها است و يک راستا بر مبناي جهت گيري آن نسبت به شمال از 0 تا 360 درجه تعيين موقعيت مي شود.
   مقياس ربع دايره ( بيرينگ ): که در آن از حروف و ارقام استفاده مي شود ( مثل N60oE, S20oW) در چهار ربع 90 درجه (NE, SE, SW, NW) مدرج شده است. راستاي شمال و جنوب به ترتيب در بالا و پايين صفر درجه را نشان مي دهند. در اين مقياس شمال و جنوب مبناي اندازه گيري منظور مي شوند.

مقياس هاي آزيموت و بيرينگ براي تعيين جهات جغرافيايي
    راستاي يک خط بر روي زمين بوسيله موقعيت آن خط مشخص مي شود، که زاويه افقي بين خط و مرجع (معمولا شمال در بيرينگ و 000 در مقياس آزيموت ) مي باشد. البته مرجع در مقياس بيرينگ، هنگامي که راستاي يک ساختار به سمت جنوب خوانده مي شود، جنوب هم مي تواند باشد.
   موقعيت E و W در صفحه مدرج معکوس است، يعني E در سمت چپ صفحه مدرج ( معادل شماره 9ساعت ) و W در سمت راست صفحه ( معادل شماره 3 ساعت) بر روي صفحه مشخص شده اند. اين حالت براي اصلاح در خواندن زاويه طراحي شده است. شايان ذکر است حتي وقتيکه صفحه مدرج چرخانده مي شود، نوک شمال (سفيد رنگ) عقربه کمپاس هميشه رو به شمال قرار مي گيرد. براي مثال براي خواندن زاويه 045 ، ما صفحه را تراز کرده و به سمت راست شمال (جهت عقربه هاي ساعت ) مي چرخيم، اما نوک شمال عقربه به سمت چپ شمال مي گردد ( خلاف عقربه هاي ساعت )، يعني جايي که شرق برروي صفحه مدرج حک شده است و ما زاويه صحيح را قرائت مي کنيم.
نگهداري و تنظيمات کمپاس:
   کمپاس دستگاهي دقيق و حساس است و هرگز نبايد هنگام قدم زدن کمپاس را به صورت درباز حمل نمود. چنانچه کمپاس در حين عمليات صحرايي آسيب ببيند چنانچه آينه و شيشه محافظ اضافي به همراه داشته باشيم مي توانيم آن را تعويض کنيم، اما اگر لولا خم شود و يا محفظه هاي تراز بشکند، بايد کمپاس را براي تعمير به کارخانه سازنده فرستاد. چنانچه کمپاس در هواي باراني مورد استفاده قرار گيرد و يا آب به درون آن نفوذ کند، بايد کمپاس را باز کرده و آن را خشک کنيم چراکه اگر تکيه گاه عقربه خيس باشد، عقربه صحيح عمل نخواهد کرد. آينه کمپاس را مي توان با ضربه زدن به زائه کوچک نگهدارنده و برداشتن يک واشر فنري شبيه واشري که بر روي جعبه است، بيرون آورده و آينه جديد را جايگزين آن کرد. اين آينه را بايد طوري قرار دهيم که خط سياه نشانه روي آن در زاويه اي عمود بر محور لولاي درپوش کمپاس قرار گيرد. اين کار را مي توانيم با چرخاندن آينه تا زماني که خط نشانه روي آينه از وسط دريچه نشانه روي بگذرد، انجام دهيم. عمل ميزان را سپس با بستن درپوش کمپاس بر روي نوک برگردانده شده بازوي نشانه روي و مشخص نمودن تطابق نوک بازو با خط وسط آينه امتحان کنيم.
    انحراف مغناطيسي و تصحيح کمپاس:
   زمين داراي قطب هاي جغرافيايي يا شمال و جنوب حقيقي يعني جايي که محور هاي چرخش زمين سطح آن را قطع مي کنند، و قطب هاي مغناطيسي است، يعني جايي که خطوط ميدان مغناطيسي به صورت واگرا از زمين خارج (جنوب مغناطيسي ) و يا به صورت همگرا به آن وارد ( شمال مغناطيسي ) مي شوند.
   عقربه کمپاس برانتون به عنوان يک وسيله مغناطيسي ( يک آهنربا) وقتيکه آزادانه معلق شود قطب هاي مغناطيسي را يافته و در جهت آنها آرايش مي گيرد يعني جايي که عموما شمال واقعي نيست ( بجز برخي مناطق کره زمين). عقربه کمپاس يک آهنربا است و قطب شمال هر آهنربايي در صورتيکه آهنربا آزادانه حرکت کند بوسيله شمال مغناطيسي دفع مي شود. در واقع مي توان نام صحيح اين انتهاي عقربه را قطب شمالجو (north seeking pole) ناميد. نقشه ها قطب مغناطيسي در نيمکره شمالي را " قطب شمال مغناطيسي" مشخص مي کنند.
زاويه بين شمال حقيقي و شمال مغناطيسي " ميل مغناطيسي " (magnetic declination) ناميده مي شود. ميل مغناطيسي با موقعيت، زمان ( سالانه و روزانه )، ناهنجاري هاي مغناطيسي محلي، ارتفاع (جزئي و قابل صرف نظر) و فعاليت هاي مغناطيسي خورشيد تغيير مي کند (Goulet, 1999). درواقع ميل زاويه بين نقطه اي که عقربه کمپاس به عنوان شمال نشان مي دهد و شمال حقيقي مي باشد. ميل مغناطيسي در طول خطوطي که اصطلاحا خطوط هم ارز (isogonic lines) ناميده مي شوند ثابت هستند. خط فرضي با ميل مغناطيسي صفر درجه از غرب خليج هودسن، درياچه سوپريور، درياچه ميشيگان و فلوريدا عبور مي کند. قطب شمال مغناطيسي در سال 1999 در موقعيت 79.8° N, and 107.0° W, 75 در مناطق قطبي کانادا در فاصله 1140 کيلومتري از شمال واقعي قرار داشت.

اختلاف موقعيت قطب هاي جغرافيايي و مغناطيسي

جدول انحراف مغناطيسي جهان
    زاويه قائم بين بردار هاي مغناطيسي به سطح (افق) زمين وابسته است و زاويه انحراف مغناطيسي (magnetic inclination) ناميده مي شود و با تغيير عرض جغرافيايي تغيير مي کند. اين زاويه در قطب مغناطيسي 90 درجه و در استواي مغناطيسي صفر درجه است.
تعيين انحراف مغناطيسي:
   اگر عقربه کمپاس شرق يا غرب شمال واقعي را به عنوان شمال مشخص نمايد، اين اختلاف به ترتيب انحراف مغناطيسي شرقي يا غربي ناميده مي شود. شمال مغناطيسي (MN) هم در نيمکره شمالي و هم در نيمکره جنوبي به عنوان مرجع انحراف مغناطيسي است. براي تعيين انحراف مغناطيسي در يک منطقه مورد مطالعه ما مي توانيم از موارد زير استفاده کنيم:
   1- نقشه هاي توپوگرافي چاپ شده: در برخي نقشه ها انحراف مغناطيسي منطقه بوسيله زاويه بين دو پيکان شمال مغناطيسي (MN) و شمال حقيقي (GN) نشان داده شده است.
   2- نمودار هاي ايزوگوني چاپ شده و يا موجود در وب سايت ها: که انحراف مغناطيسي را نشان مي دهند.
   3- حسابگر آنلاين براي مشخص نمودن آخرين انحراف مغناطيسي براي يک موقعيت مشخص (طول و عرض جغرافيايي) و زمان مشخص.

نمودار ايزوگوني امريکاي شمالي
تنظيم انحراف مغناطيسي در کمپاس:
   انحراف مغناطيسي بوسيله چرخاندن پيچ برنجي که در کناره بدنه کمپاس وجود دارد تنظيم و تصحيح مي گردد. براي يک انحراف غربي 15 درجه ( يعني شمال مغناطيسي 15 درجه در غرب شمال حقيقي قرار دارد) صفحه مدرج به سمت غرب يعني در خلاف جهت چرخش عقربه هاي ساعت ( با چرخاندن پيچ ) چرخانده مي شود تا ميخ شاخص روي N15W در مقياس بيرينگ ويا 345 درجه در مقياس آزيموت قرار گيرد. براي يک انحراف 15 درجه شرقي، صفحه مدرج به سمت شرق چرخانده مي شود ( در جهت چرخش عقربه هاي ساعت ) تا ميخ شاخص روي N15E در مقياس بيرينگ ويا 015 درجه در مقياس آزيموت قرار گيرد. در ايران انحراف مغناطيسي به سمت شرق است و مقدار زاويه آن در مکان هاي مختلف متفاوت است.

تنظيم انحراف مغناطيسي در کمپاس

کارآيي کمپاس:
   براي تهيه يک نقشه و يا تحليل زمين شناسي و ساختاري يک منطقه بايد مشخصات و موقعيت ساختارهاي صفحه اي و خطي آن منطقه برداشت شود. زمين شناسان نمي توانند بدون دانستن چگونگي استفاده از کمپاس براي بدست آوردن اطلاعات ساختاري و تشخيص مرز واحد هاي ساختاري، يک نقشه مفيد توليد کرده و يا اطلاعات مفيد بدست آورند. بنابراين ما نياز داريم که چگونگي اندازه گيري ساختار هاي خطي و صفحه اي را براي تمام انواع ساختمان ها مثل عناصر رسوبي و ساختماني و مرز هاي سنگ چينه اي نقشه ها، بدانيم.
   يک کمپاس داراي کارآيي هاي فراواني است که تعدادي از مهمترين اين کاربردها در زير توضيح داده مي شود:
   1. اندازه گيري موقعيت ساختار هاي خطي
   2. اندازه گيري زاويه پيچ براي عناصر خطي
   3. اندازه گيري زواياي قائم، ارتفاع و فاصله
   4. اندازه گيري ضخامت حقيقي لايه ها
   5. اندازه گيري موقعيت صفحات
   6. بدست آوردن موقعيت يک خط مابين دو نقطه
   7. اندازه گيري موقعيت يک صفحه با تکنيک دو خط
   8. تعيين دو نقطه هم ارتفاع
   9. تعيين موقعيت با استفاده از کمپاس و نقشه

ترجمه و تاليف: سيد مجيد ميرکاظميان

برای بدست آوردن ادامه اين متن به سايت پايگاه ملی داده های علوم زمين مراجعه نمائید

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:4  توسط علی  | 

یک فسیل جدید

بقاياي اسكلت دايناسوري كه حدود دو سال پيش در آب‌گيري در مغولستان كشف شد، در معرض ديد عموم قرار گرفت.

به گزارش ايسنا، دانشمندان چيني از بقاياي عظيم اسكلت نوعي دايناسور كه شبيه دايناسورهاي پرنده است و به ايجاد طبقه‌بندي جديدي از انواع دايناسورها مي‌تواند كمك كند، رونمايي كردند.

بقاياي اسكلت اين دايناسور آوريل سال 2005 ميلادي در مردابي در مغولستان كشف شد. طبق بررسي محققان، اين دايناسور در زمان حيات حدود يك‌هزار و 400 كيلوگرم وزن و در زمان مرگ حدود 11 سال سن داشته و نزديك 85 ميليون سال پيش مي‌زيسته است؛ اما نكته‌ي جالب توجه درباره‌ي اين فسيل كه سبب شگفتي محققان شده، اندازه‌ي بزرگ اين حيوان و ويژگي‌هاي جسمي آن است.

طبق فرضيه‌هاي محققان، دايناسورهايي كه توانايي پرواز يا دست كم خصوصيت‌هايي مانند پرندگان داشته، گوشتخوار و داراي دندان بوده‌اند؛ ولي اين دايناسور منقار دارد و احتمالا پر نيز داشته است.

براساس مطالعاتي كه پس از كشف اين اسكلت تا امروز روي آن انجام شده‌اند، اسكلت كشف‌شده به گونه‌اي از دايناسورها به نام گيگانتراپترها (Gigantoraptor) كه منقاري مانند پرندگان داشته، ولي نمي‌توانسته است، پرواز كند، تعلق دارد.

طبق نظر محققان، اين‌گونه دايناسورها خصوصيات مشتركي با گونه‌ي ديگري از دايناسورها به نام اويراپترها (Oviraptor) دارند و احتمالا نياكان يكساني داشته‌اند. اويراپترها مانند گيگانتراپترها داراي منقار و پر بوده‌اند؛ اما نكته‌ي جالب توجه اختلاف فاحش بين وزن اين دو گونه از دايناسور است.

دانشمندان معتقدند كه وزن اويراپترها حدود يك تا دو كيلوگرم بوده، درحالي‌كه اين دايناسور بيش از يك‌هزار كيلوگرم وزن داشته است. البته گونه‌اي ديگر از اويراپترها نيز بوده كه وزن بيشتري داشته‌اند، ولي بقاياي فسيل يافت‌شده حدود 35 تا 40 برابر از اين‌گونه اويراپترها سنگين‌تر است.

با وجود ابهام‌هايي كه درباره‌ خصوصيات و تعيين گونه اين اسكلت وجود دارند، كشف بزرگ‌ترين اسكلت متعلق به يك دايناسور پرنده‌اي‌شكل داراي منقار و پر، كشف بزرگي محسوب مي‌شود.

تا پيش از كشف اين اسكلت منحصربه‌فرد، بزرگ‌ترين اسكلت كشف‌شده متعلق به دايناسورهاي پرنده‌اي‌شكل، اسكلتي با قدمت شش ميليون سال بود كه مدت‌ها پيش در استراليا كشف شد. اين دايناسور در زمان حيات حدود 500 كيلوگرم وزن داشته است.

رويترز در اين‌باره گزارش داده است كه نكته‌ي جالب توجه ديگر در اين ميان، سن كم اين دايناسور يعني 11 سال است. به باور محققان در صورتي كه اين دايناسور تا سن بلوغ رشد مي‌كرد، داراي جثه‌اي بسيار عظيم مي‌شد كه براي اين‌گونه دايناسورها بسيار غير عادي است. بر همين اساس، گروهي ديگر از محققان عقيده دارند كه اين اسكلت به گونه‌اي ديگر از دايناسورها به نام تيرانوسورها (Tyrannosaur) كه بقاياي اسكلت آن‌ها در آمريكاي شمالي كشف شده، متعلق است.

به‌دليل وجود فرضيه‌ها و حدس و گمان‌هاي مختلف درباره‌ي گونه و خصوصيات اسكلت دايناسور كشف‌شده، تحقيقات درباره‌ي اين اسكلت هم‌چنان ادامه دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:58  توسط علی  | 

مطالبی جالب در خصوص کانی ها

سنگها فقط زيبايي ندارند بلكه خواص اعجاب انگيز ديگري هم دارند

بسيارى از مردم حتى اهل فن به جواهرات و سنگها صرفا از ديد زيور آلات و زيبايى و يا ارزش قيمت آن مى نگرند اما بايستى اين مسئله را مد نظر داشته باشيم كه هيچ چيزى در اين دنيا بدون دليل و علت بوجود نيامده است . اگرما از چگونگى بوجود آمدن آن و خواص و فوائد آن اطلاع حاصل كرده باشيم ,در مى يابيم كه چگونه و در چه جايى از آن ها استفاده نمائيم , ميتوانيم نتيجه مطلو بى را كه خواهان آن هستيم بدست آوريم .
سنگ ها داراى خواص مغناطيسى و درمانى مى باشند و در حال حاضر با تكنولوژى پيشرفته اى كه بشر حاصل نموده از نور و اشعه در علم و صنعت و طب استفاده ميشود.
جواهرات و سنگ ها اشعه و حرارت كيهانى را جذب نموده , سپس طبق خواص خود, پرتو و اشعه را به هاله ها و چاكرا هاى فرد منعكس كرده و به شخص نيرو مى بخشد.سنگ ها و جواهرات داراى1- خواص مغناطيسى 2- خواص طبى 3 - خواص سحرى ميباشد و بايد دقيقا اين خواص را شناخته و در رابطه با طبع و مزاج و عنصر خود و همينطور برج و ستاره خود ,سنگ ها و جواهرات را انتخاب و از آن استفاده نمائيم .
دوست داريم با مطالعه اين سايت و بررسى دقيق كاربرد سنگهاى قيمتى و جواهرات ديد تازه اى از نوع مصرفشان به شما بدهيم و شما را با دنيايى آشنا سازيم كه بسيار متفاوت با آنچه تاكنون شناخته ايد مى باشد.اولين بار استفاده از سنگهاى قيمتى براى درمان و رفع بيمارى ها در قرن هجدهم اتفاق افتاد .امروزه هر چند موارد استفاده از اين سنگها به اين شكل معمول و شناخته شده نيست ولى گاهى در گوشه هايى از جهان شاهد استفاده از سنگها به عنوان دارو هاى تدريجى مى باشيم .حتى افرادى كه به اين گونه درمان ها معتقد نيستند اگر يكى از اين سنگ هارا در اختيار داشته باشند و بر روى بدن يا در اتاق خود قرار دهند متوجه نيروهاى مثبت آن خواهند شد .هر چند با صراحت اعلام مى كنيم كه اين سنگها هرگز جايگزين علم پزشكى نميشوند ولى بسيار سودمندند.
بسيارى از مديتور ها براى انجام عمل مديتيشن از نوعى كريستال خاص كه سرشار ازسنگ سيليس است استفاده مى كنند .اين تركيب به ميزان فراوانى در شن هاى كوير لوت ايران يافت مى شود كه ازهند و بسيارى از كشورهاى اروپايى براى داشتن آن به ايران مسافرت مى كنند .
كليد اصلى درمان ,كشف طبيعت بيمارى و درك علت يا علل اصلى بيمارى مى باشد ضرورى است كه ابتدا ريشه و طبيعت بيمارى را كشف نمائيم .
بيمارى ها معمولا نشات گرفته از نگرانى يا استرس هاى درونى است كشمكش ميان روح و شخصيت فرد ,موجب بهم خوردن تعادل و ايجاد عدم هماهنگى در اعضاى بدن ميشود مهمترين بخش درمان ,آگاهى افراد ,پيشگيرى و درك علت بيمارى است .
چنانچه فرد براى روح و جسم خود اهميت ويژه قائل شود و روح و روان خود را تقويت كند ميتوان گفت كه بيشتر امراض را از خود دور كرده و زندگى سالم و پر نشاطى خواهد داشت.
وقتى روح خسته و بى نشاط باشد امراض و بيمارى ها به سراغ فرد آمده و او را از پاى در مى آورد. در اين بين براى نشاط و تقويت روح , سنگ ها و جواهرات نقش ويژه و ارزنده اى ايفا مى كنند . كافى است كه از خواص درمانى سنگها مطلع و آگاه باشيم . امراض و بيماريهاى روحى ,روانى و درونى به راحتى و بدون نياز به داروهاى شيميايى قابل پيشگيرى و درمان هستند. گذشته از زيبايى ظاهرى سنگها از نظر شكل و رنگ طبيعى آن كه آرامش خاصى به افراد ميدهد ,استفاده مداوم از آنها در پيشگيرى و درمان بيمارى, با توجه به انرژى هاى نهفته در درون سنگها و جواهرات انسان را قوى مى كند ودر برابر بيمارى ها و مشكلات مقاوم مى سازد . هميشه افرادى كه در برابر مشكلات و ناراحتيها مقاومت و پايدارى مى كنند نيازمند يك نيروى پشتيبان و تقويت كننده هستند تا بتوانند به آنها غلبه و خود را پيروز معرفى كنند كه در اين ميان سنگها (مواد معدنى) ميتوانند كمك شايانى به افراد بكنند و سلولهاى ضعيف را كه بر اثر مقاومت بيش از حد در حال از بين رفتن هستند تقويت كرده و موجب تجديد حيات آنها مى گرداند.كافى است كه به قدرت اعجاز آميز سنگها در زمينه درمان پى ببريم :
وقتى روح فردى با مشكلات دست به گريبان شد و نتوانست به آنها غلبه كند آزرده ميشود و انرژى و امواج نامطبوع (يا منفى) منتشر مى كند كه همين امر در برخوردها و رويا رو شدن با ديگران موجبات ناخشنودى ديگران را فراهم ميسازد و انرژى منفى ناخواسته به ديگران منتقل شده و شادى را از محيط اطراف خود ميگيرد.بطور مثال چنانچه در بين چند نفر , يكى از آنها شاد و خنده رو باشد انرژى مثبت خود را به ديگران ميدهد.وقتى دقت كنيد مى بينيد كه تمامى آن جمع بخودى خود درحال خنديدن و شادى هستند (جشنها و عروسى ها) و بالعكس(مراسم عزادارى و سوگوارى(

ضرب المثل بودائيان تبتى :
اگر پس از به دنيا آمدن به عنوان يك موجود بشرى, به اصول و عقايد مقدس اهميت ندهيد مانند كسى هستيد كه از يك سرزمين پر از سنگها و جواهرات قيمتى,دست خالى باز ميگرديد كه چنين قصورى بسيارى دردناك است طبيعتى كه درآن زندگى مى كنيم پر از راز و رمز هايى است كه كمتر به آن توجه شده است در اينجا مختصر توضيحى راجع به خواص سنگهايى كه براى حتى افراد معمولى و متوسط قابل دسترسى است داده ميشود تا انشاء الله بتوان خدمتى ولو كوچك به جوامع بشرى كرده باشيم .

 

خواص سنگها و رنگهاى مرتبط


خواص درمانى سنگ هاى قرمز:
سنگ هاى قرمز براى كمك به بهبود كم خونى اثر فوق العاده اى دارد.در موارد لاغرى و نحيفى ,فقر غذايى,غش و مواردى كه بر اثر هواى سرد دستها و صورت كبود ميشوند, بايد از سنگ قرمز استفاده شود.
تمام سنگهاى قرمز : ياقوت,مرجان, سنگ يشم,بلادستون و...
رنگ قرمز نشانه زندگى و جنب و جوش است سنگ قرمز موجب تشديد نيروى حيات ميشود.
خواص درمانى سنگ هاى نارنجى:
سنگ نارنجى براى حفظ سلامتى و نيروى حيات ضرورى است .
سنگ نارنجى گرم , مثبت و تقويت كننده است و در درجه اول ,مشكلات حياتى مربوط به هضم غذا و گردش خون را تحت تاثير قرارمى دهد.سنگ نارنجى مسايل تغذيه اى را منظم مى كند .
تمام سنگهاى نارنجى : عقيق قرمز ,اوپال آتشين يشم و عقيق آتشين , يشم نارنجى و... رنگ نارنجى علامت انرژى است و از اختلاط دو رنگ قرمز و زرد حاصل ميشود.
( رنگ قرمز نشانگر شخصيت و رنگ زرد نشانگر عقل است,از جمع شدن اين دو غلبه بر خشم و كنترل بر خويش حاصل ميشود.)
خواص درمانى سنگ هاى زرد:
سنگ زرد داراى قدرت درمان در مورد ديابت (مرض قند) و يبوست مى باشد.
اگر كسى بطور غير عادى لاغر باشد احتمالا اشعه قرمز را زياد جذب مى كند كه در اين بين اشعه (سنگ و رنگ ) زرد ميتواند اين شرايط را در سيستم بدنى خنثى نموده و متعادل نمايد . كسانى كه بيش از حد چاق هستند احتمالا رنگ آبى را بيش از حد جذب مى كنند كه اشعه زرد ميتواند اين امر را خنثى كند.
تمام سنگ هاى زرد توپاز (ياقوت زرد) , سيترين , كهربا و...
رنگ زرد علامت ذهن, هوش,فهم و درايت زياد است.سنگ زرد بصورت ارتعاشات مثبت و آهن ربايى است كه داراى اثر تقويتى روى اعصاب مى باشد سنگ زرد ميتواند در متعال كردن سيستم عصبى نقش بزرگى داشته باشد .
خواص درمانى سنگ هاى سبز :
سنگ سبز داراى ارتعاشات متعادل كننده مهمى براى سيستم عصبى ميباشد رنگ سبز موجب هيجان ,التهاب و يا حساسيت نميشود.
قلب آدمى مركز تهيه خون است و رنگ سبز كمك زيادى را براى رفع هر نوع اشكال مربوط به قلب , دستگاه گردش خون و فشار مى كند.
تمام سنگهاى سبز : زمرد ,تورمالين سبز ,عقيق خزه اى , يشم سبز و...
بطور كلى سنگ سبز علامت هارمونى (هماهنگى) , همدردى, خلاقيت ,سلامتى و فراوانى است . رنگ سبز بر اثر اختلاط دو رنگ زرد وآبى بوجود مى آيد . سنگ سبز انرژى جديدى به انسان مى دهد و موجب تمدد اعصاب خسته مى باشد.
خواص درمانى سنگ آبى :
سنگ آبى داراى قدرت درمان كننده در زمينه بيماريهاى مختلف و گرفتگى گلو ميباشد. رنگ آبى خنك كننده ,خواب آور , قابض و درمان كننده است.رنگهاى آبى تيره داراى اثرات بسيار قوى در اين زمينه هستند در حاليكه رنگ آبى روشن داراى اثرات الهام بخش و اخلاقى بالايى هستند.
تمام سنگهاى آبى: سافير ,ياقوت آبى ,فيروزه و ...
رنگ آبى علامت الهام , اخلاص ,جاودانگى و مذهبيت است.رنگ آبى موجب ايجاد روحيه مثبت و ترفيع فرد شده , موجب آرامش و تشعشعات صلح آميز ميشود و داراى كيفيت خواب آور است .
خواص درمانى سنگ نيلى :
جهت هر نوع بيمارى ذهنى ,سنگ نيلى از ارزش ويژه اى برخوردار است و جهت پرورش چشم سوم استفاده مى شود و بدين وسيله تحقيقات علمى و فلسفى را مى توان عملى ساخت .
تمام سنگهاى نيلى:سافير نيلى,ازورايت و ...
رنگ نيلى علامت نيل به روحانيت , خود كفايى و عقل است .سنگ نيلى موجب گشادگى چشم سوم (ديد درونى و برونى) ميگردد وآن را بروى نا آگاه باز ميكند. به كمك سنگ نيلى ميتوان خاطرات روحى فراموش شده را به ذهن باز گرداند.
تاثيرات خاص سنگ ها :
هر سنگى خواص خاص خود را داشته و ما بايد اين خواص را شناخته و سپس طبق منظورى كه داريم و آن چيزى كه مى خواهيم جواهرات مورد نظر و علاقه خود را انتخاب كرده و بدانيم كه اين سنگها و جواهر با طبع و مزاج ما موافق بوده و استفاده گردد . سنگها مى توانند براى ما خوشبختى آورند و فقط بايد بدانيم كه كدام يك از سنگها با روز تولد,موافق مى باشد.

 آماتيست  Amethyst:
جواهر الهام بخشى است و مشوق مديتيشن و عشق به خدا ميباشد .ما را به بخشش غير خود خواهانه و خدمت به بشريت دعوت مى كند.آماتيست انرژى دهنده است و داراى قدرت لازم براى تغيير آگاهى مى باشد و مى تواند مجموعه نقش ها و عاداتى را كه در ارتباط با عقايد و احساسات مى باشد , تغيير دهد.
آماتيست خشم ,طغيان ,ترس,تشويق ,نگرانى و اظطراب را از بين مىبرد , احساسات فوق موانعى هستند كه نمى گذارند روح ما نا محدود را تجربه كند.آماتيست روياهاى ما را تصفيه مى كند . آماتيست بدليل نور بنفشى كه از خود بيرون مى دهد ارزش فوق العاده اى را در شفا بخشى خصوصاُ در زمينه درمان با رنگ ها ارائه مى دهد.
از آنجائيكه آماتيست داراى ارتعاشات بالايى است , براى انواع دردهاى جدى موثر است , به التيام دردهاى بدنى و نيز دردهاى ناشى از رنج و غم كمك مى كند. براى درمان
سردرد ها و بى خوابى كمك فوق العاده اى ميكند .
ارتعاشات آماتيست براى درمان بيماريهاى ناشى از عدم خلوص خون , نظير اگزما ,جوش , حتى بيماريهاى آميزشى موثر است.
مخصوص دردهاى ناحيه سر,ميگرن و فشارهاى عصبى است وسيستم كلى بدن ما را بهبود ميدهد.غدد و هورمونها را تقويت ميكند و سوخت وساز سلولى را افزايش ميدهد.همچنين براى بيمارى ديابت موثر است و مارا دربرابر بى خوابى اضطرابها و كابوس ها محافظت ميكند آماتيست ها بهترين مداوا را براى مشكلات روانى و استرس به كار ميبرند اين سنگ هم چنين اراده ما را زياد ميكند و مارا در ارتباطات روحى و معنوى حمايت مى كند و نيز به ماتسلى قدرت ,شادى و شجاعت مى دهد اين سنگ به نشان برج سنبله (شهريور ) تعلق دارد و مخصوص چاكراهاى انتهاى سر است .
الماس     Diamond:
مزاج الماس گرم و خشك بوده و درجه كم آن مزاج سرد و خشك دارد استفاده تعليق از آن يعنى بصورت گردن بند تقويت كننده قلب است . اگر بيماران فلج لقوه ,رعشه , جذام ,صرع و كسانى كه بيمارى پوستى دارند اگر در چشمه معدن الماس حمام كنند بيمارى آنان درمان ميگردد. كشته الماس يبوست هاى بسيار سخت را درمان مينمايد و براى قوه باه و زيادى عمر و تندرستى مفيد است.طالع هر شخصى برج حمل باشد استفاده از الماس ,وقار و عزت او را در ميان خلايق چند برابر ميكند.قدرت اراده را زياد و حافظه را قوى ميكند ,فكر و ناراحتى را از آدمى دور و قدرت بدنى را زياد ميكند.
متولدين برج حمل اسد و ميزان با استفاده از الماس خوش شناسى , بركت , عقل و دانش و خوشبختى به همراه خواهد داشت.
الماس يك درمانگر اساسى واقعى تلقى ميشود .داروى نيروى بسيار تصفيه كننده اعضاى بدن و تقويت كننده عضوهاى دفع كننده از جمله شانه و كليه ها است به علاوه از بوجود آمدن سنگ كليه ,مثانه و كيسه صفرا جلوگيرى ميكند.هم چنين الماس براى بيمارى هاى معده و روده بسيار موثر است به خصوص تعيين كننده بيمارى هاى استخوانى و غدد ميباشد و غده تيموس را تحريك ميكند الماس باعث نيرو بخشيدن به مغز و دو نيم كره آن و همچنين مخچه ,سيستم ماهيچه اى به طور كامل ,اعصاب و انشعابات آن ميشود. الماس به ما ياد ميدهد كه در زندگى شكست ناپذير باشيم.همچنين ما را از اشتباهاتمان آگاه ميسازد خطر خود خواهى و غرور را از بين ميبرد الماس تابع نشان هاى شير (مرداد) ,قوچ (فروردين) و جدى (دى) است.
   اپى دوت Epidote :
اپى دوت براى تعادل بدن و قلب بسيار موثر است و همچنين عمل هضم را آسانتر ميكند اپى دوت باعث تسلى خاطر در مسائل عشقى در زندگى مان ميشود و ما را از حسادت و حقارت و ترحم نسبت به خود رها مى كند.
اوپال  Opal  :
اوپال براى معده , روده و ورم معده بسيار موثر است.اين سنگ قلب و جريان خون را تقويت ميكند و نيرو مى بخشد به علاوه ميتوان براى سرطان خون از آن استفاده كرد و در واقع گلبول هاى قرمز خون را زياد ميكند اوپال سياه رنگ افسردگى را تسكين ميدهد و نگرانيهاى ناشى از ابهامات را از بين ميبرد.اوپال سفيد رنگ واقعيت را آشكار ميكند اين سنگ چشم هايمان را بر روى زندگى و افكار درونى باز ميكند و همچنين نيروهاى مثبت را در نيروهاى منفى ادغام ميكند و باعث تقويت صفت هاى خوب يا بد در ما ميشود. ايجاد شادى روشنايى و شم قوى ميكند و همچنين نگرانى و افسردگى مارا تسكين ميدهد و مانع سستى و رخوت ميشود سنگهاى اوپال روشن مختص علائم ماهى ( اسفند ) و سرطان( تير) است در صورتى كه اوپال تيره به نشانه هاى دلو(بهمن) و عقرب(آبان) اختصاص دارد.
انيكس  Onyx :
انيكس عقيق سياهى است كه اغلب داراى شيارهاى سفيد رنگ است .اين سنگ جريان خون را تحريك ميكند و حس شنوايى را بهبود مى بخشد هم چنين ناخن پوست, چشم, پا وموها را تقويت مى كند و از ريزش مو مى كاهد .اين سنگ سستى و كاهلى را برطرف مى كند و ناراحتى هاى گوش و معالجه آن را برعهده ميگيرد .انيكس نيرو و قدرت ميدهد و در مبارزه با به ستوه آمدن و نيروهاى منفى,ما را حمايت ميكند و استوار ميسازد. انيكس مختص علائم قوس (آذر) جدى(دى) و دلو (بهمن )است .
پريدوت   Peridot  :
پريدوت ناراحتى هاى قلبى را از بين مى برد ,قلب را نيرو مى بخشد و گردش خون را بهبود ميدهد.همچنين براى بيمارى هاى اندام هاى داخلى بسيار موثر است.اشخاص حساس به زمان لازم است كه گردنبندى از پريدوت با خود داشته باشند زيرا اين سنگها همچون داروهاى محرك است.
سنگ پريدوت در ما ايجاد روشن بينى و بصيرت ميكند و بر عليه اندوه و ناراحتى ها مبارزه ميكند .پريدوت تحت علائم جوزا(خرداد) و شير (مرداد) قرار دارد.

تورمالين   Tourmaline  :
سنگ تورمالين به رنگهاى سياه,سبز,صورتى و حتى به صورت بى رنگ وجود دارد.تورمالين سبز به درمان مسموميتهاى خونى,بيماريهاى عفونى, كم خونى و مجراى لنفاوى كمك ميكند.اعصاب را آرام و قدرت تمركز را زياد ميكند.سرطان در مراحل اوليه اش توسط تورمالين مداوا ميشود تفاوت جزئى در رنگ هاى سبز متنوع باعث درمان قلب بيمار ميشود.تورمالين سبز پيوندها را مستحكمتر و هماهنگى نظم و درك خانواده را زياد ميكند و ارتعاشات خلق و خوى را متعادل ميسازد اين سنگ مختص نشان قوچ(فروردين) است و متعلق به چاكراى قلب است.تورمالين سياه گردش خونى را فعال و قلب را تقويت ميكند و باعث افزايش حس بويايى است.اين نوع تورمالين ما را در برابر نيروهاى منفى دنيوى و غيره حمايت ميكند به همين دليل بايد آن را هميشه با خود داشته باشيم . همچنين ميتواند در برابر حسادتها و رشك ورزيدن هايى كه ما را احاطه كرده است در امان نگه دارد اين سنگ تحت صورتهاى فلكى عقرب( آبان ),قوچ (فروردين) قراردارد. تورمالين آبى صاحبش را با جنس مونث سازگارتر ميكند.ريه ها,حنجره,غده تيروئيد,هورمونها و سيستم ايمنى بدن را نيرو ميبخشد.مشكلات مربوط به تمركز را رفع ميكند و بيمايهاى روانى را تسكين ميدهد.تورمالين صورتى (روبليت) سرگيجه را درمان ميكند و حافظه و قلب را نيرو ميبخشد.بيماريهاى مربوط به ناخن ها و اعصاب را درمان ميكند. اين سنگ براى درمان بعضى گونه هاى نازايى , بيماريهاى دستگاه تناسلى و مسائل مربوط به عادت ماهيانه است.اين سنگ نگرانيها, سرخوردگيها يا ناكاميهاى در ارتباطات و يا زندگيهاى مشترك بين زوج ها را از بين ميبرد . تورمالين صورتى به ما در اراده احترام به خود و قدرت بيان ميدهد. نيروى تمركز را درما زياد ميكند و عوارض بيمارييهاى روان تنى را درمان ميكند. نيروى عشق و دلباختگى را در ما بيدار و تنظيم ميكند و نوسانات قوى براى شادى,شور و هيجان در زندگى را منتشر ميكند تورمالين صورتى مختص علائم قوچ(فروردين) ترازو (مهر) و عقرب (آبان) است.
چشم ببرى    tiger-eye:
چشم ببرتوده اى از كوارتز قهوه اى طلايى است كه به شكل راه راه با رسوبات رشته اى آهن خرمايى رنگ است و در برابر اسيد ها بسيار حساس است.اين سنگ فعال كننده مراكز حركتى در بدن از جمله استخوان و مفاصل ميباشد و باعث تقويت آنها ميشود.رنگ قهوه اى طلايي آن باعث گرم نگه داشتن بدن و بيش از هر چيز مجراهاى تنفسى ميشود و داراى اثر تسكين بخش در تنگى نفس و آسم است اين سنگ ايجاد گرما و آرامش ميكند و افكار ما را براى مداواى ذات درونمان تحريك ميكند اين سنگ به كسانى كه داراى مشكلات امور مالى هستند كمك با ارزشى ميكند.اين سنگ مختص نشانه هاى جوزا (خرداد),سنبله(شهريور) و شير (مرداد) است
zircon   زیرکن:  

اكثر مواقع بى رنگ است به جز در رنگ هاى زرد ,قهوه اى ,نارنجى و بنفش براى مراقبت از سلامتى هميشه از زير كن قهوه اى قرمز كه يكى از بهترين آن را شامل ميشود استفاده كنيد.آلرژيها و بيماريهاى پوستى توسط اين سنگ درمان ميشود به عوارض آسم ,بيماريهاى نايژه ها و ناراحتى هاى ريوى نيز كمك ميكند زيركن هجوم احساسات و عواطف بيش از حد درافراد را آرام ميكند و نيز باعث نظم و هماهنگى در نيروهاى درونى ميشود .
سيترين  Citrine :
به طور كلى سنگ سيترين ,كريستال كوارتز زرد رنگى است كه از رنگ سبز مايل به زرد قهوه اى طلايى رنگ متمايل مى شود . عنصرى كه به اين سنگ رنگ مى دهد آهن است .
سيترين سنگ نيرومندى است كه اغلب باعث روشنايى و گرمى قلب ميشود و براى افسردگى,عصبانيت و نگرانى ها بسيار موثر است.همچنين عوارض ديابت سوخت و ساز سلولى در مشكلات غده اى را تسكين ميدهد.عمل سيستم ايمنى روده ها و هضم دستگاه گوارش را تسهيل ميكند و سوخت و ساز رادر بدن افزايش ميدهد.سيترين تابع نشانه هاى شير (مرداد) جوزا (خرداد), سنبله (شهريور) و گاو نر (ارديبهشت ) است .
عقيق   Agate  :
عقيق براى بيمارى ها و ناتوانيهاى چشمى بسيار موثر است و داروى تقويتى براى دستگاه توليد مثل است.مى توانيم از اين سنگ براى درمان سر دردها , گرفتگى هاى عضلانى و درد هاى پشت استفاده كنيم.سنگ عقيق ريه ها , معده ,كبد و مغزرا تقويت ميكند و محركى براى دستگاه گوارش است و بيان و سخنورى را تسهيل ميكند .عقيق به نشانه هاى گاو نر (ارديبهشت) و عقرب (آبان) اختصاص دارد.
فلورين  Flourine  :
سنگ فلورين درمان مخصوصى براى بيماريها و عوارض مغزى و حل مشكلات ذهنى دارد و باعث رشد ,كشش و قدرت تشخيص در ما مىشود. براى بيمارى هاى استخوان مانند التهابات مفصلى ,استخوانى وآرتروز بسيار موثر است و براى عوارض زخم ها بسيار مفيد مى باشد.كبد را تقويت ميكند و به تمركز حواس كمك بزرگى ميكند.اين سنگ شم و الهام مارادر مسائل مربوط به انتخاب دوست و همنشين در مسير زندگى زياد ميكند.فلورين بنفش براى نشان ماهى (اسفند ) و آبى روشن براى دلو(بهمن) مناسب است.
فيروزه   Turquoise   :
سنگ فيروزه به عوارض عملكرد هاى نادرست كبد و غدد كمك مى كند و بر عليه بيماريهاى چشم و اصلاح گردش خون موثر است.اين سنگ براىهمه بيماريهايى كه بر اثر كمبود مواد غذايى و تغذيه بد ايجاد ميشوند بكار ميرود اعتماد به نفس را افزايش ميدهد و شخص را در برابر خواب هاى آشفته و كابوسها حمايت ميكند. نه تنها ارتعاشات منفى را از ما دور ميكند بلكه ميتواند جذب كننده نيروهاى مثبت هم باشد. اين سنگ مختص نشان ماهى (اسفند) است.
كريستال سنگ    Rock crystal  :
اين سنگ از كوارتز شفاف و بى رنگ است و معمولا براى درد هاى پشت و ديسك كمر استفاده ميشود.به علاوه براى قلب ,غدد و جريان خون موثر است و اختلالات روده اى را تسكين ميدهد.آميخته آن با يشم قرمز اضافه وزن و انسداد انرژى در بدن را از بين ميبرد. اين سنگ برايمان آرامش و سازگارى مى آورد و ما را خوش مشرب و حساس و سرشار از لطافت نسبت به همنوعان و محيط اطراف ميكند. اين سنگ تحت صورتهاى فلكى شير (مرداد) و جوزا(خرداد)است.
كوارتز آبى    Blue quartz:
اندام بدن را تصفيه و سيستم ايمنى را تقويت مى كند . قلب ,ريه ها و سيستم عصبى پا را سمپاتيك را نيرو مى بخشد . بدن را در برابر اشعه هاى زمينى , ايكس (x) و غيره حمايت ميكند.كوارتز آبى براى افسردگى , دلتنگى و عدم تحرك بسيار موثراست و قدرت بيان را زياد ميكند.
كونزيت    Kunzite  :
اين سنگ براى مبارزه با اعتياد به الكل بسيار موثر است شنوايى و بينايى را زياد ميكند عمل گوارش را آسانتر ميكند و حالت تهوع و سرگيجه را از بين ميبرد.اين سنگ به ما كمك ميكند تا بر فشار هاى عصبى , خشم و عصبانيت كنترل داشته باشيم.
مرواريد   Pearl  :
اين سنگ از ترشح اسيد كربنيك سنگ آهك در داخل صدف تشكيل ميشود.اعصاب غددفوق كليه,طحال و عضلات را تقويت ميكند.مرواريدها براى زخم معده بسيار موثراند از روده ها محافظت ميكند براى تب و سر دردها مفيداند و نيروى حيات را در ما ايجاد مى كند و چشم ها را تقويت ميكند مرواريدها تغييرات ناگهانى خلق و خوى اضطراب و نگرانيها را از بين ميبرد و ابتكار ,حساسيت و الهام به ما ميدهند.اين سنگ به نشانه هاى سرطان (تير), ماهى (اسفند) و ترازو (مهر) اختصاص دارد مرواريد سياه به نشان جدى (دى ) تعلق دارد.
ياقوت   Ruby:
اين سنگ به رنگ قرمز تيره است كه ماده رنگى موجود درآن كروم است در قرن ما عموما از آن براى بيماريهاى قلبى,جريان خون و تقويت غدد فوق كليوى استفاده ميشود.اين سنگ فشار خون خيلى پايين را افزايش ميدهد و حالت ضعف و ناتوانى را تقويت ميكند,بى حسى و رخوت را از بين ميبرد و جريان خون را در ناحيه چشم ها به گردش مياندازند.اين سنگ قلب را از عشق به خود و آينده لبريز ميكند.به طور معمول موجب پرورش نيروهاى معنوى ميشود .سنگ ياقوت منجر به حمايت از آرزوها,رها كردن وابستگى ها و مانع از خيانت و بى وفايى شريك زندگى ميشود.اين سنگ تحت صورتهاى فلكى شير (مرداد),قوچ(فروردين)وعقرب(آبان)قراردارد.
توضيح: در گالري عكس سايت از تصاويراين سنگها خصوصاستفاده شده است

منابع و ماخذ :
1 - كانى ها و سنگ هاى قيمتى نويسنده : مارتين هولدن
2- جهان جواهرات نويسنده : آقاي دكتر داريوش اديب
3- تغيير سرنوشت و درمان با استفاده
از سنگ هاى قيمتى و جواهرات نويسنده: دايا سارى چكرن ترجمه دكتر پروين بيات
4- خواص سحرى و درمانى سنگ ها نويسنده : مسعود رضائيان عطار

 


Go to fullsize image

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 13:59  توسط علی  |